022-032-105-حج

« Back to Glossary Index
و هر کس قرارداد های معلومِ الله را بزرگ شمارد، دلیل بر آن است که دلش پرهیزکار شده (شعارهای مذهبی ای دلیل پرهیز کاریست که در متن قرآن مقرر شده و وای بر کسانیکه شعارهای دیگری را که بت پرستانه است، بنام سوگواریهای مذهبی برای مسلمانان ساخته اند) (۳۲)
ذَٰلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ

این است، و هر کس شعائرِ خدا را بزرگ بدارد، بی‌گمان آن از پرهیزگاریِ دل‌هاست.


ذَٰلِكَ

این است؛ اشاره به آنچه پیش‌تر بیان شد.
شرح واژه‌ها:

  • ذَٰلِكَ: اسم اشارهٔ مفرد مذکر برای دور؛ مبنی بر سکون؛ در این‌جا برای اشاره و تأکید بر مطالب پیشین به‌کار رفته است.

وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ

و هر کس شعائرِ خدا را بزرگ بدارد.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ برای پیوند جمله با جملهٔ قبل.
  • مَن: اسم شرط جازم؛ برای عاقل؛ در محل رفع مبتدا.
  • يُعَظِّمْ: فعل مضارع مجزوم به‌سبب اسم شرط «مَن»؛ ریشه: ع‌ظ‌م؛ باب تفعیل؛ به‌معنای بزرگ داشتن، تعظیم کردن.
  • شَعَائِرَ: جمع «شَعِيرَة»؛ مفعولٌ‌به منصوب؛ ریشه: ش‌ع‌ر؛ به‌معنای نشانه‌ها و اعمال نمادین عبادی.
  • اللَّهِ: لفظ جلاله؛ مضاف‌الیه مجرور؛ نام خاص ذات یگانهٔ الهی.

فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ

پس بی‌گمان آن از پرهیزگاریِ دل‌هاست.
شرح واژه‌ها:

  • فَ: فای جواب شرط؛ برای بیان نتیجهٔ شرط.
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ برای تأکید معنا.
  • هَا: ضمیر متصل؛ اسم «إِنَّ»؛ اشاره به تعظیم شعائر.
  • مِن: حرف جر؛ برای بیان منشأ و سرچشمه.
  • تَقْوَى: اسم مجرور به «مِن»؛ ریشه: و‌ق‌ی؛ به‌معنای پرهیزگاری و نگه‌داشتن نفس از نافرمانی.
  • الْقُلُوبِ: جمع «قَلْب»؛ مضاف‌الیه مجرور؛ ریشه: ق‌ل‌ب؛ به‌معنای دل‌ها، مرکز نیت و باور انسان.

شَعَائِرَ

معناهای مفصل

شَعَائِر جمعِ شَعیرَة است. این واژه به نشانه‌ها، آیین‌ها و اعمالی گفته می‌شود که جنبهٔ دینی و عبادی دارند و احترام و بزرگداشت آن‌ها نشانهٔ تقوا و پایبندی به باورهای دینی است.
در متون اسلامی، شَعَائِر به اعمال و نشانه‌هایی اطلاق می‌شود که یادآور خداوند هستند؛ مانند مناسک حج، قربانی، صفا و مروه و دیگر اعمال عبادی که جنبهٔ نمادین و آیینی دارند.
به طور کلی، این واژه بر هر نشانه یا عملی دلالت دارد که از طریق آن، معنای دینی یا قدسی آشکار و شناخته می‌شود.


ریشهٔ واژه (Stammwurzel)

ریشهٔ این واژه ش-ع-ر (شَعَرَ) است.
معنای اصلی این ریشه «آگاه شدن، احساس کردن و دانستن از راه نشانه» است. از همین ریشه واژه‌هایی ساخته شده‌اند که به ادراک، احساس و علامت‌گذاری معنایی اشاره دارند.


کاربرد واژه در زبان عربی

واژهٔ شَعَائِر بیشتر در متون دینی، قرآنی و فقهی به کار می‌رود.
نمونهٔ کاربرد قرآنی:

«وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»

در این کاربرد، شَعَائِر به اعمال و نشانه‌هایی اشاره دارد که بزرگداشت آن‌ها نشانهٔ تقوای قلب انسان است.
در زبان عربی کلاسیک و معاصر، این واژه معمولاً برای آیین‌های رسمی دینی یا نمادهای عبادی استفاده می‌شود.


اطلاعات ریشه‌شناسی (Etymologie)

از نظر ریشه‌شناسی، شَعَائِر از مفهوم ابتدایی «احساس و آگاهی» به سمت «نشانه‌های آشکار و قابل تشخیص» تحول یافته است.
این تحول معنایی نشان می‌دهد که اعمال و آیین‌های دینی به عنوان نشانه‌هایی برای شناخت و یادآوری امر الهی در نظر گرفته شده‌اند.


مترادف‌ها (Synonyme)

  • مَناسِک
  • آیین‌ها
  • شعائر دینی
  • نشانه‌های عبادی

متضادها (Antonyme)

  • بی‌حرمتی
  • ترک آیین
  • بی‌اعتنایی به مناسک
  • بی‌توجهی دینی
Nach oben scrollen