062-001-092-جمعة

« Back to Glossary Index
آنچه در آسمانها و هر چه در زمین است الله را از آنچه سوءاستفاده چیان مذهبی و مریدان آنان درباره او میگویند، پاک و بزرگتر معرفی میکند و ثابت میدارد که او، آن پادشاهِ جهانی و آن غیرِ آلوده به عیب ها و آن قدرتمندِ پرحکمت میباشد (زبانِ حالِ تمامِ مخلوقات پس از نشان دادنِ حالت و صفات خود به دانشمندانِ کنجکاو و بیغرض، به آنان اعلام میکند که خالق عالم چنین صفات بزرگی را دارد و از موهوماتی که درباره او میگویند و برای او دختر و پسر و ولی و واسطه و مظهر و شفيع قرار میدهند، بر کنار است) (۱)

يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرضِ المَلِكِ القُدّوسِ العَزيزِ الحَكيمِ

جمله ۱: يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ

ترجمه فارسی: آنچه در آسمان‌هاست برای خدا تسبیح می‌گوید.

نوع واژه‌ها و توضیحات:

  • يُسَبِّحُ — فعل مضارع مبنی للمعلوم، نوع: فعل. معنای تفسیری: تسبیح گفتن، پاک و منزه دانستن. ریشه: س-ب-ح. وزن: يُفَعِّلُ (أَفْعَلَ عَلَى وزن تَفْعِيل) — باب: تَفْعِيل (باب مبالغة/تعدی به معنی جعل فاعل مکرر).
  • لِلَّهِ — حرف جر + اسم: حرف جر „لِـ“ و „اللَّهِ“ اسم مجرور. معنای تفسیری: اختصاص به خدا، خطابِ غائی. ریشه: ه-ا-ل (اسم خاص). وزن: خاص اسم (بی‌وزنِ صرفی).
  • ما — اسم موصول / اسم عام: موصول كُلِّی که به معنی „آنچه“ (هر آنچه) است. نوع: ضمیر موصولی/اسم موصول. معنای تفسیری: اشاره به موجودات غیر مشخص داخل آسمان‌ها. ریشه: م-ا- (حروف)؛ در قرآن حکم اعم و شامل دارد.
  • فِي — حرف جر. معنای تفسیری: در داخلِ، در محدودهٔ مکان. ریشه: ف-و-ي (حروف) — حرف.
  • السَّماواتِ — اسم مجرور، جمع سما (اسم مکان/جمع مؤنث سالم). معنای تفسیری: آسمان‌ها، کرات آسمانی یا طبقات آسمان. ریشه: س-م-ا / س-م-و (از „سماء“). وزن: سامٍ/اسم مکان جمع؛ باب: اسم.
  • (نکته صرفی-نحوی) «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ» عبارت خبری است که فاعلِ يُسَبِّحُ نامش ظاهر نیست و به «ما» برمی‌گردد (ما‌ء موصوله: آنچه در آسمان‌هاست).

جمله ۲: وَمَا فِي الأَرضِ المَلِكِ القُدّوسِ العَزيزِ الحَكيمِ

ترجمه فارسی: و آنچه در زمین است — (همواره) اوست: پادشاهِ پاکِ منزه، شکست‌ناپذیر، حکیم.

در اینجا ترکیب نحوی: «وما في الأرض» قسمت دومِ موازنی است با «ما في السماوات»، و اسماً واقعاً للَّهِ در ادامهٔ جمله صفت‌ها و أُسماً ثبوتی نیست بلکه اسماء صفات (المَلِكِ القُدّوسِ العَزيزِ الحَكيمِ) به خدا باز می‌گردند و منصوبۀ معنایی به عنوان توصیف خدا هستند.

نوع واژه‌ها و توضیحات (هر واژه یک خط):

  • وَ — حرف عطف. معنای تفسیری: ربط دو جمله یا عنصر.
  • مَا — همانند قبل: اسم موصول (آنچه).
  • فِي — حرف جر.
  • الأَرضِ — اسم مجرور، زمین. ریشه: أ-ر-ض. معنای تفسیری: زمین، کره زمین یا عالم زیرین.
  • المَلِكِ — اسم مفرد، نعت یا ازادانه صفت برای اللَّه (ملک = فرمانروای راستین). نوع: اسم لفظی/صفة اللة. ریشه: م-ل-ك. وزن: فَعْل (اسم فاعل یا اسم مهنة) — باب: اسمی.
  • القُدّوسِ — صفت، مؤنث لغوی به معنی منزه از نقص و شرّ؛ نامی از أسماء الحسنى. ریشه: ق-د-س. وزن: فُعّول (اشتقاق اسم فاعل با تضعیف حرف وسط) — باب: اسم.
  • العَزيزِ — صفت، نیرومند، شکست‌ناپذیر، عزیز. ریشه: ع-ز-ز. وزن: فَعيل یا فَعِيل؟ (عزيز از وزن فَعيل). باب: اسم.
  • الحَكيمِ — صفت، حکیم، صاحب حکمت. ریشه: ح-ك-م. وزن: فَعِيل (اسم فَعِل) یا فَعيل. باب: اسم.

معنای تفسیری مختصر هر صفت:

  • المَلِكِ: مالک و پادشاه مطلق، صاحب سلطنت مطلقه.
  • القُدّوسِ: منزه از هر عیب و نقص و شرّ، پاک و مقدس.
  • العَزيزِ: توانا و شکست‌ناپذیر، قدرتمند و محترم.
  • الحَكيمِ: حکمت کامل در فعل و ایجاد، تدبیر حکیمانه.

کل آیه: آنچه در آسمان‌هاست و آنچه در زمین است برای خدا تسبیح می‌گویند؛ او پادشاهِ منزه، پاک، عزیزِ شکست‌ناپذیر و حکیم است.

Nach oben scrollen