033-017-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
بگو اگر الله به شما بد بخواهد، چه کسی میتواند شما را از آن بد، نگه دارد و اگر الله رحمتی برای شما بخواهد نیز کسی بازدارنده آن نخواهد بود و دسته مؤمنان برای خود، جز الله نه دوست مورد اعتمادی خواهند داشت و نه یاوری (۱۷)
قُل مَن ذَا الَّذي يَعصِمُكُم مِنَ اللَّهِ إِن أَرادَ بِكُم سوءًا أَو أَرادَ بِكُم رَحمَةً ۚ وَلا يَجِدونَ لَهُم مِن دونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلا نَصيرًا

بگو: چه کسی است که اگر خدا بخواهد به شما آسیبی برساند یا بخواهد رحمتی به شما عطا کند، بتواند شما را از [ارادهٔ] خدا حفظ کند؟ و آنان جز خدا برای خود هیچ سرپرست و هیچ یاوری نخواهند یافت.


قُل مَن ذَا الَّذي يَعصِمُكُم مِنَ اللَّهِ

بگو: چه کسی است که شما را از [ارادهٔ] خدا نگاه دارد؟

شرح واژه‌ها:
قُل: فعل امر، از ریشهٔ «ق و ل»، باب قالَ یقولُ، به معنای «بگو».
مَن: اسم استفهام، به معنای «چه کسی».
ذَا: اسم اشاره یا اسم زائده برای تأکید بعد از «مَن»، در این‌جا برای تقویت استفهام.
الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر، به معنای «آن‌که».
يَعصِمُكُم: فعل مضارع، از ریشهٔ «ع ص م»، باب ضرب، به معنای «نگه می‌دارد، حفظ می‌کند»؛ «كُم» ضمیر متصل مفعولی به معنای «شما را».
مِنَ: حرف جر، به معنای «از».
اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به «مِن»، به معنای «خدا».


إِن أَرادَ بِكُم سوءًا أَو أَرادَ بِكُم رَحمَةً

اگر [خدا] برای شما بدی‌ای بخواهد یا برای شما رحمتی بخواهد

شرح واژه‌ها:
إِن: حرف شرط، به معنای «اگر».
أَرادَ: فعل ماضی، از ریشهٔ «ر و د»، باب افعال، به معنای «خواست».
بِكُم: «بِ» حرف جر + «كُم» ضمیر متصل، به معنای «برای شما / نسبت به شما».
سوءًا: اسم منصوب، از ریشهٔ «س و أ»، به معنای «بدی، آسیب».
أَو: حرف عطف، به معنای «یا».
أَرادَ: فعل ماضی، تکرار برای تأکید تقابل دو حالت.
بِكُم: همان ساخت و معنا، «برای شما».
رَحمَةً: اسم منصوب، از ریشهٔ «ر ح م»، به معنای «رحمت، مهربانی».


وَلا يَجِدونَ لَهُم مِن دونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلا نَصيرًا

و آنان جز خدا برای خود هیچ سرپرست و هیچ یاوری نمی‌یابند

شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف، به معنای «و».
لا: حرف نفی.
يَجِدونَ: فعل مضارع، از ریشهٔ «و ج د»، باب ضرب، به معنای «می‌یابند»؛ واو جمع، نشان‌دهندهٔ فاعل جمع.
لَهُم: «لِ» حرف جر + «هُم» ضمیر متصل، به معنای «برای آنان».
مِن: حرف جر، به معنای «از».
دونِ: اسم مجرور، به معنای «غیر، جز».
اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه، به معنای «خدا».
وَلِيًّا: اسم منصوب، از ریشهٔ «و ل ي»، به معنای «سرپرست، دوست و یاور نزدیک».
وَلا: حرف عطف + حرف نفی.
نَصيرًا: اسم منصوب، از ریشهٔ «ن ص ر»، به معنای «یاور، کمک‌کننده».

Nach oben scrollen