022-023-105-حج

« Back to Glossary Index
و کسانی را که به متن پیغامهای الله ایمان آوردند و کارهای خوبِ مربوط به آنرا کردند، الله داخل باغهائی میکند که از پای آنها جویبارها روان میباشد و در آنجا از دست بندهائی از طلا و مرواریدِ مخصوص، آراسته می گردند و لباسهای ایشان در آنجا از ابریشمی بس نرم و زیبا میباشد. (۲۳)
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا ۖ وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ

بی‌گمان خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به باغ‌هایی درمی‌آورد که از زیر آن‌ها نهرها روان است؛ در آنجا با دست‌بندهایی از طلا و مروارید آراسته می‌شوند، و پوشاکشان در آنجا ابریشم است.


إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ

بی‌گمان خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به باغ‌هایی درمی‌آورد که از زیر آن‌ها نهرها روان است.

شرح واژه‌ها:

  • إِنَّ: حرف توکید و نصب؛ برای تأکید جمله اسمیه، اسمش منصوب می‌شود.
  • اللَّهَ: اسم جلاله؛ اسم «إنّ» و منصوب.
  • يُدْخِلُ: فعل مضارع، باب إفعال، ریشه «د خ ل»؛ به‌معنای داخل می‌کند.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ مفعول‌به «يُدْخِلُ».
  • آمَنُوا: فعل ماضی جمع، ریشه «أ م ن»؛ ایمان آوردند.
  • وَ: حرف عطف.
  • عَمِلُوا: فعل ماضی جمع، ریشه «ع م ل»؛ انجام دادند.
  • الصَّالِحَاتِ: جمع مؤنث سالم، ریشه «ص ل ح»؛ کارهای شایسته، مفعول‌به برای «عَمِلُوا».
  • جَنَّاتٍ: جمع «جَنَّة»، ریشه «ج ن ن»؛ باغ‌ها، مفعول‌به دوم برای «يُدْخِلُ».
  • تَجْرِي: فعل مضارع مؤنث مفرد، ریشه «ج ر ي»؛ روان است.
  • مِنْ: حرف جر.
  • تَحْتِهَا: «تحت» اسم مکان + ضمیر «ها»؛ زیرِ آن‌ها.
  • الْأَنْهَارُ: جمع «نَهْر»، ریشه «ن ه ر»؛ نهرها، فاعل «تَجْرِي».

يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا

در آنجا با دست‌بندهایی از طلا و مروارید آراسته می‌شوند.

شرح واژه‌ها:

  • يُحَلَّوْنَ: فعل مضارع مجهول جمع، باب تفعیل، ریشه «ح ل ي»؛ آراسته می‌شوند.
  • فِيهَا: حرف جر + ضمیر؛ در آن (باغ‌ها).
  • مِنْ: حرف جر، برای بیان جنس.
  • أَسَاوِرَ: جمع «أَسْوِرَة / سِوَار»، ریشه «س و ر»؛ دست‌بندها.
  • مِنْ: حرف جر.
  • ذَهَبٍ: اسم، ریشه «ذ ه ب»؛ طلا.
  • وَ: حرف عطف.
  • لُؤْلُؤًا: اسم، ریشه «ل أ ل أ»؛ مروارید، معطوف بر «ذَهَبٍ».

وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ

و پوشاکشان در آنجا ابریشم است.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • لِبَاسُهُمْ: «لباس» اسم، ریشه «ل ب س» + ضمیر «هم»؛ پوشاکِ آنان.
  • فِيهَا: حرف جر + ضمیر؛ در آنجا.
  • حَرِيرٌ: اسم، ریشه «ح ر ر»؛ ابریشم، خبر برای «لِبَاسُهُمْ».
Nach oben scrollen