ر-أ-ی

« Back to Glossary Index
ریشه ثلاثی «ر أ ی» در قرآن ۳۲۸ بار در هشت شکل صرفی مختلف آمده است:

۲۷۱ بار به صورت فعل باب اول «رَأى» (دید)

1
۱. معانی 

  • دید، مشاهده کرد.
  • اندیشه داشت، نظر داد.
  • تشخیص داد، دریافت.
  • گاهی به معنای «گمان کرد» یا «پنداشت» نیز به کار می‌رود.

۲. کاربرد واژه در زبان عربی:

  • فعل «رَأى» هم در معنای فیزیکی (دیدن با چشم) و هم در معنای مجازی (داشتن نظر یا عقیده) استفاده می‌شود.
  • مثال‌ها:
    • رَأى الطائرَ فی السَّماءِ.(پرنده را در آسمان دید.)
    • رَأى أنَّ الحَقَّ مَعَکَ.(نظر داد که حق با توست.)

۳. ویژگی‌های دستوری:

  • فعل ثلاثی مزید (سه‌حرفی اصلی).
  • فعل ماضی (گذشته) از مصدر «رُؤْیَة» (دیدن).
  • صرف:
    • رَأى (او دید)
    • رَأَیتُ (من دیدم)
    • رَأَینا (ما دیدیم)
    • رَأَیتَ (تو دیدی – مذکر)
    • رَأَیتِ (تو دیدی – مؤنث)
    • رَأَوا (آنها دیدند)
  • مضارع: یَرَى (می‌بیند)
  • امر: اِرَ (ببین!)

۴. اطلاعات ریشه‌شناسی (اتیمولوژی):

  • ریشه: ر-أ-ی (رأی)
  • مصدر: رُؤْیَة (دیدن، مشاهده)
  • این ریشه در زبان‌های سامی دیگر (عبری: רָאָה) نیز با معنای دیدن وجود دارد.

۵. مترادف‌ها و متضادها:

عربی:

  • مترادف‌ها: أَبْصَرَ، شاهَدَ، نَظَرَ، لاحَظَ، عَلِمَ (در معنای دانستن)
  • متضادها: جَهِلَ (ندانست)، أَغْفَلَ (نادیده گرفت)، تَجاهَلَ (خود را به نادانی زد)

فارسی:

  • مترادف‌ها: دید، مشاهده کرد، نگریست، نظر داد، تشخیص داد، دریافت، فهمید (در معنای مجازی)
  • متضادها: نادیده گرفت، نفهمید، نشناخت، بی‌توجهی کرد

خلاصه:
«رَأى» در عربی فعلی است که هم در معنای دیدن با چشم و هم در معنای نظر داشتن یا عقیده داشتن کاربرد دارد. این واژه از ریشه ر-أ-ی آمده و در فارسی و عربی مترادف‌ها و متضادهای فراوانی دارد.

 

۲ بار به صورت فعل باب سوم «یُرَاءُ» (خودنمایی می‌کند)

2

۴۰ بار به صورت فعل باب چهارم «أَرَى» (نشان داد)

3

۲ بار به صورت فعل باب ششم «تَرَاءَتِ» (ظاهر شدند)

4

۲ بار به صورت اسم «رَأْی» (نظر)

5

۱ بار به صورت اسم «رِءْی» (دید)

6

۷ بار به صورت اسم «رُءْیَا» (رؤیا، خواب)

7

۳ بار به صورت مصدر باب سوم «رِیَاء» (ریا، خودنمایی)

8
Nach oben scrollen