024-052-102-نور

« Back to Glossary Index
و کسانی که از الله و پیغمبرش اطاعت مینمایند و از الله میترسند و راه پرهیز کاری او را پیش میگیرند، رستگاران حقیقی میباشند (اطاعت از الله، اطاعت از متن پیغامهای الله است و اطاعت از پیغمبرش، اطاعت از سنت پیغمبر اسلام است نه از سنت محمد بنده خدا. و رسول اکرم تا نمی گفت که این سنت و روش دینی را الله به من گفته که به شما بگویم مسلمانان زمانش از او اطاعت نمی کردند و نظرات غیر پیغمبری حضرت محمد را فقط در حدود یک مشاور مستدل گو می پذیرفتند و اگر یکی از مسلمانان دیگر، نظری بهتر میداد حتی خود پیغمبر اسلام آن نظر بهتر را بر نظر خود ترجیح میداد ولی در مورد سنتهای دین که پیغمبر اسلام میفرمود، اینرا الله بوسیله من پیغام داده هم مسلمانان و هم خود پیغمبر مجبور بودند بی چون و چرا اطاعت نمایند و سنت پیغمبر اسلام نیز در توضیح مجملات قرآن مجید است، یعنی باید اشاره ای در قرآن باشد و آن لازم به توضیح پیغمبرش باشد و سنت پیغمبر اسلام همیشه معلوم بوده و هست) (۵۲)

وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ

و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند و از خدا بترسد و پرهیزگاری پیشه کند، پس آنان همان رستگاران‌اند.


وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ

ترجمهٔ فارسی:
و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • وَ: حرف عطف، به معنای «و».
  • مَن: اسم شرط جازم، به معنای «هر کس».
  • يُطِعِ: فعل مضارع مجزوم به‌سبب اسم شرط؛ از ریشهٔ «ط و ع»، به معنای «اطاعت می‌کند».
  • اللَّهَ: مفعول‌به منصوب؛ نام خاص، «خدا».
  • وَ: حرف عطف.
  • رَسُولَهُ: معطوف بر «اللَّهَ»؛ «رَسُولَ» مفعول‌به منصوب، «ـهُ» ضمیر متصل مضاف‌الیه، به معنای «پیامبرش».

―――――――――――――――――――――

جملهٔ عربی دوم

وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ

ترجمهٔ فارسی:
و از خدا بترسد و از او پرهیز کند

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • وَ: حرف عطف.
  • يَخْشَ: فعل مضارع مجزوم (به‌سبب عطف بر فعل شرط)؛ از ریشهٔ «خ ش ي»، به معنای «می‌ترسد» با مفهوم ترس آگاهانه و همراه با تعظیم.
  • اللَّهَ: مفعول‌به منصوب؛ «خدا».
  • وَ: حرف عطف.
  • يَتَّقْهِ: فعل مضارع مجزوم؛ از ریشهٔ «و ق ي» باب افتعال (اتّقى)، به معنای «پرهیز می‌کند/تقوا پیشه می‌کند»؛ «ـهِ» ضمیر متصل مفعول‌به، به خدا بازمی‌گردد.

―――――――――――――――――――――

جملهٔ عربی سوم

فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ

ترجمهٔ فارسی:
پس آنان همان رستگاران‌اند

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • فَ: فای جواب شرط، نشان‌دهندهٔ نتیجه.
  • أُولَٰئِكَ: اسم اشارهٔ جمع برای دور، در محل مبتدا؛ «آنان».
  • هُم: ضمیر فصل یا تأکید، برای حصر و تأکید معنا.
  • الْفَائِزُونَ: خبر مرفوع جمع مذکر سالم؛ از ریشهٔ «ف و ز»، به معنای «رستگاران، کامیابان».
Nach oben scrollen