033-013-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
و در همان زمان گروهی از این دورویان گفتند، ای مردم یثرب (شهر مدینه امروز را در آن زمان یثرب میگفتند) سزاوار شما نیست که در لشگریان مسلمانان بمانید، بلکه بسوی یثرب برگردید و گروهی از ایشان از پیغامگیر اجازه میخواستند و به بهانه میگفتند خانه های ما در مدینه دیوارِ درستی ندارد در صورتیکه خانه های ایشان نا محفوظ نبود و میخواستند به این بهانه ها فرار کنند (۱۳)
وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا ۚ وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ ۖ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا

و آن‌گاه که گروهی از آنان گفتند: ای اهل یثرب، دیگر جای ماندن برای شما نیست، پس بازگردید. و گروهی دیگر از آنان از پیامبر اجازه می‌خواستند و می‌گفتند: همانا خانه‌های ما بی‌دفاع است، در حالی که بی‌دفاع نبود؛ آنان جز گریز چیزی نمی‌خواستند.


وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ

و هنگامی که گروهی از آنان گفتند
شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف، برای پیوند دادن جمله‌ها
إِذْ: ظرف زمان، به معنای «آن‌گاه که»
قَالَتْ: فعل ماضی، سوم شخص مؤنث مفرد، از ریشه «ق و ل» به معنای گفتن
طَائِفَةٌ: اسم، مفرد مؤنث، از ریشه «ط و ف» به معنای گروه
مِّنْهُمْ: مِن حرف جر، هُم ضمیر متصل جمع مذکر، به معنای «از آنان»


يَا أَهْلَ يَثْرِبَ

ای مردم یثرب
شرح واژه‌ها:
يَا: حرف ندا
أَهْلَ: منادی منصوب، از ریشه «أ ه ل» به معنای اهل، مردم
يَثْرِبَ: اسم علم، نام قدیم مدینه، مضافٌ‌الیه منصوب به اعتبار منادا بودن «أهل»


لَا مُقَامَ لَكُمْ

برای شما جای ماندن نیست
شرح واژه‌ها:
لَا: حرف نفی جنس
مُقَامَ: اسم «لا» منصوب، از ریشه «ق و م» به معنای محل اقامت
لَكُمْ: لام حرف جر، کم ضمیر جمع مخاطب، به معنای «برای شما»


فَارْجِعُوا

پس بازگردید
شرح واژه‌ها:
فَ: حرف نتیجه و تفریع
ارْجِعُوا: فعل امر، جمع مخاطب، از ریشه «ر ج ع» به معنای بازگشتن


وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ

و گروهی از آنان از پیامبر اجازه می‌خواهند
شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف
يَسْتَأْذِنُ: فعل مضارع، سوم شخص مفرد مذکر، باب استفعال، از ریشه «أ ذ ن» به معنای اجازه خواستن
فَرِيقٌ: اسم مفرد، از ریشه «ف ر ق» به معنای گروه
مِّنْهُمُ: مِن حرف جر، هُم ضمیر متصل، به معنای «از آنان»
النَّبِيَّ: مفعولٌ‌به منصوب، از ریشه «ن ب أ» به معنای پیامبر


يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ

می‌گویند: همانا خانه‌های ما بی‌دفاع است
شرح واژه‌ها:
يَقُولُونَ: فعل مضارع، جمع مذکر، از ریشه «ق و ل»
إِنَّ: حرف تأکید و نصب
بُيُوتَنَا: بُيُوت اسم جمع، از ریشه «ب ي ت»؛ نا ضمیر متصل مضاف‌الیه، به معنای «خانه‌های ما»
عَوْرَةٌ: خبر إنّ مرفوع، از ریشه «ع و ر» به معنای محل آسیب‌پذیر و بی‌دفاع


وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ

در حالی که بی‌دفاع نیست
شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف
مَا: حرف نفی
هِيَ: ضمیر منفصل مؤنث مفرد، بازگشت به «بیوت»
بِعَوْرَةٍ: باء زائد برای تأکید نفی، عورة اسم مجرور لفظاً، به معنای بی‌دفاع


إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا

آنان جز گریز چیزی نمی‌خواهند
شرح واژه‌ها:
إِنْ: حرف نفی
يُرِيدُونَ: فعل مضارع، جمع مذکر، از ریشه «ر و د» به معنای خواستن
إِلَّا: حرف استثناء
فِرَارًا: مستثنی منصوب، مصدر از ریشه «ف ر ر» به معنای گریز

Nach oben scrollen