058-019-103-مجادلة

« Back to Glossary Index
بر ایشان شیطان مسلط شده، و آنان را از یاد کردن الله به فراموشی انداخته، و ایشان از حزب شیطان هستند و بدانید که حزب شیطان، ضرر بینندگانِ حقیقی میباشند (هر شیطنت کاری تحت تاثیر وسوسه هائیست شیطانی و این وسوسه ها، یا از هوسهای شیطانی سرچشمه میگیرد و یا از تلقينِ شيطانهای مختلف که هوسهای اشخاص را بر میانگیزاند و کسی که شیطنت میکند، سایر مستعدانِ به شیطنت را، به شیطنت وادار میکند و هر چیز باعث فریب شود، شیطان محسوب میگردد و تمام شیطنت کاران در آخر کار می فهمند که برضرر خود اقدام کرده اند و زمان این فهم، یا در اواخر عمر آنهاست، و یا پس از مرگ، و به هرحال زمانی میباشد که راه برگشت ندارند) (۱۹)
استَحوَذَ عَلَيهِمُ الشَّيطانُ فَأَنساهُم ذِكرَ اللَّهِ ۚ أُولٰئِكَ حِزبُ الشَّيطانِ ۚ أَلا إِنَّ حِزبَ الشَّيطانِ هُمُ الخاسِرونَ

شیطان بر آنان چیره شد، پس یاد خدا را از خاطرشان برد؛ آنان حزب شیطان‌اند. آگاه باشید که حزب شیطان همان زیانکاران‌اند.


استَحوَذَ عَلَيهِمُ الشَّيطانُ

شیطان بر آنان چیره شد.

شرح واژه‌ها:

  • استَحوَذَ: فعل ماضی، باب استفعال، ریشهٔ «ح و ذ»؛ به‌معنای تسلط کامل یافتن، چیره شدن.
  • عَلَى: حرف جر؛ به‌معنای «بر».
  • هِم: ضمیر متصل، مجرور به حرف جر؛ به‌معنای «آنان».
  • الشَّيطانُ: اسم، فاعل مرفوع؛ از ریشهٔ «ش ط ن» به‌معنای دورشده، سرکش.

فَأَنساهُم ذِكرَ اللَّهِ

پس یاد خدا را از خاطرشان برد.

شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف عطف و نتیجه؛ دلالت بر پی‌آمد دارد.
  • أَنسى: فعل ماضی، باب افعال، ریشهٔ «ن س ي»؛ به‌معنای به فراموشی انداختن.
  • هُم: ضمیر متصل، مفعول‌به اول؛ «آنان».
  • ذِكرَ: اسم، مفعول‌به دوم، ریشهٔ «ذ ك ر»؛ یاد، یادآوری.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه مجرور؛ خدای یکتا.

أُولٰئِكَ حِزبُ الشَّيطانِ

آنان حزب شیطان‌اند.

شرح واژه‌ها:

  • أُولٰئِكَ: اسم اشارهٔ جمع برای دور؛ «آنان».
  • حِزبُ: اسم، خبر مرفوع، ریشهٔ «ح ز ب»؛ گروه، دسته.
  • الشَّيطانِ: مضاف‌الیه مجرور؛ شیطان.

أَلا إِنَّ حِزبَ الشَّيطانِ هُمُ الخاسِرونَ

آگاه باشید که حزب شیطان همان زیانکاران‌اند.

شرح واژه‌ها:

  • أَلا: حرف تنبیه؛ برای جلب توجه.
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
  • حِزبَ: اسم إنّ، منصوب؛ گروه.
  • الشَّيطانِ: مضاف‌الیه مجرور.
  • هُم: ضمیر فصل؛ برای تأکید.
  • الخاسِرونَ: خبر إنّ مرفوع، جمع مذکر سالم، ریشهٔ «خ س ر»؛ زیانکاران.
Nach oben scrollen