ن-ه-ی

« Back to Glossary Index
ریشه ثلاثی  (نَ ه ى) در قرآن ۵۶ بار در هفت ساخت صرفی مختلف آمده است:

۳۲ بار به صورت فعل باب اول «نَهى» (بازداشت، نهی کرد)

1
۱. معانی واژه

  • بازداشتن، منع کردنبه معنی جلوگیری کردن از انجام کاری یا دستور به ترک کاری است.
  • عقل، خرددر برخی متون کلاسیک عربی و قرآنی، به معنی عقل و خرد نیز آمده است.

۲. کاربرد واژه در زبان عربی

  • در زبان عربی، «نَهى» معمولاً به صورت مصدر به معنی «بازداشتن» یا «منع» به کار می‌رود.
  • در قرآن کریم، واژه «نَهى» هم به معنی «عقل» و هم به معنی «بازداشتن از گناه» به کار رفته است:
    • مثال:
      • لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ لِأُولِی النُّهَى(تا شاید پرهیزکار شوید، ای صاحبان خرد)
      • یَنْهى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ(بازمی‌دارد از کار زشت و ناپسند)

۳. ویژگی‌های دستوری

  • نوع واژه: اسم (مصدر)، گاهی هم به عنوان جمع «ناهٍ» (بازدارنده) به کار می‌رود.
  • وزن: فَعَل (در مصدر)
  • جنس: مذکر (در معنای مصدر)
  • جمع: ندارد (در معنای مصدر)، اما اگر به عنوان جمع «ناهٍ» باشد، جمع مذکر سالم است.

۴. اطلاعات ریشه‌شناسی (اتیمولوژی)

  • ریشه این واژه از ثلاثی مجرد «ن ه ی» گرفته شده است.
  • مصدر آن «نَهى» به معنی بازداشتن و منع کردن است.
  • فعل مضارع: یَنْهى (بازمی‌دارد)
  • فعل ماضی: نَهى (بازداشت)

۵. مترادف و متضاد

مترادف‌ها (عربی):

  • مَنْع (منع)
  • زَجْر (سرزنش، بازداشتن)
  • کَفّ (بازداشتن، جلوگیری کردن)

مترادف‌ها (فارسی):

  • بازداشتن
  • منع کردن
  • جلوگیری کردن

متضادها (عربی):

  • أَمَرَ (دستور دادن)
  • إِباحَة (اجازه دادن)
  • إِطلاق (رها کردن)

متضادها (فارسی):

  • اجازه دادن
  • فرمان دادن
  • رها کردن

جمع‌بندی

واژه «نَهى» در عربی و فارسی به معنی بازداشتن، منع کردن و در برخی متون به معنی عقل و خرد به کار می‌رود. این واژه از ریشه «ن ه ی» گرفته شده و در متون دینی و ادبی کاربرد فراوانی دارد. مترادف‌های آن در عربی و فارسی عمدتاً به معنی جلوگیری و بازداشتن هستند و متضادهای آن بیشتر به معنی اجازه و امر دادن است.

 

۱ بار به صورت فعل باب ششم «یَتَناهى» (یکدیگر را بازداشتند، نهی کردند)

2

۱۶ بار به صورت فعل باب هشتم «اِنتَهى» (بازایستاد، دست کشید)

3

۱. معانی واژه

  • اِنتَهى (به عربی: اِنْتَهَى) فعل است و معانی اصلی آن عبارتند از:
    • پایان یافت
    • به پایان رسید
    • خاتمه یافت
    • تمام شد
    • متوقف شد
    • به نتیجه یا مقصدی رسید

۲. کاربرد واژه در زبان عربی

  • این فعل در زبان عربی فصیح و رسمی به کار می‌رود و معمولاً برای بیان اتمام یک کار، رویداد یا زمان استفاده می‌شود.
  • مثال‌ها:
    • اِنْتَهَى الدَّرسُ (درس تمام شد)
    • اِنْتَهَى الأَجَلُ (مهلت به پایان رسید)
    • اِنْتَهَى مِنْ عَمَلِهِ (کارش را به پایان رساند)

۳. ویژگی‌های دستوری (گرامری)

  • مصدر: اِنْتِهاءٌ (انتها)
  • فعل ماضی: اِنْتَهَى
  • فعل مضارع: يَنْتَهِي
  • امر: اِنْتَهِ
  • اسم فاعل: مُنْتَهٍ
  • اسم مفعول: مُنْتَهًى إِلَيْهِ (کمتر رایج)
  • باب: اِفتِعال (از ریشه نَهَى)

۴. اطلاعات ریشه‌شناسی (اتیمولوژی)

  • ریشه: ن ه ی (نهی)
  • مشتق از باب افتعال (اِنْتَهَى از ریشه «نهی» به معنای بازداشتن، پایان دادن، منع کردن)
  • در عربی کلاسیک و قرآن نیز به کار رفته است.

۵. مترادف‌ها و متضادها

مترادف‌ها (عربی و فارسی):

  • عربی: تَمَّ، خَلَصَ، كَمُلَ، أُغْلِقَ، أُنجِزَ
  • فارسی: پایان یافت، تمام شد، خاتمه یافت، به سر رسید، تمام گردید

متضادها (عربی و فارسی):

  • عربی: بَدَأَ، اِنْطَلَقَ، اِبْتَدَأَ، شَرَعَ
  • فارسی: آغاز شد، شروع شد، آغاز گردید، شروع به کار کرد

۶. جمع‌بندی

واژه «اِنتَهى» یکی از افعال پرکاربرد عربی است که هم در زبان عربی و هم در متون دینی و رسمی کاربرد دارد و در فارسی نیز به صورت «انتها» (اسم) و «انتهی» (فعل عربی در متون) دیده می‌شود. این واژه دلالت بر پایان یا خاتمه چیزی دارد و در مقابل آن افعالی که به شروع یا آغاز اشاره دارند قرار می‌گیرند.

 

۲ بار به صورت اسم «نُهى» (عقل‌ها، خردها)

4

۱ بار به صورت اسم فاعل «ناهون» (بازدارندگان، نهی‌کنندگان)

5

۱ بار به صورت اسم فاعل باب هشتم «مُنتَهون» (بازایستندگان، کسانی که دست می‌کشند)

6

۳ بار به صورت اسم مفعول باب هشتم «مُنتَهى» (پایان‌یافته، نهایت، پایان)

7
Nach oben scrollen