033-023-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
از مؤمنین، مردانی هستند که آنچه را با الله بر آن عهد بستند، به راستی عهد بستند (یعنی مؤمنان بر دو گروهند گروهی مؤمن حقیقی و گروهی ناحقیقی که به دروغ خود را در جرگه مومنان معرفی کرده اند و این سخن میرساند، آنانکه مشهور کرده اند، پیغمبر اسلام میگفته، بگوئید «لا اله الا الله تفلحوا » افترائی است بر پیغمبر اسلام و هرگز اظهار ایمان به زبان، راه رستگاری کسی نیست) و این راستگویان گروهی مدت عمر خود را به پایان رساندند و گروهی انتظار آنرا میکشند (که زودتر در راه الله کشته شوند) و روش خود را تغییر ندادند (۲۳)
مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا

از میان مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا پیمان بستند راست گفتند؛ پس برخی از آنان پیمان خود را به انجام رساندند و برخی دیگر در انتظارند، و هرگز دگرگونی و تبدیلی در پیمان خود ندادند.


مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ

از میان مؤمنان مردانی هستند
شرح واژه‌ها:

  • مِنَ: حرف جر، به‌معنای «از، از میان»
  • المُؤمِنينَ: اسم جمع مذکر سالم، مجرور به‌سبب «مِن»، ریشه «أ م ن»، به‌معنای ایمان‌آورندگان
  • رِجالٌ: اسم جمع، مرفوع، مبتدا، ریشه «ر ج ل»، به‌معنای مردان

صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ

که در آنچه با خدا پیمان بستند راست گفتند
شرح واژه‌ها:

  • صَدَقوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب، ریشه «ص د ق»، به‌معنای راست گفتند و وفادار بودند
  • ما: اسم موصول، به‌معنای «آنچه»
  • عاهَدُوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب، ریشه «ع ه د»، به‌معنای پیمان بستند
  • اللَّهَ: اسم جلاله، مفعول‌به منصوب
  • عَلَيهِ: «عَلى» حرف جر + «هِ» ضمیر مفرد مذکر غایب، به‌معنای «بر او / با او»

فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ

پس برخی از آنان پیمان خود را به انجام رساندند
شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف تفریع، به‌معنای «پس، آنگاه»
  • مِنهُم: «مِن» حرف جر + «هُم» ضمیر جمع، به‌معنای «از آنان»
  • مَن: اسم موصول، به‌معنای «کسی که»
  • قَضىٰ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، ریشه «ق ض ي»، به‌معنای به پایان رساند
  • نَحبَهُ: «نَحب» اسم، ریشه «ن ح ب»، به‌معنای پیمان یا اجل، مضاف + «هُ» ضمیر، به‌معنای پیمانش

وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ

و برخی از آنان در انتظارند
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، به‌معنای «و»
  • مِنهُم: از آنان
  • مَن: اسم موصول، به‌معنای «کسی که»
  • يَنتَظِرُ: فعل مضارع، مفرد مذکر غایب، ریشه «ن ظ ر»، به‌معنای انتظار می‌کشد

وَما بَدَّلوا تَبديلًا

و هیچ تغییری و تبدیلی ندادند
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • ما: حرف نفی، به‌معنای «نه، هرگز»
  • بَدَّلوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب، ریشه «ب د ل»، به‌معنای تغییر دادند
  • تَبديلًا: مصدر منصوب، ریشه «ب د ل»، به‌معنای تغییر کامل
Nach oben scrollen