033-052-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
برای تو پس از آنچه ذکر شد، ازدواج با زن دیگری حلال نیست و حتی اگر زیبائی زنانی تو را به عجب اندازد تو حق نداری برای گرفتن همسری دیگر، همسری را که داری طلاق دهی تا به عوض آن باشد و از طریق ملک یمین اگر زنی نصیب تو شد، عیب نیست (ملک یمین یعنی گرفتن کنیز یا بصورت اسیر یا زرخرید یا کسی هدیه نماید) و الله مواظب هر چیزی میباشد (۵۲)
  • لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِن بَعدُ وَلا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِن أَزواجٍ وَلَو أَعجَبَكَ حُسنُهُنَّ إِلّا ما مَلَكَت يَمينُكَ ۗ وَكانَ اللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ رَقيبًا
  • برای تو (ای پیامبر) پس از این، دیگر زنان حلال نیستند، و نه اینکه آنان را با همسران دیگری جایگزین کنی، هرچند زیباییِ آنان تو را به شگفت آورد؛ مگر آنچه دست راستت مالک شده است. و خدا بر هر چیزی نگهبان و مراقب است.

لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِن بَعدُ

برای تو زنان پس از این حلال نیستند.

  • لا: حرف نفی.
  • يَحِلُّ: فعل مضارع، ریشه ح ل ل، باب فعل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: حلال می‌شود/سزاوار است؛ در نفی: حلال نیست.
  • لَكَ: جار و مجرور، لامِ اختصاص/نفع + ضمیر مخاطب مفرد (تو).
  • النِّساءُ: اسم معرفه جمع، فاعل برای «يَحِلُّ» از نظر معنا مرفوع؛ مقصود جنس زنان.
  • مِن بَعدُ: جار و مجرور + ظرف/اسم زمان مبنی، «بعدُ» با ضمه بنایی؛ معنا: از پسِ این/بعد از این (اشاره به محدوده زمانی‌ای که در سیاق سوره احزاب تعیین شده).

وَلا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِن أَزواجٍ

و نیز روا نیست که آنان را با همسران دیگری عوض کنی.

  • وَلا: حرف عطف + نفی/نهیِ عام.
  • أَن: حرف مصدریه/نصب.
  • تَبَدَّلَ: فعل مضارع منصوب به «أن»، ریشه ب د ل، باب تفعّل، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: بدل کردن/عوض کردن برای خود.
  • بِهِنَّ: جار و مجرور، باءِ تعدیه/مصاحبه + ضمیر جمع مؤنث (آنان – زنان موجود).
  • مِن أَزواجٍ: جار و مجرور؛ «مِن» تبعیضیه/بدلیه؛ «أزواجٍ» نکره جمع، مضاف‌الیه مجرور؛ معنا: از (میان) همسرانی دیگر.

وَلَو أَعجَبَكَ حُسنُهُنَّ

هرچند زیبایی‌شان تو را به شگفت آورد.

  • وَلو: واو عطف + «لو» وصلیه/شرطیه غیر جازمه برای امتناعِ امتناع یا تعلیق شرطیِ تأکیدی؛ معنا: حتی اگر.
  • أَعجَبَكَ: فعل ماضی، ریشه ع ج ب، باب إفعال؛ فاعل مؤخر «حُسنُهُنَّ»، «كَ» مفعولٌ‌به (تو را).
  • حُسنُهُنَّ: اسم مرفوع به‌عنوان فاعل «أعجب»، «حُسن» مصدر/اسم، مضاف + ضمیر جمع مؤنث (زیباییِ آنان).

إِلّا ما مَلَكَت يَمينُكَ

جز آنچه دست راستت مالک شده است.

  • إِلّا: أداة استثناء.
  • ما: اسم موصول/نکره موصوفه برای غیر عاقل؛ معنا: آنچه.
  • مَلَكَت: فعل ماضی، ریشه م ل ك، ثلاثی مجرد؛ فاعل مؤنث مفرد به اعتبار «يمين» مؤنث مجازی.
  • يَمينُكَ: فاعلِ مؤنث مجازی برای «مَلَكَت»، «يمين» به‌معنای دست راست/کنایه از تملک، مضاف + «كَ» ضمیر مخاطب.

وَكانَ اللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ رَقيبًا

و خدا بر هر چیزی مراقب و نگهبان است.

  • وَكانَ: حرف عطف + فعل ماضی ناقص «كان»، ریشه ك و ن؛ دلالت بر ثبوتِ پیوسته در گذشته و استمرار در حال.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، اسم «كان» مرفوع.
  • عَلىٰ: حرف جر.
  • كُلِّ شَيءٍ: مضاف و مضاف‌الیه در محل جر پس از «على»، دلالت بر عموم.
  • رَقيبًا: خبر «كان» منصوب؛ «رقيب» اسم مبالغه از ریشه ر ق ب؛ معنا: نگهبانِ پیوسته مراقب.
Nach oben scrollen