033-069-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
ای کسانیکه گرویدید، بمانند کسانی نباشید که موسی را با تهمت های خود اذیت کردند، پس الله او را از تهمت هائی که زدند، پاک کرد و او نزد الله آبرومند بود (این جملات اشاره به مطالب مفصل باب 16 از سفر اعداد تورات است که در آن نوشته شده، پسر عموی موسی که نامش قُورَح بود، پس از خروج بنی اسرائیل از مصر به بیابان سینا با ۲۵۰ نفر از بنی اسرائیل همدست شد و به موسی تهمت هائی زد و گفت، تو پیغمبر الله نیستی، بلکه با زور بر بنی اسرائیل مسلط شدی، خالق عالم بوسیله موسی اعلام کرد، تهمت زنندگان به بیابان در جای مخصوصی جمع شوند و موسی و آنها از الله مجازات دروغگو را بخواهند تا بوسيله الله دروغگو، عذاب شود و چنین شد و قورح به زمین فرو رفت و آتشی پیدا شد و دستیارانش را سوزانید) (69)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَىٰ فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا ۚ وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند؛ پس خدا او را از آنچه گفتند پاک و بی‌گناه گردانید، و او نزد خدا دارای منزلت و مقام بود.


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید

  • يَا: حرف ندا، برای خطاب مستقیم
  • أَيُّهَا: «أَيّ» اسم ندا برای تعظیم، «ها» حرف تنبیه
  • الَّذِينَ: اسم موصول، جمع مذکر
  • آمَنُوا: فعل ماضی جمع، از ریشهٔ «أ م ن»، به معنای ایمان آوردند

لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَىٰ

مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند

  • لَا: حرف نهی
  • تَكُونُوا: فعل مضارع مجزوم، جمع، از ریشهٔ «ك و ن»، به معنای بودن
  • كَ: حرف تشبیه، به معنای «مانند»
  • الَّذِينَ: اسم موصول، جمع مذکر
  • آذَوْا: فعل ماضی جمع، از ریشهٔ «أ ذ ي»، به معنای آزار دادند
  • مُوسَىٰ: اسم علم، مفعول‌به، پیامبر بنی‌اسرائیل

فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا

پس خدا او را از آنچه گفتند پاک ساخت

  • فَ: حرف تفریع، بیان نتیجه
  • بَرَّأَ: فعل ماضی، از ریشهٔ «ب ر أ»، به معنای تبرئه و پاک کردن
  • هُ: ضمیر متصل، مفعول‌به، اشاره به موسی
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل
  • مِمَّا: ترکیب «مِن» + «ما»، به معنای «از آنچه»
  • قَالُوا: فعل ماضی جمع، از ریشهٔ «ق و ل»، به معنای گفتند

وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهًا

و او نزد خدا صاحب منزلت و آبرو بود

  • وَ: حرف عطف
  • كَانَ: فعل ناقص ماضی، دلالت بر ثبوت صفت
  • عِندَ: ظرف مکان، به معنای نزد
  • اللَّهِ: مضاف‌الیه
  • وَجِيهًا: خبر «كان»، از ریشهٔ «و ج ه»، به معنای صاحب مقام، آبرومند و دارای جایگاه ویژه
Nach oben scrollen