033-055-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
و بر زنان پیغمبر درباره پدر و پسر و برادر و پسر برادر و پسر خواهر و یا زنان مورد اعتماد خود و غلام خود، مراعات چنین تشریفاتی لازم نیست، و باید زنان پیغمبر در رفتار خود از الله بترسند و بدانند که الله بر هر چیزی گواه است (این آیه زنان پیغمبر را متوجه میکند که مواظب باشند با زنان غیر مطمئن رفت و آمد و گفتگو نکنند و تا زنی را کاملا اطمینان نکنند به منزل خود راه ندهند، مبادا خطری از جاسوسی آنان برای پیغمبر اسلام و مسلمین پیش آید) (۵۵)
  • لا جُناحَ عَلَيهِنَّ في آبائِهِنَّ وَلا أَبنائِهِنَّ وَلا إِخوانِهِنَّ وَلا أَبناءِ إِخوانِهِنَّ وَلا أَبناءِ أَخَواتِهِنَّ وَلا نِسائِهِنَّ وَلا ما مَلَكَت أَيمانُهُنَّ ۗ وَاتَّقينَ اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ شَهيدًا
  • هیچ بر آنان (زنان مؤمن) باکی نیست که نزد پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسرانِ برادرانشان و پسرانِ خواهرانشان و زنان (همکیشِ) خود و آنچه مالکِ آن شده‌اند با دست‌هایشان (کنیزانشان) باشند؛ و از خدا پروا کنید که همانا خدا بر هر چیزی گواه است.

لا جُناحَ عَلَيهِنَّ

هیچ باکی/گناهی بر آنان نیست.

  • لا: نفیِ جنس؛ حرفِ نافیهٔ للجنس، عملش نصبِ اسم و رفعِ خبر.
  • جُناحَ: اسمِ «لا» منصوب، ریشه: ج ن ح، به‌معنای گناه/باك/حرج.
  • عَلَيهِنَّ: جار و مجرور متعلق به خبرِ «لا» یا صفت برای «جُناح»، «هنّ» ضمیر جمع مؤنث متصل در محل جرّ.

في آبائِهِنَّ

در برابر پدرانشان/در نزد پدرانشان.

  • في: حرف جر.
  • آبائِ: جمع «أب»، مجرور به «في»، ریشه: أ ب و.
  • هِنَّ: ضمیر متصل جمع مؤنث، مضاف‌الیه.

وَلا أَبنائِهِنَّ

و نه (نیز) پسرانشان.

  • وَ: عاطف.
  • لا: زایدۀ تأکیدی در سیاق عطفِ بر «لا جناح»، برای استمرار نفی.
  • أَبنائِ: جمع «ابن»، مجرور به عطف بر «آبائِ»، ریشه: ب ن ي.
  • هِنَّ: ضمیر متصل، مضاف‌الیه.

وَلا إِخوانِهِنَّ

و نه برادرانشان.

  • وَلا: عطف با نفی.
  • إِخوانِ: جمع «أخ»، مجرور به عطف، ریشه: أ خ و.
  • هِنَّ: ضمیر متصل، مضاف‌الیه.

وَلا أَبناءِ إِخوانِهِنَّ

و نه پسرانِ برادرانشان.

  • وَلا: عطف با نفی.
  • أَبناءِ: جمع «ابن»، مضاف، مجرور به عطف.
  • إِخوانِ: مضافٌ‌إلیهِ اول، جمع «أخ».
  • هِنَّ: ضمیر مضاف‌الیهِ دوم برای «إخوان».

وَلا أَبناءِ أَخَواتِهِنَّ

و نه پسرانِ خواهرانشان.

  • وَلا: عطف با نفی.
  • أَبناءِ: جمع «ابن»، مضاف، مجرور به عطف.
  • أَخَواتِ: جمع «أخت»، مضافٌ‌إلیه.
  • هِنَّ: ضمیر مضاف‌الیه.

وَلا نِسائِهِنَّ

و نه زنانِ (خویشاوند/هم‌کیش) آنان.

  • وَلا: عطف با نفی.
  • نِسائِ: جمع «امرأة»، مجرور به عطف، ریشه: ن س و/ن س ء.
  • هِنَّ: ضمیر مضاف‌الیه.
  • نکتهٔ معنایی: بیشتر مفسران «نِسائهنّ» را زنانِ هم‌کیش (مسلمان) دانسته‌اند.

وَلا ما مَلَكَت أَيمانُهُنَّ

و نه آنچه که مالکِ آن شده‌اند با دست‌هایشان (کنیزانشان).

  • وَلا: عطف با نفی.
  • ما: اسم موصول غیرعاقل، در مقام عموم برای مملوک.
  • مَلَكَت: فعل ماضی، مؤنث مفرد به اعتبار «أيمان» که جمع غیرعاقل است؛ ریشه: م ل ك.
  • أَيمانُهُنَّ: فاعل مرفوع؛ «أيمان» جمع «يمين» به‌معنای دست راست؛ اضافه به ضمیر «هنّ». ترکیب کنایی برای ملکیت.

وَاتَّقينَ اللَّهَ

و از خدا پروا کنید.

  • وَ: استیناف/عطف انتقالی.
  • اتَّقينَ: فعل امر مؤنث جمع از ریشهٔ و ق ي (اتّقى یتّقی)، نونِ نسوه در پایان.
  • اللَّهَ: مفعولٌ‌به منصوب.

إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ شَهيدًا

همانا خدا بر هر چیزی گواه است.

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
  • اللَّهَ: اسم «إنّ» منصوب.
  • كانَ: فعل ناقص ماضی، برای اثبات دوام/ثبوت صفت.
  • عَلىٰ: حرف جر.
  • كُلِّ: مضاف مجرور؛ افادهٔ عموم.
  • شَيءٍ: مضاف‌الیهِ «كلّ»، نکره برای عموم، ریشه: ش ي أ.
  • شَهيدًا: خبرِ «كان» منصوب؛ صیغهٔ مبالغه از ریشه: ش ه د، به‌معنای بسیار گواه/حاضرِ ناظر.
Nach oben scrollen