ث-ل-ث

« Back to Glossary Index

ریشهٔ ثلاثی ث ل ث در قرآن ۳۲ بار و در شش صورت مشتق به‌کار رفته است:

دو بار به‌صورت اسم ثَالِث: سوم
یک بار به‌صورت اسم ثَّالِثَة: سومین / سوم (مؤنث)
دو بار به‌صورت اسم ثُلَٰث: سه‌تا سه‌تا / سه‌گانه
هشت بار به‌صورت اسم ثَلَٰث: سه
سیزده بار به‌صورت اسم ثَلَٰثَة: سه
شش بار به‌صورت اسم ثُّلُث: یک‌سوم

اسم

ثَالِثُ — سوم
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ — قطعاً کسانی که گفتند: «خدا یکی از سه‌تاست»، کافر شدند.

بِثَالِثٍ — با سومی / به‌وسیلهٔ سومین نفر
إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ — آن‌گاه که دو نفر را به سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را تکذیب کردند؛ پس با سومی آنان را تقویت کردیم.

الثَّالِثَةَ — سومین
وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَىٰ — و منات، آن سومینِ دیگر را.

وَثُلَاثَ — و سه‌تا سه‌تا / و سه
فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ — پس از زنانی که برای شما پسندیده‌اند، دو تا دو تا، سه تا سه تا و چهار تا چهار تا ازدواج کنید.

وَثُلَاثَ — و سه‌تا سه‌تا / و سه
جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ — [خداوند] فرشتگان را پیام‌آورانی دارای بال‌هایی دوگانه، سه‌گانه و چهارگانه قراردهنده است.


اسم

ثَلَاثِينَ — سی
وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ — و با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده [شب دیگر] کامل کردیم.

ثَلَاثَ — سه
وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا — و آنان در غارشان سیصد سال ماندند و نه [سال] نیز بر آن افزودند.

ثَلَاثَ — سه
لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ … ثَلَاثَ مَرَّاتٍ — باید کسانی که در مالکیت شما هستند و کودکانی از شما که به بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند.

ثَلَاثُ — سه
ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ — این‌ها سه زمانِ خصوصی برای شماست.

ثَلَاثٍ — سه
فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ — در سه تاریکی.

ثَلَاثُونَ — سی
وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا — و دوران بارداری او و از شیر گرفتنش سی ماه است.

ثَلَاثِ — سه
انْطَلِقُوا إِلَىٰ ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ — به سوی سایه‌ای که دارای سه شاخه است بروید.

قید زمان

ثَلَاثَ — سه
قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا — گفت: نشانهٔ تو این است که سه شب، با آن‌که سالم هستی، با مردم سخن نگویی.


اسم

ثَلَاثَةِ — سه
فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ — پس [باید] در ایام حج سه روز روزه بگیرد.

ثَلَاثَةَ — سه
وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ — و زنان طلاق‌گرفته باید سه دورهٔ پاکی یا عادت ماهانه انتظار بکشند.

بِثَلَاثَةِ — با سه
أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ — آیا شما را بس نیست که پروردگارتان با سه هزار فرشته یاری‌تان کند؟

ثَلَاثَةٌ — سه
وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ — و نگویید: «سه‌تا هستند.»

ثَلَاثَةٍ — سه
إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ — همانا خدا یکی از سه‌تاست.

ثَلَاثَةِ — سه
فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ — پس [کفاره‌اش] روزه گرفتن سه روز است.

الثَّلَاثَةِ — آن سه نفر
وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا — و نیز بر آن سه نفری که [کارشان] به تأخیر افتاد.

ثَلَاثَةَ — سه
تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ — سه روز در خانه‌هایتان بهره‌مند شوید.

ثَلَاثَةٌ — سه
سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ — خواهند گفت: «آن‌ها سه نفر بودند و سگشان چهارمینِ آنان بود.»

ثَلَاثَةً — سه
وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً — و شما سه گروه بودید.

ثَلَاثَةٍ — سه
مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَىٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ — هیچ گفت‌وگوی پنهانی میان سه نفر نیست، مگر آن‌که او چهارمینِ آنان است.

ثَلَاثَةُ — سه
فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ — پس عدهٔ آنان سه ماه است.

قید زمان

ثَلَاثَةَ — سه
قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا — گفت: نشانهٔ تو این است که سه روز با مردم سخن نگویی، مگر با اشاره.


اسم

ثُلُثَا — دو سوم
فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ — پس دو سومِ آنچه [متوفی] بر جای گذاشته است، برای آنان است.

الثُّلُثُ — یک سوم
فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ — پس یک سوم برای مادر اوست.

الثُّلُثِ — یک سوم
فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ — پس آنان در یک سوم شریک‌اند.

الثُّلُثَانِ — دو سوم
فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ — پس دو سومِ آنچه بر جای گذاشته است، برای آن دو است.

ثُلُثَيِ — دو سومِ
أَدْنَىٰ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ — کمتر از دو سومِ شب.

قید زمان

وَثُلُثَهُ — و یک سومِ آن
وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ — و نیمِ آن و یک سومِ آن.

 

ثَالِثُ در عربی، با توجه به جمله و اعراب، چند کاربرد دارد:

۱. «سوم»؛ عدد ترتیبی

رایج‌ترین معنا: چیزی یا کسی که پس از اول و دوم قرار دارد.

  • اليومُ الثالثُ: روزِ سوم
  • الفصلُ الثالثُ: فصلِ سوم
  • ثالثُ شخصٍ: شخصِ سوم

در شکلِ نوشته‌شده، یعنی ثَالِثُ، ضمّهٔ آخر کلمه معمولاً نشان می‌دهد که در جمله حالت رفع دارد؛ مثلاً:

  • هذا هو الثالثُ: این، سومی است.
  • الثالثُ أفضلُ من…: سومین بهتر است از…

صورت‌های دیگر آن بر پایهٔ جایگاهش در جمله می‌آید:
ثالثُ، ثالثَ، ثالثِ
مانند:
رأيتُ الثالثَ: سومی را دیدم.
مررتُ بالثالثِ: از کنار سومی گذشتم.


۲. «یکی از سه نفر/سه چیز» یا «تکمیل‌کنندهٔ شمارِ سه»

گاهی «ثالث» لزوماً معنای ترتیبیِ «سومین» ندارد؛ بلکه یعنی شخص یا چیزی که با دو مورد دیگر، تعداد را به سه می‌رساند.

  • هو ثالثُ ثلاثةٍ: او یکی از سه نفر است / او سومین عضوِ یک گروهِ سه‌نفره است.
  • كان ثالثَ القومِ: او سومین فردِ آن گروه بود.

نمونه‌ای مشهور در قرآن:

لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ\{لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ}(مائده، ۷۳)

در اینجا ثالثُ ثلاثةٍ یعنی «یکی از سه‌تا»، نه صرفاً «سوم در یک ترتیب زمانی یا رتبه‌ای».

همچنین:

وَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ\{وَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}و در عبارت دیگر:

ثَلَاثَةٌ ثَالِثُهُمْ كَلْبُهُمْ\{ثَلَاثَةٌ ثَالِثُهُمْ كَلْبُهُمْ}یعنی: «سه نفر بودند که سگشان عضو/تکمیل‌کنندهٔ سومِ آنان بود»؛ البته در تفسیر نحویِ جمله، شمارشِ افراد و سگ بافت خاص خود را دارد.


ریشهٔ واژه

ریشهٔ ثالث این است:

ث−ل−ث{ث – ل – ث}این ریشه به مفهوم سه‌بودن، سه‌گانه‌کردن، یا یک‌سوم مربوط است. واژه‌های هم‌خانواده:

واژهمعنا
ثلاثةسه
ثلاثسه، در برخی ترکیب‌ها
ثالثسوم؛ یکی از سه
ثُلثیک‌سوم
أثلاثیک‌سوم‌ها
ثلاثيّسه‌تایی، سه‌حرفی
تثليثسه‌گانه‌کردن
مثلثمثلث؛ دارای سه ضلع یا سه گوشه

ساخت واژه

ثالث بر وزن فاعِل است:

ثالث=فَاعِل\{ثالث} = \{فَاعِل}از نظر کاربرد، این قالب در اینجا نقش عدد ترتیبی دارد؛ مانند:

  • أوّل: اول
  • ثاني: دوم
  • ثالث: سوم
  • رابع: چهارم
  • خامس: پنجم

بنابراین، معنای اصلیِ ثالثُ در بیشتر متن‌ها «سوم» است؛ اما در ترکیب‌هایی مانند ثالثُ ثلاثةٍ، معنایش «یکی از سه» یا «عضو سومِ یک مجموعهٔ سه‌تایی» خواهد بود.

 

Nach oben scrollen