| ریشهٔ ثلاثی (و د ع) چهار بار در قرآن بهکار رفته است، در سه صورتِ مشتق: | ||||||
یک بار به صورت فعل باب اوّل (دَعْ = رها کن، واگذار) | ||||||
یک بار به صورت فعل باب دوّم (وَدَّعَ = خداحافظی کرد، وداع گفت / ترک کرد) | ||||||
دو بار به صورت اسم مفعول باب دهم (مُسْتَوْدَع = محل امانت، جای سپردن / محل قرار موقت) | ||||||
۱. معنی واژه «مُسْتَوْدَع» در عربی شکل واژه: مُسْتَوْدَع الف) بهعنوان اسم مکان
ب) بهعنوان اسم مفعول (در کاربرد نحوی خاص) از لحاظ ساخت، «مُسْتَوْدَع» میتواند معنای «چیزی که به امانت گذاشته شده» هم بدهد، یعنی:
ولی در زبان معاصر، کاربرد غالبِ واژه، همان «محل نگهداری و انبار» است. ۲. ریشه (Stammwurzel) و ساخت صرفی ریشه ثلاثی:
فعل «اِسْتَوْدَعَ»
ساخت «مُسْتَوْدَع»
۳. اطلاعات ریشهشناسی (اتیمولوژی)
۴. کاربرد واژه «مُسْتَوْدَع» در زبان عربی ۴.۱. معنای عمومی: انبار، مخزن
۴.۲. کاربرد در صنعت و فناوری
۴.۳. کاربرد حقوقی و اداری
۴.۴. کاربرد استعاری و ادبی در متون ادبی یا دینی، «مُسْتَوْدَع» میتواند معنای استعاری داشته باشد:
۵. ساختهای مرتبط با «وَدِيعَة» و «اِسْتِيدَاع» در مقابل «مُسْتَوْدَع» برای فهم بهتر، چند واژهی همخانواده:
ارتباط معنایی:
۶. هممعنیها (Synonyme / مترادفات عربی «مُسْتَوْدَع») مترادفها بسته به زمینه (عمومی، نظامی، صنعتی، حقوقی) کمی فرق میکنند، ولی در اصل نزدیک به هماند:
به طور خلاصه، مهمترین مترادفِ کاربردی و رایج برای «مُسْتَوْدَع» در زبان امروز:
۷. واژههای متضاد (Antonyme / متضادهای عربی «مُسْتَوْدَع») «مُسْتَوْدَع» مکان نگهداری و ذخیره است؛ پس تضاد معنایی آن را میتوان در این دو جهت دید:
در زبان عربی، متضاد مستقیمِ تکواژهای برای «مُسْتَوْدَع» خیلی تثبیتشده نیست؛ تضاد بیشتر از طریق جایگاه کاربردی فهمیده میشود:
۸. جمع و مشتقات
مشتقات و ترکیبهای رایج:
۹. خلاصهی کاربرد و معنی به زبان ساده (به فارسی)
| ||||||
Passive participle (form X)
|
و-د-ع
« Back to Glossary Index
