033-007-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
آن هنگامی که از تمام نبی ها عهد و پیمانی را که از ایشان باید بگیریم، گرفتیم و از تو و از نوح و از ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم، نیز تعهدِ محکمی گرفتیم (۷)
وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ۖ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا

و آنگاه که از پیامبران پیمانشان را گرفتیم، و (نیز) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم؛ و از آنان پیمانی سخت و استوار گرفتیم.


وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ

و آن‌گاه که ما از پیامبران پیمانشان را گرفتیم.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، به معنای «و».
  • إِذْ: ظرف زمان، به معنای «آنگاه که»، اشاره به زمانی مشخص در گذشته.
  • أَخَذْنَا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر؛ ریشه: أ خ ذ؛ «گرفتیم».
  • مِنَ: حرف جر، «از».
  • النَّبِيِّينَ: جمع «نبی»، اسم مجرور به «من»؛ ریشه: ن ب أ؛ «پیامبران».
  • مِيثَاقَهُمْ: «میثاق» اسم، مفعول به؛ ریشه: و ث ق؛ «پیمان محکم» + «هم» ضمیر متصل جمع «پیمانِ آنان».

وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ

و (به‌ویژه) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • مِنكَ: «از تو»؛ «من» حرف جر + «ک» ضمیر مخاطب مفرد (خطاب به پیامبر اسلام).
  • وَمِن: حرف عطف + حرف جر.
  • نُّوحٍ: اسم علم، مجرور؛ پیامبر نوح.
  • وَإِبْرَاهِيمَ: اسم علم، معطوف؛ پیامبر ابراهیم.
  • وَمُوسَىٰ: اسم علم، معطوف؛ پیامبر موسی.
  • وَعِيسَىٰ: اسم علم، معطوف؛ پیامبر عیسی.
  • ابْنِ: بدل یا عطف بیان برای عیسی، مجرور؛ ریشه: ب ن و؛ «پسر».
  • مَرْيَمَ: اسم علم، مضافٌ‌الیه؛ مریم.

وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا

و از آنان پیمانی سخت و استوار گرفتیم.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • أَخَذْنَا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر؛ ریشه: أ خ ذ؛ «گرفتیم».
  • مِنْهُم: «از آنان»؛ «من» حرف جر + «هم» ضمیر جمع.
  • مِّيثَاقًا: اسم، مفعول به منصوب؛ ریشه: و ث ق؛ «پیمان محکم».
  • غَلِيظًا: صفت برای «میثاق»، منصوب؛ ریشه: غ ل ظ؛ «سخت، استوار، شدید».

مِيثَاقَ


معناهای دقیق و گسترده

مِيثَاق به معنای پیمان محکم، عهد الزام‌آور، تعهد رسمی و استوار است. این واژه دلالت بر توافقی دارد که با تأکید، تضمین و مسئولیت همراه است و شکستن آن نکوهیده و دارای پیامد اخلاقی، اجتماعی یا حقوقی است.

کاربردهای معنایی اصلی:

  • پیمان الهی میان خدا و انسان‌ها
  • عهد اخلاقی یا دینی که تعهد درونی و بیرونی ایجاد می‌کند
  • قرارداد بسیار محکم که با سوگند، شاهد یا ضمانت همراه است

در متون دینی، «میثاق» همواره فراتر از یک قرارداد ساده است و جنبه‌ی قدسی و الزام معنوی دارد.


ریشه و ساخت واژه (Stammwurzel)

  • ریشه ثلاثی: و ث ق (وَثَقَ)
  • فعل اصلی: وَثَقَبه معنای «محکم شد»، «استوار گردید»، «اطمینان پیدا کرد»

از این ریشه، واژه‌هایی با مفهوم استحکام، اعتماد و الزام ساخته می‌شود.

مِيثَاق اسم مصدر است و از نظر ساخت صرفی بر معنای تقویت‌شده و تأکیدیِ عهد دلالت دارد.


کاربرد واژه در زبان عربی

در زبان کلاسیک و قرآنی

این واژه به‌طور گسترده در قرآن به کار رفته و معمولاً به پیمان‌های الهی اشاره دارد.

نمونه:

  • ﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ﴾«و هنگامی که پیمان محکم بنی‌اسرائیل را گرفتیم»

در این موارد، «میثاق» نشان‌دهنده‌ی تعهدی است که:

  • آگاهانه پذیرفته شده
  • با مسئولیت اخلاقی همراه است
  • نقض آن مذموم است

در زبان عربی معاصر

در زبان رسمی و حقوقی امروز نیز به کار می‌رود:

  • میثاق ملی (پیمان ملی)
  • میثاق حقوق بشر
  • میثاق همکاری

در این کاربردها، واژه همچنان بار رسمیت و الزام قوی را حفظ کرده است.


اطلاعات ریشه‌شناختی (اتیمولوژی)

واژه مِيثَاق از ریشه‌ی سامی وثق گرفته شده که در زبان‌های سامی دیگر نیز معانی نزدیک به استحکام، اعتماد و گره زدن دارد.

تحول معنایی:

  • استحکام فیزیکی→ اعتماد→ تعهد

    → پیمان الزام‌آور

این مسیر نشان می‌دهد که «میثاق» مفهومی است که از محکم‌بودن به متعهدبودن منتقل شده است.


مترادف‌ها (Synonyme)

  • عَهْد
  • عَقْد
  • اتِّفَاق
  • قَسَم (در موارد خاص)
  • تَعَهُّد

تفاوت اصلی این است که میثاق از همه‌ی این‌ها محکم‌تر و رسمی‌تر است.


متضادها (Antonyme)

  • نَقْضُ العَهْد (شکستن پیمان)
  • خِيَانَة
  • غَدْر
  • تَخَلِّي
  • نَكْث

این واژه‌ها بر بی‌وفایی، عدم پایبندی و فروپاشی تعهد دلالت دارند.


جمع‌بندی معنایی

مِيثَاق واژه‌ای است برای بیان:

  • تعهدی عمیق
  • پیمانی محکم و تضمین‌شده
  • مسئولیتی که شکستن آن پیامد دارد

این واژه هم در زبان دینی و هم در زبان حقوقی، نشانه‌ی جدیت، الزام و وفاداری است.


تفاوت مِيثَاق و عَهْد


۱. تفاوت معنایی اصلی

عَهْد

  • به معنای وعده، تعهد، سفارش یا قول
  • می‌تواند شفاهی یا درونی باشد
  • الزام آن ممکن است اخلاقی یا شخصی باشد
  • شدت و استحکام آن کمتر از میثاق است

عهد گاهی تنها یک قول یا تعهد ساده است و لزوماً با ضمانت رسمی همراه نیست.


مِيثَاق

  • به معنای پیمان بسیار محکم و تأکیدشده
  • معمولاً رسمی، علنی یا همراه با شاهد و تضمین است
  • الزام آن قوی و گریزناپذیر است
  • شکستن آن نکوهش شدیدتری دارد

میثاق در اصل «عهدِ محکم‌شده» است.


۲. تفاوت از نظر درجه‌ی الزام

ویژگیعهدمیثاق
میزان استحکاممتوسطبسیار بالا
رسمی بودنممکن است نباشدمعمولاً هست
نیاز به تأکید یا تضمیننه لزوماًبله
پیامد نقضمحدودترسنگین‌تر

۳. تفاوت کاربردی در متون دینی

  • عهد:تعهد کلی انسان در برابر خدا
  • میثاق:عهدی که با تأکید ویژه، سوگند یا نشانه‌ای مشخص تثبیت شده است

به همین دلیل در قرآن:

  • «عهد» هم برای خدا و هم برای انسان به کار می‌رود
  • «میثاق» بیشتر زمانی می‌آید که تعهد رسمی و مؤکد مطرح است

۴. جمع‌بندی کوتاه

  • هر میثاق، عهد هست
  • هر عهد، لزوماً میثاق نیست

میثاق همان عهدی است که محکم، رسمی و الزام‌آور شده است.

Nach oben scrollen