033-032-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
ای زنانِ پیام از غیب آورنده، موقعیتِ شما به مانندِ موقعیتِ زنانِ دیگر نیست، اگر شما میخواهید پرهیزکار باشید باید با مردم بطور جدی و شایسته سخن گوئید نه سخن نرم، تا کسی که در دلش بیماری دنیا خواهی و فریب هست، به طمعی نسبت به شما نیفتند (۳۲)
يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ ۚ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا

ای همسران پیامبر، شما مانند هیچ‌یک از زنان نیستید، اگر تقوا پیشه کنید؛ پس در سخن نرمی و کرشمه نشان ندهید تا آن‌که در دلش بیماری است طمع نکند، و سخنی شایسته و شناخته‌شده بگویید.


يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ

ای همسران پیامبر
شرح واژه‌ها:

  • يَا: حرف ندا، برای صدا زدن
  • نِسَاءَ: جمع «امرأة»، اسم منصوب به سبب ندا، به معنای زنان
  • النَّبِيِّ: اسم، مضافٌ‌الیه مجرور، از ریشه «ن‌ب‌أ» به معنای خبر دادن؛ پیامبر

لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ

شما مانند هیچ‌یک از زنان نیستید
شرح واژه‌ها:

  • لَسْتُنَّ: فعل ناقص «ليس» به صورت جمع مؤنث مخاطب، برای نفی
  • كَـ: حرف تشبیه، به معنای مانند
  • أَحَدٍ: اسم نکره، مجرور به سبب «كـ»، به معنای هیچ‌کس
  • مِنَ: حرف جر
  • النِّسَاءِ: اسم جمع، مجرور، زنان

إِنِ اتَّقَيْتُنَّ

اگر تقوا پیشه کنید
شرح واژه‌ها:

  • إِنْ: حرف شرط
  • اتَّقَيْتُنَّ: فعل ماضی، جمع مؤنث مخاطب، از ریشه «و‌ق‌ی»، به معنای پرهیز کردن و تقوا داشتن

فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ

پس در سخن نرمش و ناز نشان ندهید
شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف جواب شرط
  • لَا: حرف نهی
  • تَخْضَعْنَ: فعل مضارع مجزوم، جمع مؤنث مخاطب، از ریشه «خ‌ض‌ع»، به معنای نرم و مطیع شدن
  • بِـ: حرف جر
  • الْقَوْلِ: اسم، مجرور، از ریشه «ق‌و‌ل»، سخن

فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ

تا آن‌که در دلش بیماری است طمع کند
شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف تعلیل
  • يَطْمَعَ: فعل مضارع منصوب، از ریشه «ط‌م‌ع»، به معنای امیدوار شدن همراه با خواهش نادرست
  • الَّذِي: اسم موصول
  • فِي: حرف جر
  • قَلْبِهِ: اسم مجرور به اضافهٔ ضمیر، از ریشه «ق‌ل‌ب»، دل
  • مَرَضٌ: اسم، نکره، از ریشه «م‌ر‌ض»، به معنای بیماری، کنایه از انحراف اخلاقی

وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا

و سخنی شایسته بگویید
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • قُلْنَ: فعل امر، جمع مؤنث مخاطب، از ریشه «ق‌و‌ل»، گفتن
  • قَوْلًا: مفعول‌به منصوب، سخن
  • مَعْرُوفًا: صفت، منصوب، از ریشه «ع‌ر‌ف»، به معنای پسندیده، شناخته‌شده و درست
Nach oben scrollen