ط-و-ق

« Back to Glossary Index
ریشهٔ ثلاثی «ط-و-ق» چهار بار در قرآن آمده است، در سه صورتِ مشتق:

یک‌بار به صورت فعل باب دوم: «یُطَوَّقُ» (یوطوّقُ: گردن‌بند/طوق بر گردن نهاده می‌شود، بر گردن افکنده می‌شود)

یک‌بار به صورت فعل باب چهارم: «یُطِیقُ» (یُطیقُ: توانستن، طاقت داشتن)

یُطِیقُ

  • زبان: عربی (صورت صرفی مضارع مرفوع)
  • ریشه: ثلاثی مزید از ریشه «ط و ق»
  • وزن صرفی: أطاقَ – یُطِیقُ (باب إفعال)
  1. معنای دقیق و کاربردی
  • معنای اصلی: توانستن، طاقت داشتن، برآمدن از عهده کاری، تحمل کردن.
  • توضیح: «أطاقَ یُطِیقُ إطاقةً» یعنی کسی توان و گنجایش انجام کاری را دارد؛ یعنی انجام فعل برای او ممکن و مقدور است، هرچند ممکن است با دشواری همراه باشد. در تقابل با «لا یطیق» که یعنی «طاقت ندارد/نمی‌تواند».
  • کاربردهای متداول:
    • یُطِیقُ الصِّیامَ: توان روزه‌داری را دارد.
    • لا یُطیقُ حَمْلَ هذا الوِزرِ: توان برداشتن این بار را ندارد.
    • لا أُطیقُ صَبْرًا: دیگر طاقتم تمام شده/صبر ندارم.
    • ما لا یُطیقُهُ الإنسان: چیزی که انسان تاب آن را ندارد.
  • نکته معنایی: «إطاقة» معمولاً به «تحمل و توان» نزدیک است، نه صرف امکان منطقی؛ بنابراین بار احساسیِ طاقت/گنجایش دارد.
  1. ویژگی‌های دستوری (صرف و نحو)
  • فعل: ماضی «أطاقَ»، مضارع «یُطِیقُ»، امر «أَطِقْ» (در کاربرد رایج امر کمتر شنیده می‌شود)، مصدر «إطاقة».
  • لازم/متعدی: معمولاً متعدی به مفعول به (غالباً با مفعول صریح یا مصدر مؤول).
    • مثال: لا أُطِیقُهُ (تحملش را ندارم)، لا أُطِیقُ أنْ أَنْتَظِرَ (طاقت ندارم منتظر بمانم).
  • صرف شخصی (مضارع):
    • أنا أُطِیقُ
    • أنتَ تُطِیقُ / أنتِ تُطِیقینَ
    • هو یُطِیقُ / هی تُطِیقُ
    • نحن نُطِیقُ
    • أنتم تُطِیقونَ
    • هم یُطِیقونَ
  • ساخت منفی: لا یُطِیقُ، ما کانَ یُطِیقُ، لَنْ یُطِیقَ (با نصب مضارع پس از لن: لَنْ أُطِیقَ).
  • اسم فاعل/مفعول (غیر رایج اما قابل ساخت): مُطِیق (دارای طاقت)، مُطاق (تحمل‌شده/قابل تحمل). اسم مصدر/مصدر: إطاقة، طاقة (طاقة در اصل اسم مصدرِ «طَوْق/طاقت» است).
  • مشتقات مرتبط با ریشه:
    • طاقة: نیرو، توان، ظرفیت.
    • طَوْق: گردن‌بند/طوق؛ به‌صورت مجازی حلقه/حاشیه؛ و نیز «طاقه» به‌معنای گنجایش.
    • أطاق – یطیق: توانست/طاقت آورد.
    • أطیقَ: صورت ابدالی کمتر رایج؛ معیار همان «أطاقَ» است.
  1. اطلاعات ریشه‌شناختی (اتیمولوژی)
  • ریشه «ط و ق» در عربی دلالت بر «احاطه/گرداگرد» و «گنجایش و قدرت» دارد؛ «طوق» به معنای حلقه گردن یا چیزی که گرد را می‌گیرد، و از همینجا معنای «گنجایش/حدّ طاقت» پدید آمده است. «طاقة» نیز از همین ریشه به معنای توان و ظرفیت است.
  • در کاربرد دینی/قرآنی: تعبیر «ما لا طاقةَ لنا به» (آنچه بر آن طاقت نداریم) و «لا یُکَلِّفُ الله نفسًا إلا وُسعَها» که در حوزه معنایی همین ریشه قرار می‌گیرد. گرچه «یُطِیقُ» به‌صورت صریح در قرآن کم‌کاربرد است، مصدر و مشتقات «طاقة/وُسع» دلالت‌های نزدیکی دارند.
  • در زبان‌های سامی: هم‌خانواده‌های معنایی با مفهوم «طاقت/حلقه/احاطه» مشاهده می‌شود، اما صورت دقیق «أطاق» ویژه ساخت مزید عربی است.
  1. نکات کاربردی در زبان عربی
  • «یُطِیقُ» با مفعول مستقیم: لا أُطیقُ الضجیجَ (سروصدا را تحمل نمی‌کنم).
  • با مصدر مؤول «أنْ + مضارع»: لا أُطیقُ أنْ أراكَ تتألّمُ.
  • با لام تعلیل کمتر می‌آید؛ طبیعی‌ترین ساخت همان مفعول یا «أنْ».
  • حوزه‌های کاربرد: گفتار روزمره، ادبیات، متون دینی و رسمی.
  • تفاوت لطیف: «یقدر» بیشتر «قدرت/توانایی انجام» از حیث امکان عملی را می‌رساند؛ «یُطیق» بیشتر «تحمل/طاقت» از حیث روانی/جسمی. مثال: قد أقدر على الجری بسرعة، ولکن لا أُطیقُ الحرَّ الشدیدَ.
  1. هم‌معنی‌ها و متضادها
  • عربی (مترادف‌ها):
    • یقدر على، یستطیع، یحتمل، یتحمّل، یطيق احتمالَ (تحمل می‌کند)، له وُسعٌ فی.
  • عربی (متضادها):
    • لا یُطیق، یعجز عن، لا یستطیع، لا یحتمل، یضیقُ صدرُهُ بـ.
  • فارسی (مترادف‌ها):
    • توانستن، تاب آوردن، طاقت داشتن، تحمل کردن، برآمدن از عهده، کشش داشتن.
  • فارسی (متضادها):
    • نتوانستن، طاقت نداشتن، تاب نیاوردن، درماندن، ناتوان بودن، بی‌تحمل بودن.
  1. ترکیب‌ها و عبارات رایج
  • لا أُطیقُهُ: از او خوشم نمی‌آید/تحملش را ندارم.
  • لا أُطیقُ الانتظارَ: طاقت انتظار ندارم.
  • ما لا یُطیقُهُ أحدٌ: چیزی فراتر از طاقت همگان.
  • علی قدر الطاقَة: به اندازه توان.
  • فوق طاقتِهِ: بیش از توان او.
  • لا تُکلَّفُ نفسٌ إلا وُسعَها/طاقتَها: کسی جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌شود.
  1. نمونه جمله‌ها
  • العربیة:
    • لا أُطیقُ هذا الحرَّ. (این گرما را تحمل نمی‌کنم.)
    • هل تُطیقُ الصیامَ فی الحر؟ (آیا تاب روزه در گرما را داری؟)
    • لم یُطِقْ سماعَ الخبرِ السیِّئ. (طاقت شنیدن خبر بد را نداشت.)
    • هی لا تُطیقُ الانتظارَ طویلاً. (او طاقت انتظار طولانی ندارد.)
  • ترجمه فارسی:
    • این گرما را تاب نمی‌آورم.
    • توان روزه‌داری در گرما را داری؟
    • طاقت شنیدن خبر بد را نداشت.
    • او طاقت انتظار طولانی ندارد.
  1. یادداشت‌های نحوی/صرفی ظریف
  • حركة العین (ط-ی-ق) در مضارع: یُطِیقُ با کسره بر «ط» و یاء مدی پس از آن؛ این الگو با باب إفعال سازگار است: أفاعَلَ/یُفاعِلُ؟ خیر، اینجا «أفعلَ/یُفعِلُ» است، اما به‌سبب وجود یاء در جذر، صورت آوایی «یطیق» با کشش می‌آید.
  • مصدر «إطاقة» در ترکیبات فقهی/اصولی رایج است: «العاجزُ عن الإطاقة» (فاقد توان/طاقت).
  • اسم فاعل «مُطِیق» در متون قدیم می‌آید: «مُطِیقٌ للصومِ» (کسی که توان روزه دارد).
  1. تمایز با واژگان نزدیک
  • یستطیع/یقدر: بیانگر توانایی انجام کاری به‌طور کلی. «یُطیق» بیشتر روی جنبه «تحمل» و «کشش روانی/بدنی» تأکید دارد.
  • یحتمل/یتحمّل: تاکید بر بردباری/تحمل پیامدها. «یُطیق» غالباً پیشینی و ظرفیت‌محور است.
  • قوِیَ/قادرٌ: صفت/حالت نیروی عمومی؛ نه لزوماً مرتبط با احساس سنگینی یا رنج.
  1. صورت‌های املایی و لهجه‌ای
  • فصیح: یُطِیقُ.
  • ماضی: أطاقَ.
  • مصدر: إطاقة، طاقة (به‌عنوان اسم مصدر).
  • در لهجه‌ها: بیشتر از افعال معادل مانند «يقدر» استفاده می‌شود؛ در گفتار عامیانه «ما أطيقُه» به‌صورت گفتاری می‌آید و یعنی «تحملش را ندارم/ازش خوشم نمی‌آید».

خلاصه «یُطِیقُ» صورت مضارعِ «أطاقَ» از باب إفعال است و معنای اصلی آن «توانستن/طاقت داشتن/تحمل کردن» است. با مفعول مستقیم یا مصدر مؤول می‌آید، در حوزه‌های رسمی و ادبی و نیز گفتار معیار به‌کار می‌رود، و از ریشه «ط-و-ق» با دلالت «گنجایش/طاقت» برآمده است. مترادف‌های نزدیک آن «یستطیع/یقدر/یحتمل» و متضادهای آن «لا یُطیق/یعجز/لا یحتمل» است؛ در فارسی نزدیک‌ترین برابرها «توانستن/تحمل کردن/طاقت داشتن» و ضد آن «ناتوان بودن/طاقت نداشتن» است.

«يُطِيقُونَهُ»

  • ریشه: ط و ق
  • وزن صرفیِ فعل: يُفْعِلُونَهُ (مضارعِ باب إفعال: أطاقَ/يُطِيقُ)
  • زبان: عربی قرآنی/فصیح
  1. معنی‌های مفصل (شرح دقیق)
  • اصل معنایی ریشه «ط-و-ق»: گردن‌بند/طَوق و به‌طور مجازی «گنجایش، توان و طاقت»؛ از همین‌جا «إطاقة» به‌معنای «توانستن، تاب آوردن» شکل گرفته است.
  • «يُطِيقُونَهُ»: «آن را تاب می‌آورند/می‌توانند انجام دهند/بر آن قدرت و گنجایش دارند». ضمیر «ـهُ» به یک مرجع مذکر مفرد (کار، تکلیف، عمل، امر) برمی‌گردد.
  • در کاربرد قرآنی، غالباً در سیاقِ تکلیف، روزه، یا عبادات می‌آید: «کسانی که انجامِ آن بر آنان مقدور/در طاقت‌شان است (یا نیست)».
  • تفاوت ظریف: «يستطيعون» (از «استطاعة») و «يُطِيقون» (از «إطاقة») هر دو «توانستن» می‌دهند، اما «إطاقة» بیشتر بارِ «تحمل و تاب آوردن» دارد؛ یعنی «از حد طاقت خارج نبودن»، نه صرفاً امکان عملی.
  1. کاربرد در زبان عربی (کارکرد و نمونه‌ها)
  • کاربرد قرآنی مشهور: آیه 184 بقره: «وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ…» که در تفسیر، دو قرائت معنایی مطرح است:
    • معنا/قرائت قدیم نزد گروهی از مفسران: «کسانی که روزه را می‌توانند (با سختی) تاب بیاورند ولی نمی‌گیرند، فدیه می‌دهند»؛ که بعداً با حکم نهایی نسخ یا تخصیص یافته.
    • معنای رایج فقهی امروز: «کسانی که به دشواری می‌توانند (یا عملاً نمی‌توانند) روزه بگیرند (مانند سالخوردگان و بیماران مزمن)، فدیه بر آنان است.»
  • در نثر عربی فصیح:
    • «لا يُطِيقُ تحمّلَ هذا العبءِ» = «طاقت تحمّل این بار را ندارد.»
    • «ما أُطِيقُ فِراقَهُ» = «فراقش را تاب نمی‌آورم.»
    • «يُطِيقُونَ السيرَ ساعاتٍ طِوالاً» = «ساعت‌ها راه‌پیمایی را تاب می‌آورند.»
  1. ویژگی‌های دستوری (صرف و نحو)
  • ساخت: يُطِيقُونَهُ = يُطِيقُونَ + هُ
    • يُطِيقُونَ: فعل مضارع مرفوع به ثبوت نون (علامت جمع مذکر سالم در افعال خمس). واو: فاعل جمع مذکر.
    • هُ: ضمیر مفعولی مفرد مذکر متصل (مفعولٌ به).
  • فعل مشتق:
    • ماضی: أطاقَ (او توانست/تاب آورد).
    • مضارع: يُطِيقُ.
    • مصدر: إطاقة.
    • اسم فاعل: مُطيق.
    • اسم مفعول: مُطاق (کم‌کاربرد).
  • تعدی: متعدی به مفعول (چیزی را تاب آوردن).
  • باب: إفعال (أطاقَ از ریشه «طَوْق»/«طاق»).
  • اعراب جزئی:
    • «يُطِيقُونَ»: مرفوع به ثبوت نون (اگر منصوب/مججزم شود، نون حذف می‌شود: «لِكَيْ يُطِيقُوا» یا «لَمْ يُطِيقُوا»).
    • «ـهُ»: مبنیّ، محلّاً منصوب به‌عنوان مفعول‌به.
  1. اطلاعات ریشه‌شناختی (اتیمولوژی)
  • ریشه ثلاثی: ط-و-ق. اصل «طَوق» = حلقه/گردن‌بند؛ استعاره از «آنچه گردن را در بر می‌گیرد/می‌فشارد»، سپس به «اندازهٔ گنجایش و حدّ توان» توسعه یافته: «ما في طاقتي» = «در حد توان من نیست.»
  • اشتقاقات:
    • طاقة: نیرو/توان.
    • طاق: توان، همچنین در معماری «طاق» (قوس)، اما معنای واژگانی متفاوت و از همان ریشه به‌واسطه «قوس/طاق»؛ پیوند معنایی با «احاطه/انجام‌پذیری» در منابع لغوی مطرح شده، هرچند مسیر دقیق تاریخی مورد بحث است.
    • أطواق: حلقه‌ها.
    • أطاقَ/يُطِيقُ/إطاقة: تاب آوردن.
  • منابع لغوی کلاسیک که این پیوند را آورده‌اند: لسان العرب، مقاییس اللغة (ابن فارس: «الطّاءُ والواوُ والقافُ أصلٌ يدلُّ على إحاطةٍ وقُدرةٍ» به این معنا که احاطه/طوق و قدرت/طاقت را به یک اصل برمی‌گرداند).
  1. هم‌معنی‌ها و متضادها
  • عربی (هم‌معنی‌های نزدیک بسته به سیاق):
    • يَسْتَطِيعُهُ، يَقْدِرُ عَلَيْهِ، يَتَحَمَّلُهُ، يَقْوَى عَلَيْهِ، يُجِيدُهُ (در برخی سیاق‌ها: از عهده برمی‌آید).
    • در سیاق «تحمل رنج»: يَصْبِرُ عَلَيْهِ، يَأْتَمِلُهُ (کهن).
  • عربی (متضادها):
    • لا يُطِيقُهُ، يَعْجِزُ عَنْهُ، لا يَسْتَطِيعُهُ، يَضْعُفُ عَنْهُ.
  • فارسی (معادل‌ها و هم‌معنی‌ها):
    • «تاب آوردن»، «تحمل کردن»، «از عهده‌اش برآمدن»، «توانستن»، «قدرت داشتن بر…»، «طاقت داشتن».
  • فارسی (متضادها):
    • «تحمل نکردن»، «تاب نیاوردن»، «نتوانستن»، «عاجز بودن (از…)»، «کم آوردن».
  1. نکات معنایی/کاربردی مهم
  • «إطاقة» غالباً بار عاطفی/جسمیِ تحمل دارد؛ وقتی می‌گوییم «لا أُطِيقُهُ»، معمولاً قوی‌تر از «لا أستطيعُهُ» است و نوعی برآشفتگی/ناخرسندی یا فراتر رفتن از آستانهٔ تحمل را می‌رساند.
  • در فقهِ روزه، تفاوت بین «عجز موقت» و «عجز دائم» در فهم آیه «يُطِيقُونَهُ» مهم است؛ بسیاری از فقیهان امروز «کسانی که توانِ انجام ندارند» (یا فقط با مشقت شدید) را مصداق می‌دانند که فدیه بر آنان واجب می‌شود.
  • از نظر نحوی، ضمیر «ـهُ» باید مرجع مشخص داشته باشد؛ در نقل‌قول بدون سیاق، بهتر است مرجع را روشن کنیم (مثلاً «الصومَ»).
  1. مشتقات و ترکیبات کاربردی
  • «لا أُطِيقُ صَبْراً» = «صبرم طاقت نمی‌آورد/طاقت صبر ندارم.»
  • «مُطِيقٌ بِالأمرِ» (کم‌کاربرد) = «توانا بر امر».
  • «فوقَ طاقتهِ» = «بالاتر از توان او».
  • «على قدرِ طاقتك» = «به اندازهٔ طاقتی که داری.»
  1. قیاس با «استطاعة» و «قدرة»
  • «قدرة»: توان بالقوه/عمومی؛ گسترده‌ترین.
  • «استطاعة»: توان عملی برای انجام تکلیف در شرایط معیّن.
  • «إطاقة»: تحمل و تاب آوردن فشارِ عمل. بنابراین «لا يُطِيقُهُ» یعنی عمل از آستانهٔ تحملش بیرون است، حتی اگر از نظر فنی بتواند کاری بکند.
  1. صرف کامل (خلاصه صرف باب إفعال برای «أطاق»)
  • ماضی: أطاقَ، أطاقَا، أطاقُوا، أطاقَتْ، … ؛ متکلم: أَطَقْتُ.
  • مضارع: يُطِيقُ، يُطِيقَانِ، يُطِيقُونَ، تُطِيقُ، تُطِيقِينَ، …
  • امر: أَطِقْ، أَطِيقَا، أَطِيقُوا (امر در این ریشه کم‌کاربرد است؛ معمولاً از «تحمّل» یا «استطاع» استفاده می‌شود).
  • مصدر: إطاقة.
  • اسم فاعل: مُطِيق.
  • اسم مفعول: مُطَاق (نادر).
  1. نمونه‌های ترجمه به فارسی
  • «وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ…» = «و بر کسانی که تابِ آن را ندارند/به سختی تاب می‌آورند، فدیه‌ای است…» (بنا بر تفسیر رایج معاصر: سالخوردگان و مبتلایان به بیماریِ مزمن).
  • «لا أُطِيقُ هذا الألم» = «این درد را تاب نمی‌آورم.»
  • «يُطِيقُونَهُ بصعوبة» = «با دشواری آن را تحمل می‌کنند.»

دو بار به صورت اسم: «طَاقَة» (طاقَه: توان، قدرت، گنجایش)

Verb (form II) – to encircle the neck

(3:180:17) sayuṭawwaqūnaTheir necks will be encircled

بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ

Verb (form IV) – to afford

(2:184:16) yuṭīqūnahucan afford it

وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ

Noun

(2:249:38) ṭāqatastrength

قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ

(2:286:36) ṭāqata(the) strength

رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ

 

Nach oben scrollen