022-037-105-حج

« Back to Glossary Index
هرگز گوشت و خون آنها به الله نمی رسد بلکه پرهیزکاری شما به او می رسد و برای این آنها را در اختیار شما قرار دادیم که چنین صاحب اختیار خود را بر آنچه شما را به منافع حقيقيتان راهنمایی کرده بزرگ شمارید و تو ای پیغمبر به اینگونه اشخاص نیکو کار مژده بده (این آیه هم می گوید خالق عالم بی جهت و برای فساد کاری های بشر، حیوانات لذیذ گوشت را در اختیار آنان قرار نداده، بلکه هدفی عالی از زندگی انسانها داشته که تربیت برای زندگی بعد از مرگ ایشان در آخرت است و هم یاد آور میشود که قربانی کردن حیوانات در حج برای این نیست که بکشند و زیر خاک کنند، بلکه برای خوراندن محتاجان است و اگر محتاجی در مکه نبود میتوانند به هر صورتی که باعث خوراندن محتاجان شود عمل نمایند، چه در بین راه و چه در مراجعت به شهر خودشان چه بصورت گوشت قربانی و چه بصورت تقسیم قیمت آن به فقيران و فقط حس تقوا و پرهیز از کار بد است که از انسان در پرونده اش نزد الله میماند) (۳۷)
لَن يَنالَ اللَّهَ لُحومُها وَلا دِماؤُها وَلٰكِن يَنالُهُ التَّقوىٰ مِنكُم ۚ كَذٰلِكَ سَخَّرَها لَكُم لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلىٰ ما هَداكُم ۗ وَبَشِّرِ المُحسِنينَ

هرگز نه گوشت‌های آن‌ها و نه خون‌هایشان به خدا نمی‌رسد، بلکه آنچه از سوی شما به او می‌رسد پرهیزگاری شماست. این‌گونه آن‌ها را برای شما رام کرد تا خدا را به‌سبب آنچه هدایتتان کرده است بزرگ بدارید؛ و نیکوکاران را بشارت ده.


لَن يَنالَ اللَّهَ لُحومُها وَلا دِماؤُها

هرگز گوشت‌های آن‌ها و نه خون‌هایشان به خدا نمی‌رسد.
شرح واژه‌ها:

  • لَن: حرف نفی و تأکید بر نفی در آینده.
  • يَنالَ: فعل مضارع منصوب؛ ریشه «ن-ي-ل»؛ رسیدن، دست یافتن.
  • اللَّهَ: اسم جلاله؛ مفعول‌به.
  • لُحومُها: «لُحوم» جمع «لَحم» (گوشت)، ریشه «ل-ح-م»؛ مرفوع به‌عنوان فاعل؛ «ها» ضمیر متصل، مرجع قربانی‌ها.
  • وَلا: حرف عطف + نفی.
  • دِماؤُها: «دِماء» جمع «دَم» (خون)، ریشه «د-م-و»؛ مرفوع به‌عنوان فاعل؛ «ها» ضمیر متصل.


وَلٰكِن يَنالُهُ التَّقوىٰ مِنكُم

بلکه آنچه به او می‌رسد، پرهیزگاری شماست.
شرح واژه‌ها:

  • وَلٰكِن: حرف استدراک؛ انتقال از نفی به اثبات.
  • يَنالُهُ: فعل مضارع مرفوع؛ «هُ» ضمیر مفعولی، مرجع به خدا.
  • التَّقوىٰ: اسم معرفه؛ ریشه «و-ق-ي»؛ پرهیزگاری، خودنگه‌داری؛ فاعل.
  • مِنكُم: حرف جر + ضمیر؛ بیان منشأ و نسبت.


كَذٰلِكَ سَخَّرَها لَكُم

این‌چنین آن‌ها را برای شما رام کرد.
شرح واژه‌ها:

  • كَذٰلِكَ: اسم اشاره به کیفیت؛ «به این شیوه».
  • سَخَّرَها: فعل ماضی؛ ریشه «س-خ-ر»؛ رام کردن، در خدمت قرار دادن؛ «ها» مفعول‌به، مرجع قربانی‌ها.
  • لَكُم: حرف جر + ضمیر؛ برای شما.


لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلىٰ ما هَداكُم

تا خدا را به‌سبب آنچه هدایتتان کرده است بزرگ بدارید.
شرح واژه‌ها:

  • لِـ: لام تعلیل؛ بیان هدف.
  • تُكَبِّرُوا: فعل مضارع منصوب؛ ریشه «ك-ب-ر»؛ بزرگ شمردن، تکبیر گفتن.
  • اللَّهَ: مفعول‌به.
  • عَلىٰ: حرف جر؛ بر، به‌سبب.
  • ما: اسم موصول؛ آنچه.
  • هَداكُم: فعل ماضی؛ ریشه «ه-د-ي»؛ هدایت کردن؛ «كم» ضمیر مفعولی.


وَبَشِّرِ المُحسِنينَ

و نیکوکاران را بشارت ده.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • بَشِّرِ: فعل امر؛ ریشه «ب-ش-ر»؛ خبر خوش دادن.
  • المُحسِنينَ: اسم جمع؛ ریشه «ح-س-ن»؛ نیکوکاران؛ منصوب به‌عنوان مفعول‌به.
Nach oben scrollen