036-038-043-يس

« Back to Glossary Index
و نشانه ای دیگر خورشید است که در قرارگاهی که برای آن مقرر شده، در حرکت میباشد، این یک قرار دادِ حساب شده دقیقی است از جانب آن پر قدرتِ بس دانا (این مطلب قرآن موضوعی است که در قدیم تا چند سالِ پیش، کسی از آن خبر نداشت و اخيرا دانشمندانِ مربوطه کشف کرده اند که خورشید در اطراف خورشید بزرگتری میگردد و از این میتوان فهمید که همانطور که ماه دور زمین و زمین دور خورشید و خورشید، دور خورشید بزرگتری میگردد، تمام جهان مرکزی دارد که مرکز قدرت جهان است و تمام جهان دور آن مرکز در حرکتند و این حرکتها با تمام طولانی بودن آنها همیشگی نیست و همه پس از مدتی زندگی مخصوصِ خود میمیرند و دوباره بصورتی دیگر زنده میشوند و همه تحت اراده آن قدرتِ مرکزی که الله است، میباشند، یعنی قدرت مرکزی دانا و حکیمی که همه چیز را روی حساب دقیقی و برای هدفی معین و تا مدت معلومی بوجود آورده) (۳۸)

وَالشَّمسُ تَجري لِمُستَقَرٍّ لَها ۚ ذٰلِكَ تَقديرُ العَزيزِ العَليمِ

خورشید در حرکت است تا به قرارگاهِ [و نهایت] ویژه‌ی خود برسد؛ این است اندازه‌گذاری و تدبیرِ آن خدای شکست‌ناپذیرِ دانا.


وَالشَّمسُ تَجري لِمُستَقَرٍّ لَها

ترجمه:
«و خورشید در حرکت است تا به قرارگاهِ [و نهایت] خود برسد.»

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف، به معنای «و».
    • جمله را به جمله‌های قبل از خود در آیه‌های پیشین سوره یس پیوند می‌دهد.
  • الشَّمسُ
    • «الشَّمس» با «ال» تعریف، یعنی «خورشید».
    • اسم مؤنث، فاعلِ جمله است.
    • اشاره به خورشید به عنوان یکی از نشانه‌های قدرت و نظم الهی در نظام آفرینش.
  • تَجري
    • فعل مضارع، از ریشه‌ی «جَرَیَ / یَجري» به معنای «جاری بودن، روان بودن، حرکت کردن».
    • معنای ساده: «می‌دود»، «می‌گردد»، «در حرکت است».
    • در اینجا مقصود حرکت منظم و قانون‌مند خورشید در مدار و مسیر مقدّر شده‌اش است؛ هم می‌تواند شامل حرکت ظاهری روزانه در آسمان باشد، هم حرکت واقعی آن در فضا طبق آفرینش خدا.
    • استفاده از فعل مضارع، بر استمرار و ادامه‌دار بودن این حرکت دلالت دارد.
  • لِمُستَقَرٍّ
    • «لِ» حرف جر، به معنای «به سوی» یا «برای».
    • «مُستَقَرّ» اسم، از ریشه «قَرَّ / یَقِرُّ» به معنای «آرام گرفتن، ثابت شدن، قرار یافتن».
    • «مستقرّ» یعنی: محل قرار، جای ثابت، نقطه‌ی پایانی یا جای آرامش، جایی که چیزی در آن می‌ایستد یا به آن ختم می‌شود.
    • «لِمُستَقَرٍّ» یعنی: «به سوی قرارگاهی»، «برای قرارگاه و نهایتِ ویژه‌ای».
    • مفسران دو نگاه مهم در تفسیر «مستقرّ» دارند:
      1. نقطه یا مرحله‌ای در این جهان که حرکت خورشید تا آنجا ادامه دارد (مثلاً تا پایان عمر نظام کنونی جهان یا نظام منظومه شمسی).
      2. اشاره به نظام دقیقِ زمانی و مکانیِ حرکت خورشید؛ یعنی برای خورشید حدود و زمان و مکانی مشخص شده که از آن فراتر نمی‌رود.
  • لَها
    • «لَـ» حرف جر، «ها» ضمیر مؤنث مفرد، که به «الشمس» برمی‌گردد.
    • معنای عبارت: «برای او (برای خورشید)».
    • جمع‌بندی: «لِمُستَقَرٍّ لَها» یعنی: «تا قرارگاه و نهایتِ مخصوص خودش».

جمع‌بندی جمله:
جمله می‌گوید خورشید در چارچوب یک برنامه و مسیر مشخص و محدود، پیوسته در حرکت است و این حرکت، هدفمند و دارای نهایت و مرزی است که برای آن تعیین شده است، نه بی‌حساب و تصادفی.


ذٰلِكَ تَقديرُ العَزيزِ العَليمِ

ترجمه:
«این است اندازه‌گذاری و تقدیرِ آن خدای شکست‌ناپذیرِ دانا.»

توضیح واژه‌ها:

  • ذٰلِكَ
    • اسم اشاره برای دور، به معنای «آن» یا در فارسی روان: «این است [چنین نظم و حرکتی]».
    • به کلّ مضمون جمله‌ی قبل اشاره می‌کند: حرکت حساب‌شده‌ی خورشید به سوی قرارگاه و مسیر خاص خودش.
    • نوعی تأکید است که آنچه گفته شد، یک نظام دقیق و حساب‌شده است.
  • تَقديرُ
    • از ریشه‌ی «قَدَرَ / یَقدِرُ» به معنای «اندازه گرفتن، اندازه‌گذاری، برنامه‌ریزی، تعیین حدود».
    • «تقدیر» یعنی:
      • اندازه‌گذاری دقیق،
      • تعیین مقدار، زمان، جهت و حدود،
      • برنامه‌ریزی پیشینیِ نظام موجودات.
    • در اینجا: «تقدیر» یعنی این نظم و قانون و مسیر و پایان برای خورشید، همگی تعیین و تنظیم شده‌ی الهی است، نه خودبه‌خود و بی‌حساب.
  • العَزيزِ
    • یکی از نام‌های خدا.
    • از ریشه «عِزَّة» به معنای:
      • نفوذناپذیر بودن، شکست‌ناپذیر بودن،
      • غالب بودن، دارای قدرت برتر.
    • «العزیز»:
      • آن که هیچ چیز بر او غلبه نمی‌کند،
      • دارای قدرتی است که هیچ‌کس نمی‌تواند در برابرش بایستد،
      • از نظر رتبه و قدرت، برتر و دست‌نایافتنی است.
    • در این آیه، اشاره دارد که این نظام دقیق، از جانب خدایی است که قدرتش مطلق است.
  • العَليمِ
    • یکی دیگر از نام‌های خدا.
    • از ریشه «عِلم» به معنای «دانایی و آگاهی کامل».
    • «العليم»:
      • دانای مطلق،
      • آگاه به همه جزئیات،
      • کسی که هیچ چیز، نه در گذشته و نه آینده و نه در نهان، از علم او پوشیده نیست.
    • در اینجا تأکید می‌کند که این نظم و اندازه‌گذاری در حرکت خورشید، بر پایه‌ی علم بی‌نهایت خداست، نه ناآگاهی یا تصادف.
  • ترکیب تَقديرُ العَزيزِ العَليمِ
    • یعنی: «این اندازه‌گذاری و برنامه‌ریزی، کارِ همان خدایی است که هم قدرت مطلق دارد (العزیز) و هم علم مطلق دارد (العليم).»
    • کنار هم آمدن «العزیز» و «العليم» این پیام را می‌دهد که:
      • خدا هم «می‌تواند» (قدرت) و هم «می‌داند» (علم)،
      • پس این نظام دقیق کیهانی، نتیجه‌ی قدرت و علم توأمان اوست، نه طرحی ناقص یا تصادفی.

جمع‌بندی جمله:
این جمله توضیح می‌دهد که حرکت حساب‌شده و هدفمند خورشید، نتیجه‌ی اندازه‌گیری و برنامه‌ریزی خدایی است که هم شکست‌ناپذیر است و هم به همه چیز داناست؛ یعنی پشت این نظم، قدرتی مطلق و علمی بی‌نهایت وجود دارد.

Nach oben scrollen