033-006-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
این نبوت کننده به مؤمنان از خودشان برتر است و همسران او مادران مؤمنان میباشند (این مادر بودنِ همسران پیغمبر اسلام از لحاظ احترام میباشد و از لحاظ حرام بودنِ زناشوئی مؤمنان با ایشان، بعد از پیغمبر اسلام) و در كتاب الله، بعضی از قوم و خویشان رحمی پیغمبر از بعضی دیگر از مؤمنان و مهاجران برتری مخصوصی دارند و جز این نیست که باید نسبت به هر یک از این برترها، آن رفتاری را انجام دهید که در عرف جامعه بشری شایسته است و اینها حدودش در کتاب آسمانی نوشته شده (این راهنمائیها میرسانند، اگر زنان پیغمبر از لحاظ مصالحی اجتماعی در حکم مادران مؤمنان هستند، دلیل نیست که مثلا در ایمان نیز برتر از سایر مؤمنان و مهاجران باشند و یا دلیل نیست که حقوقی را که مؤمنان باید نسبت به مادر اصلی خودشان در نظر بگیرند، برای همسران پیغمبر هم در نظر بگیرند و نیز اگر عمو و یا داماد و یا فرزند پیغمبری از این لحاظ مورد احترام سایر مؤمنان میباشد، دلیل نیست که در امور مربوط به ایمان یا تخصص علمی، و یا حکومتی، نیز مؤمنانِ متخصص و فداکارِ زیردست آنها که تخصص ندارند و یا ایمانشان کمتر است، قرار گیرند و مطالب بالا که بسیار طبیعی و مورد ِعملِ تمام گروههای انسانی میباشد، هم در کتاب خلقت نوشته شده است و هم در کلیه کتابهای آسمانی گوشزد شده است که مثلا پدر و فرزند انسان که از همه کس به انسان نزدیکترند، ممکن است در افکار و عقاید و اخلاق، مخالفِ فرزند و پدر باشند و یا دوست صمیمی انسان که از حیث عقیده با انسان یکی است، حق نداشته باشد بی اجازه و سرزده وارد خانه دوستش شود و یا در کار دوستش دخالت نماید) (6)
النَّبِيُّ أَولىٰ بِالمُؤمِنينَ مِن أَنفُسِهِم ۖ وَأَزواجُهُ أُمَّهاتُهُم ۗ وَأُولُو الأَرحامِ بَعضُهُم أَولىٰ بِبَعضٍ في كِتابِ اللَّهِ مِنَ المُؤمِنينَ وَالمُهاجِرينَ إِلّا أَن تَفعَلوا إِلىٰ أَولِيائِكُم مَعروفًا ۚ كانَ ذٰلِكَ فِي الكِتابِ مَسطورًا

پیامبر نسبت به مؤمنان از خودِ آنان سزاوارتر است، و همسران او مادران آنان به شمار می‌آیند، و خویشاوندان نسبی در کتاب خدا نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران سزاوارترند، مگر آنکه بخواهید نسبت به دوستان خود نیکی شایسته‌ای انجام دهید؛ و این حکم در کتاب الهی نوشته و ثبت شده است.


النَّبِيُّ أَولىٰ بِالمُؤمِنينَ مِن أَنفُسِهِم

پیامبر نسبت به مؤمنان از خودِ آنان سزاوارتر است.
شرح واژه‌ها:

  • النَّبِيُّ: اسم، مفرد، معرفه با «ال»؛ از ریشهٔ ن ب أ به معنای خبر مهم؛ مراد پیامبر اسلام.
  • أَولىٰ: اسم تفضیل؛ به معنای سزاوارتر، شایسته‌تر.
  • بِالمُؤمِنينَ: «بِ» حرف جر + «المؤمنين» جمع مذکر سالم، مجرور؛ از ریشهٔ أ م ن به معنای ایمان‌آورندگان.
  • مِن: حرف جر، برای مقایسه.
  • أَنفُسِهِم: «أنفس» جمع «نفس»، اسم مجرور + ضمیر «هم»؛ به معنای جان‌ها یا خودِ آنان.

وَأَزواجُهُ أُمَّهاتُهُم

و همسران او مادران آنان هستند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • أَزواجُهُ: «أزواج» جمع «زوج»، اسم مرفوع + ضمیر «ه»؛ همسران او.
  • أُمَّهاتُهُم: «أمهات» جمع «أم»، خبر مرفوع + ضمیر «هم»؛ مادران آنان از نظر حرمت و جایگاه شرعی.

وَأُولُو الأَرحامِ بَعضُهُم أَولىٰ بِبَعضٍ

و خویشاوندان نسبی، برخی نسبت به برخی دیگر سزاوارترند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • أُولُو: اسم جمع، به معنای دارندگان؛ مرفوع.
  • الأَرحامِ: جمع «رَحِم»، اسم مجرور؛ خویشاوندان نسبی.
  • بَعضُهُم: «بعض» اسم مرفوع + ضمیر «هم»؛ برخی از آنان.
  • أَولىٰ: اسم تفضیل؛ سزاوارتر.
  • بِبَعضٍ: «بِ» حرف جر + «بعض» اسم مجرور؛ نسبت به برخی دیگر.

في كِتابِ اللَّهِ

در کتاب خدا.
شرح واژه‌ها:

  • في: حرف جر، دلالت بر ظرف.
  • كِتابِ: اسم مجرور؛ به معنای کتاب، مراد حکم الهی.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضافٌ‌الیه، مجرور.

مِنَ المُؤمِنينَ وَالمُهاجِرينَ

نسبت به مؤمنان و مهاجران.
شرح واژه‌ها:

  • مِنَ: حرف جر، برای بیان ترجیح.
  • المُؤمِنينَ: جمع مذکر سالم، مجرور؛ ایمان‌آورندگان.
  • وَ: حرف عطف.
  • المُهاجِرينَ: جمع مذکر سالم، مجرور؛ از ریشهٔ ه ج ر به معنای هجرت‌کنندگان.

إِلّا أَن تَفعَلوا إِلىٰ أَولِيائِكُم مَعروفًا

مگر آنکه بخواهید نسبت به دوستان خود نیکی شایسته‌ای انجام دهید.
شرح واژه‌ها:

  • إِلّا: حرف استثناء.
  • أَن: حرف مصدری.
  • تَفعَلوا: فعل مضارع منصوب؛ از ریشهٔ ف ع ل؛ انجام دهید.
  • إِلىٰ: حرف جر.
  • أَولِيائِكُم: «أولياء» جمع «ولي»، اسم مجرور + ضمیر «كم»؛ دوستان یا نزدیکان شما.
  • مَعروفًا: اسم منصوب؛ از ریشهٔ ع ر ف؛ کار نیک، پسندیده و شناخته‌شده.

كانَ ذٰلِكَ فِي الكِتابِ مَسطورًا

این حکم در کتاب ثبت و نوشته شده بود.
شرح واژه‌ها:

  • كانَ: فعل ماضی ناقص.
  • ذٰلِكَ: اسم اشاره، اسم «كان».
  • فِي: حرف جر.
  • الكِتابِ: اسم مجرور؛ کتاب الهی.
  • مَسطورًا: اسم مفعول، خبر «كان»؛ از ریشهٔ س ط ر به معنای نوشته‌شده و ثبت‌شده.
Nach oben scrollen