022-019-105-حج

« Back to Glossary Index
در میان این دسته های مختلف دو دسته که همیشه درباره پروردگارشان با یکدیگر گفتگو دارند، مهمترند، دسته ایکه کُفران راهنمائی های پروردگار خود را کردند، لباسهائی از آتش برای ایشان بریده شده و از بالای سر ایشان آن مایع بس سوزان بر ایشان ریخته میشود (۱۹)
هٰذانِ خَصمانِ اختَصَموا في رَبِّهِم ۖ فَالَّذينَ كَفَروا قُطِّعَت لَهُم ثِيابٌ مِن نارٍ يُصَبُّ مِن فَوقِ رُءوسِهِمُ الحَميمُ

این دو گروه، دو دشمن‌اند که دربارهٔ پروردگارشان به نزاع برخاستند؛ پس کسانی که کافر شدند، برای آنان جامه‌هایی از آتش بریده شده است و از بالای سرهایشان آبِ جوشان فرو ریخته می‌شود.


هٰذانِ خَصمانِ اختَصَموا في رَبِّهِم

این دو، دو گروه دشمن‌اند که دربارهٔ پروردگارشان با یکدیگر ستیز کردند.
هٰذانِ: اسم اشارهٔ مثنّی، مبنی، در محلّ رفع مبتدا، به معنای «این دو»
خَصمانِ: اسم، مثنّی، خبرِ مبتدا، به معنای «دو دشمن / دو گروه متخاصم»
اختَصَموا: فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکّر غایب، باب افتعال از ریشهٔ «خ‌ص‌م»، به معنای «با هم نزاع کردند»
في: حرف جر، به معنای «در / دربارهٔ»
رَبِّهِم: رَبّ: اسم مجرور به «في»، به معنای «پروردگار»؛ ـهِم: ضمیر متّصل جمع، مضاف‌الیه، «پروردگارشان»


فَالَّذينَ كَفَروا قُطِّعَت لَهُم ثِيابٌ مِن نارٍ

پس کسانی که کافر شدند، برای آنان جامه‌هایی از آتش بریده شده است.
فَ: حرف تفریع، دلالت بر نتیجه و پی‌آمد
الَّذينَ: اسم موصول جمع، در محلّ مبتدا یا بدل، به معنای «کسانی که»
كَفَروا: فعل ماضی، جمع مذکّر غایب، از ریشهٔ «ك‌ف‌ر»، به معنای «کافر شدند / انکار کردند»
قُطِّعَت: فعل ماضی مجهول، مفرد مؤنّث، از ریشهٔ «ق‌ط‌ع»، به معنای «بریده شد»
لَهُم: جار و مجرور، متعلّق به فعل، «برای آنان»
ثِيابٌ: اسم، جمع «ثوب»، مرفوع به عنوان نائب فاعل، به معنای «جامه‌ها»
مِن: حرف جر، برای بیان جنس
نارٍ: اسم مجرور، به معنای «آتش»


يُصَبُّ مِن فَوقِ رُءوسِهِمُ الحَميمُ

از بالای سرهایشان آبِ جوشان فرو ریخته می‌شود.
يُصَبُّ: فعل مضارع مجهول، مفرد مذکّر، از ریشهٔ «ص‌ب‌ب»، به معنای «ریخته می‌شود»
مِن: حرف جر
فَوقِ: اسم مجرور، به معنای «بالای»
رُءوسِ: جمع «رأس»، اسم مجرور، به معنای «سرها»
هِمُ: ضمیر متّصل جمع، مضاف‌الیه، «آن‌ها»
الحَميمُ: اسم معرفه، مرفوع به عنوان نائب فاعل، به معنای «آب بسیار داغ / آب جوشان»

Nach oben scrollen