007-166-041-أعراف

« Back to Glossary Index
آری، چون از آنچه پنددهندگان ایشان را نهی کردند سرپیچی نمودند، برای ایشان گفتیم: «بوزینه‌گان شوند، رانده‌شده». (با در نظر گرفتن وضع یهود در برابر نصایح منتقدان ارمیا، و با توجه به واژه‌های «بوزینه» و «رانده‌شده» در این آیه؛ همچنین با توجه به آیهٔ 60 از سورهٔ مائده که در همان موضوع به یهودیان و مسیحیان می‌گوید کسانی که مورد غضب خدا واقع شدند، هم بوزینه و هم خوک و هم نوکر هر ستمکاری شدند. خوب می‌فهمیم که مقصود از همهٔ این تعبیرات استعمارشدن ملت است؛ زیرا وقتی ملتی مستعمرهٔ بیگانه شود و بیگانگان بر آن مسلط گردند، آن ملت نسبت به بیگانگان مقلد می‌شود، مانند بوزینه، و از شهوت‌پرستی همچون خوک تبعیت می‌کند؛ ناموس خود را به بیگانگان تقدیم می‌کند تا از آن‌ها مقام کسب نماید، و باید نوکر بی‌چون‌وچرای بیگانگان شود؛ نوکری که جز ستم و استثمار ملت توسط این بیگانگان، کاری برای مردم انجام نمی‌دهد و در همه‌جا خود را آقا و بزرگ می‌پندارد. این نوکران بوزینه‌صفت و خوک‌مانند، حرمت‌ها را می‌رانند و اهانت می‌کنند.) (166)
فَلَمّا عَتَوا عَن ما نُهوا عَنهُ قُلنا لَهُم كونوا قِرَدَةً خاسِئينَ

پس هنگامی که از آنچه از آن نهی شده بودند سرکشی کردند، به آنان گفتیم: بوزینگانِ خوار و رانده‌شده باشید.


فَلَمّا عَتَوا عَن ما نُهوا عَنهُ

پس چون از آنچه از آن نهی شده بودند سرکشی کردند

شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف عطف و تفریع؛ دلالت بر نتیجه و پیوستگی با قبل
  • لَمّا: ظرف زمان، به معنای «هنگامی که»
  • عَتَوا: فعل ماضی، سوم شخص جمع؛ از ریشهٔ «ع ت و»؛ به معنای سرکشی شدید و تجاوز از حد
  • عَن: حرف جر؛ به معنای «از»
  • ما: اسم موصول؛ به معنای «آنچه»
  • نُهوا: فعل ماضی مجهول، سوم شخص جمع؛ از ریشهٔ «ن هـ ی»؛ به معنای «نهی شدند»
  • عَنهُ: «عن» حرف جر + «ه» ضمیر متصل، اشاره به «ما»؛ یعنی «از آن»

قُلنا لَهُم كونوا قِرَدَةً خاسِئينَ

به آنان گفتیم: بوزینگانِ خوار و رانده‌شده باشید

شرح واژه‌ها:

  • قُلنا: فعل ماضی، اول شخص جمع؛ از ریشهٔ «ق و ل»؛ به معنای «گفتیم»
  • لَهُم: «لِـ» حرف جر + «هم» ضمیر متصل؛ به معنای «به آنان»
  • كونوا: فعل امر، دوم شخص جمع؛ از ریشهٔ «ك و ن»؛ به معنای «باشید»
  • قِرَدَةً: اسم جمع، منصوب؛ به معنای «بوزینگان / میمون‌ها»
  • خاسِئينَ: صفت منصوب برای «قردة»؛ از ریشهٔ «خ س أ»؛ به معنای «خوار، رانده‌شده، دورشده از رحمت»
Nach oben scrollen