007-024-041-أعراف

« Back to Glossary Index
پروردگار ایشان گفت هر سه بسوی زمین فرو شوید و بعضی از شما دشمن بعضی دیگرید و برای شما در زمین تا زمانی قرار گاه و بهره مندی ای خواهد بود (این آیه می گوید که اولا بعضی از جنهای شرور بعضی از انسانها را به فساد وسوسه میکنند و ثانیا بعضی از زنها مردان خود را به فساد وسوسه میکنند و ثالثا بعضی از مردان نیز بعضی از زنان را به فساد وامیدارند ورابعة هم جنها که نسل ابلیس هستند و هم انسانهای نسل آدم مدتی زندگی میکنند تا بمیرند ) (24)
قالَ اهبِطوا بَعضُكُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُم فِي الأَرضِ مُستَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلىٰ حينٍ

ترجمه:
فرمود: فرود آیید (پایین روید)، در حالی که برخی از شما دشمن برخی دیگر است؛ و برای شما در زمین جایگاهی (برای سکونت) و بهره‌مندی‌ای تا زمانی معین خواهد بود.


قالَ اهبِطوا بَعضُكُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ

ترجمه:
فرمود: فرو شوید (از این مقام پایین روید)، در حالی که برخی از شما دشمن برخی دیگر است.

توضیح واژه‌ها:

  • قالَ
    • ریشه: «ق و ل»
    • معنا: گفت، فرمود.
    • در اینجا: نسبت‌داده شده به خداوند، یعنی خدا فرمود.
    • نکته: فعل ماضی (گذشته) است، مفیدِ قطعیت و تحقق.
  • اهبِطوا
    • ریشه: «ه ب ط»
    • معنا: فرود آمدن، پایین رفتن، نزول از جایگاهی بالاتر به مکانی پایین‌تر.
    • صیغه: فعل امر، جمع (خطاب به چند نفر)
    • در این آیه:
      • اشاره به خارج شدن از بهشت (یا باغ‌ها/مکان برتری که آدم و حوّا در آن بودند) به سوی زمین دارد.
      • «هبوط» فقط پایین آمدن مکانی نیست، بلکه «تنزّل مقام» هم می‌رساند؛ یعنی از یک مرتبه‌ی آرامش و کرامت به مرتبه‌ای همراه با رنج، تکلیف، زحمت و مسئولیت.
  • بَعضُكُم
    • «بعض»:
      • معنا: برخی، قسمتی، بخشی از یک کل.
    • «كم»:
      • ضمیر مخاطب جمع: شما
    • «بعضكم»:
      • یعنی «بعضی از شما»؛ بخشی از مجموعه‌ی شما.
      • مراد: نسل آدم، انسان‌ها به طور کلی (و نیز در تفاسیر، شامل آدم، حوّا و شیطان).
  • لِبَعضٍ
    • «لِـ»:
      • حرف جر، در اینجا بیان نسبت و جهت: «برای» / «نسبت به» / «بر علیه».
    • «بعضٍ»:
      • باز به معنای «بعضی دیگر» است، ولی به صورت نکره (بدون الف و لام) آمده تا عمومیت و گستردگی را برساند؛ یعنی هر گروهی نسبت به گروهی دیگر.
    • «لبعضٍ»:
      • یعنی برای بعضی دیگر، در برابر بعضی دیگر.
  • عَدُوٌّ
    • ریشه: «ع د و»
    • معنا: دشمن، کسی که تعدّی و تجاوز می‌کند، نیت خیر ندارد.
    • نکته نحوی:
      • «عَدُوٌّ» خبرِ محذوف یا خبر برای مبتدای محذوف است؛ یعنی تقدیر چنین است:
        • «بعضُكم عدوٌّ لبعضٍ» یا «بعضكم لبعضٍ عدوٌّ»
      • مفهوم:
        • بعضی از شما دشمن بعضی دیگر خواهید بود.
    • از نظر معنا:
      • هم دشمنی انسان با شیطان را شامل می‌شود.
      • هم دشمنی انسان‌ها با یکدیگر (حسد، جنگ، نزاع، رقابت‌های ناسالم و…).

جمع‌بندی این بخش:
خداوند اعلام می‌کند که: از آن جایگاه (بهشت یا جایگاه بالاتر) فرود آیید؛ از این پس، زندگی شما در سطحی که پایین‌تر است ادامه پیدا می‌کند، و رابطه‌ی میان شما با یکدیگر و با شیطان، آمیخته با دشمنی و کشمکش خواهد بود.


وَلَكُم فِي الأَرضِ مُستَقَرٌّ

ترجمه:
و برای شما در زمین جایگاهی (محلّ استقرار) خواهد بود.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف: «و»، برای پیوند دادن این جمله با جمله‌ی قبل.
    • اشاره به ادامه‌ی فرمان و توضیح وضعیت آینده‌ی انسان پس از هبوط.
  • لَكُم
    • «لَـ»:
      • حرف جر، بیان‌کننده‌ی «برای».
    • «كم»:
      • ضمیر شما (جمع).
    • «لكم»:
      • برای شما، به سود شما، در اختیار شما.
    • از نظر معنا:
      • هم جنبه‌ی تهدید دارد (زندگی زمینی با رنج‌ها و دشواری‌ها)،
      • هم جنبه‌ی نعمت (زمین جای زندگی، تلاش، کسب روزی و رشد است).
  • فِي الأَرضِ
    • «في»:
      • حرف جر، یعنی «در».
    • «الأرض»:
      • زمین، سیاره‌ای که محلّ زندگی انسان است.
      • با «ال» معرفه شده یعنی زمین شناخته‌شده، همین جهانی که می‌شناسیم.
    • «في الأرض»:
      • یعنی در زمین، در این دنیا، بر خلاف جایگاه قبلی (بهشت یا مقام بالاتر).
  • مُستَقَرٌّ
    • ریشه: «ق ر ر»
    • اصل معنا:
      • آرام گرفتن، ثابت شدن، قرار یافتن.
    • «مستقرّ»:
      • هم می‌تواند اسم مکان باشد: جایگاه استقرار، محلّ اقامت.
      • هم می‌تواند اسم مفعول باشد: چیزی که در آن قرار گرفته شده و تثبیت می‌شود.
    • در این آیه:
      • یعنی محل اقامت و زندگی شما، جایی که در آن سکونت می‌کنید،
      • ولی توجه داشته باشیم که: این «استقرار» مطلق و همیشگی نیست؛ بلکه یک استقرار موقّت است (با توجه به جمله‌ی بعد: «وَمَتاعٌ إِلىٰ حينٍ»).
    • از نظر مفهومی:
      • زمین هم محل کار است، هم محل امتحان، هم محلّ آرامش نسبی و هم محلّ رنج و تغییر.

خلاصه این بخش:
خداوند می‌فرماید که جای سکونت و قرار شما در این مرحله، روی زمین خواهد بود؛ جایی که باید در آن زندگی کنید، تلاش کنید و پیامدهای انتخاب خود را ببینید.


وَمَتاعٌ إِلىٰ حينٍ

ترجمه:
و بهره‌مندی (وسایل استفاده و لذت) تا زمانی معین (تا مدّتی محدود).

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف، این جمله را به جمله‌ی قبل متصل می‌کند: علاوه بر «مستقرّ»، چیز دیگری هم هست و آن «متاع» است.
  • مَتاعٌ
    • ریشه: «م ت ع»
    • معنا:
      • وسیله‌ی بهره‌بردن، آنچه انسان برای زندگی و استفاده دارد: خوراک، پوشاک، وسایل زندگی، لذت‌ها، امکانات مادی.
    • در قرآن:
      • هم برای نعمت‌های این دنیا به کار می‌رود،
      • هم اشاره دارد به اینکه این نعمت‌ها موقّت و گذرا هستند.
    • نکته:
      • «متاع» لزوماً نعمت خالص نیست؛ ممکن است آمیخته به رنج، امتحان و مسئولیت هم باشد.
      • یعنی دنیا برای انسان وسیله‌ای است جهت استفاده‌ی محدود، نه هدف اصلی.
  • إِلىٰ
    • حرف جر: تا، تا اینکه.
    • بیان‌کننده‌ی نهایت و انتها: حدّ و مرز زمانی.
  • حينٍ
    • معنا: زمان، دوره، مقطع زمانی.
    • نکره آمده («حینٍ» نه «الحین»)
      • برای افاده‌ی ابهام و عمومیت: یعنی تا یک مدتی که مشخص شده ولی در متن صریحاً تعیین نمی‌شود.
    • از نظر معنایی:
      • اشاره دارد به این که این بهره‌مندی بی‌نهایت نیست؛ یا پایانش مرگ است، یا پایانش قیامت و دگرگونی جهان است.

نتیجه‌ی مفهومی این بخش:
هر آنچه در زمین دارید (نعمت‌ها، امکانات، لذت‌ها، وسایل زندگی) همه «متاع» است؛ یعنی ابزار استفاده‌ی موقّت، نه مالکیت دائمی. این استفاده تا زمانی مشخص ادامه دارد؛ بعد از آن، مرحله‌ی دیگری (مرگ، قیامت، حساب‌رسی) فرا می‌رسد.


جمع‌بندی کلی آیه:

  1. «قال اهبطوا»:
    خداوند فرمان می‌دهد که از جایگاه پیشین (بهشت یا مقام بالاتر) به زمین فرود آیید؛ این هبوط هم کاهش مقام است و هم آغاز زندگی دنیویِ همراه با مسئولیت.
  2. «بعضكم لبعض عدوّ»:
    روابط میان شما (انسان‌ها با یکدیگر و انسان با شیطان) آمیخته با دشمنی، تضاد و کشمکش خواهد بود؛ زندگی آرام و بدون چالشِ بهشتی، جای خود را به زندگی زمینی با برخوردها و اختلاف‌ها می‌دهد.
  3. «ولكم في الأرض مستقرّ»:
    زمین جایگاه استقرار و سکونت شماست؛ باید در آن زندگی کنید، کار کنید، رشد کنید، امتحان شوید و از نتایج اعمالتان بهره یا ضرر ببرید.
  4. «ومتاع إلى حين»:
    نعمت‌ها و امکانات دنیا موقّتی‌اند؛ برای مدتی تعیین‌شده در اختیار شما قرار می‌گیرند. این دنیا جای بهره‌برداری محدود است، نه جای ماندن همیشگی.
Nach oben scrollen