| ریشه ثلاثی «غ ی ب» شصت بار در قرآن آمده است و در شش صورت مشتق شده: |
یک بار به صورت فعل باب هشتم: یَغْتَب (غیبت میکند) | 1 |
دو بار به صورت اسم: غَیابَت (پنهانی، گودال) | 2 |
۴۹ بار به صورت اسم: غَیْب (غیب، نادیدنی) | 3 |
| واژه «غَیْب» (به عربی: الغیب) به معنای «پنهان»، «نامرئی»، «ناپیدا» و «آنچه از حواس و دیدگان انسان مخفی است» میباشد. این واژه در متون دینی و فلسفی به هر چیزی که از علم و شناخت بشر خارج باشد، اطلاق میشود؛ مانند علم غیب، امور آینده، اسرار الهی، و چیزهایی که فقط خداوند از آن آگاه است. در قرآن و متون اسلامی، غیب معمولاً در مقابل «شهادت» (آنچه آشکار و قابل مشاهده است) قرار میگیرد. مثلاً آیه «عالم الغیب و الشهادة» (خداوند دانای غیب و آشکار است). کاربرد واژه در زبان عربی در عربی، «غیب» بهطور گسترده در متون دینی، عرفانی و ادبی به کار میرود. برای مثال:
ویژگیهای دستوری
اطلاعات ریشهشناسی
مترادفها و متضادها مترادفهای عربی:
مترادفهای فارسی:
متضادهای عربی:
متضادهای فارسی:
جمعبندی واژه «غیب» یکی از واژگان کلیدی در متون دینی، عرفانی و فلسفی است که به معنای امور پنهان و نامرئی به کار میرود و دارای کاربرد گستردهای در زبان عربی و فارسی است. این واژه ریشهای عمیق در فرهنگ اسلامی دارد و در برابر مفاهیمی چون شهادت و آشکار قرار میگیرد. | |
چهار بار به صورت اسم: غُیوب (غیبها، نادیدنیها) | 4 |
سه بار به صورت اسم فاعل جمع: غائِبین (غایبان) | 5 |
یک بار به صورت اسم فاعل مونث: غائِبَة (غایب [مونث]) | 6 |
