033-057-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
به یقین کسانی که الله و پیغمبرش را اذیت میکنند، الله در دنیا و آخرت ایشان را از خود رانده است و برای ایشان عذابی پست کننده آماده کرده (اینکه مسلمانان جاهل و نادان، روی تبلیغات پیشوایان سوءاستفاده چی خود هر کس را که مخالف خودشان باشد میگویند، لعنت بر او باد، نمی دانند که گفتن این جمله نیز جاهلانه و موهوم است، زیرا لعن به معنای راندن و نفرت کردن است و ما حق نداریم نسبت به کسی که نمی دانیم خالق عالم نسبت به او نفرت دارد یا ندارد، از جانب الله بگوئیم لعنت بر او باد و اگر منظور از لعنت، نفرت خود اوست، وقتی نسبت به او نفرت نشان داد او را لعن کرده است و لعن یک عمل است نه یک گفتن) (۵۷)

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

بی‌گمان کسانی که خدا و پیامبرش را آزار می‌دهند، خدا آنان را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده و برایشان عذابی خوارکننده آماده ساخته است.


إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ

بی‌گمان کسانی که خدا و پیامبرش را آزار می‌دهند

شرح واژه‌ها:

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ برای تأکید بر مضمون جمله به‌کار می‌رود.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ به معنای «کسانی که».
  • يُؤْذُونَ: فعل مضارع مرفوع، صیغه جمع مذکر؛ از ریشهٔ «أ ذ ى»؛ به معنای آزار دادن، رنج رساندن.
  • اللَّهَ: اسم جلاله، مفعول‌به منصوب؛ مراد ذات الهی.
  • وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».
  • رَسُولَهُ: «رَسُول» اسم، مفعول‌به منصوب؛ از ریشهٔ «ر س ل» به معنای فرستاده؛ «هُ» ضمیر متصل مضاف‌الیه به معنای «او» (خدا).


لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ

خدا آنان را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده است

شرح واژه‌ها:

  • لَعَنَ: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «ل ع ن»؛ به معنای دور کردن از رحمت.
  • هُمُ: ضمیر متصل، مفعول‌به؛ به معنای «آنان».
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع؛ خداوند.
  • فِي: حرف جر؛ به معنای «در».
  • الدُّنْيَا: اسم مجرور؛ از ریشهٔ «د ن و»؛ به معنای نزدیک‌تر، کنایه از زندگی دنیا.
  • وَ: حرف عطف.
  • الْآخِرَةِ: اسم مجرور؛ از ریشهٔ «أ خ ر»؛ به معنای جهان پس از دنیا.


وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

و برای آنان عذابی خوارکننده آماده کرده است

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • أَعَدَّ: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «ع د د»؛ به معنای آماده ساختن، مهیا کردن.
  • لَهُمْ: «لِـ» حرف جر + «هُمْ» ضمیر متصل؛ به معنای «برای آنان».
  • عَذَابًا: اسم منصوب، مفعول‌به؛ از ریشهٔ «ع ذ ب»؛ به معنای شکنجه و مجازات دردناک.
  • مُهِينًا: صفت منصوب برای «عذاب»؛ از ریشهٔ «ه و ن»؛ به معنای خوارکننده، همراه با خواری و ذلت.
Nach oben scrollen