033-009-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، نعمت الله را بر خودتان به یاد آورید، نعمتی را که در زمانی به شما رسید که چند لشگرِ مختلف برای جنگ با شما آمدند، پس ما بر علیه ایشان بادی سخت فرستادیم و غیر از آن باد لشگرهائی را که شما آنها را ندیدید، بر علیه آنان فرستادیم (این لشگرهای نادیدنی ملکهای روحى الله بودند که مانند جنگ بدر کافران را از مسلمانان ترساندند) و الله بدانچه میکنید بیناست (۹)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نعمت خدا را بر خود یاد کنید؛ آنگاه که لشکرهایی به سوی شما آمدند، پس ما بر آنان بادی و لشکرهایی فرستادیم که شما آن‌ها را نمی‌دیدید، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نعمت خدا را بر خود یاد کنید.

  • يَا: حرف ندا، برای صدا زدن.
  • أَيُّهَا: «أَيُّ» اسم منادی مبنی بر ضم، «ها» حرف تنبیه.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر عاقل، در محل صفت برای «أيّ».
  • آمَنُوا: فعل ماضی، جمع، از ریشهٔ «أ م ن»، به معنای ایمان آوردند.
  • اذْكُرُوا: فعل امر، جمع مخاطب، از ریشهٔ «ذ ك ر»، به معنای یاد کنید.
  • نِعْمَةَ: اسم، مفرد، مفعول‌به منصوب، از ریشهٔ «ن ع م»، به معنای نعمت.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه مجرور.
  • عَلَيْكُمْ: «على» حرف جر، «كم» ضمیر متصل جمع مخاطب، به معنای بر شما.

إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ

آنگاه که لشکرهایی به سوی شما آمدند.

  • إِذْ: ظرف زمان، به معنای هنگامی که.
  • جَاءَتْ: فعل ماضی مؤنث مفرد، از ریشهٔ «ج ي ء»، به معنای آمد.
  • كُمْ: ضمیر متصل جمع مخاطب، مفعول‌به.
  • جُنُودٌ: اسم جمع، فاعل مرفوع، از ریشهٔ «ج ن د»، به معنای سپاهیان.

فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا

پس بر آنان بادی و لشکرهایی فرستادیم که آن‌ها را نمی‌دیدید.

  • فَ: حرف عطف، دلالت بر ترتیب و نتیجه.
  • أَرْسَلْنَا: فعل ماضی، متکلم مع‌الغیر، از ریشهٔ «ر س ل»، به معنای فرستادیم.
  • عَلَيْهِمْ: «على» حرف جر، «هم» ضمیر غایب جمع، به معنای بر آنان.
  • رِيحًا: اسم مفرد، مفعول‌به منصوب، از ریشهٔ «ر و ح»، به معنای باد.
  • وَ: حرف عطف.
  • جُنُودًا: اسم جمع، معطوف، منصوب، به معنای لشکرها.
  • لَمْ: حرف نفی و جزم.
  • تَرَوْهَا: فعل مضارع مجزوم، جمع مخاطب، از ریشهٔ «ر أ ي»، «ها» ضمیر مؤنث مفرد، به معنای آن‌ها را نمی‌دیدید.

وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا

و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

  • وَ: حرف عطف.
  • كَانَ: فعل ناقص ماضی.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، اسم «كان» مرفوع.
  • بِمَا: «بِ» حرف جر، «ما» اسم موصول، به معنای به آنچه.
  • تَعْمَلُونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مخاطب، از ریشهٔ «ع م ل»، به معنای انجام می‌دهید.
  • بَصِيرًا: صفت مشبهه، خبر «كان» منصوب، از ریشهٔ «ب ص ر»، به معنای بینا.
Nach oben scrollen