024-045-102-نور

« Back to Glossary Index
و الله تمام حیوانات را از آبی مخصوص آفرید (اشاره به ابتدای پیدایش حیوانات و موجودات زنده در روی زمین است که سلولِ اولیه آنها از آبی که در آن مواد مخصوص داشت، روی جهشی که بوسیله اراده و قوه ای از الله بود پدید آمد) پس بعضی از آنها آنند که بر شکم خود راه میروند (اشاره به کرمهای بی پا و خزندگان بی پاست) و برخی بر دو پا راه میروند (مانند پرندگان) و پاره ای دیگر بر چهار پا و الله آنچه را بخواهد می آفریند (در این آیه سیر تکامل موجودات، برابر قوانین طبیعی الله که بعد از سیزده قرن، بشر به کشف آن موفق گردیده با صراحت آمده است و این خود دلیل دیگری است بر اینکه قرآن از الله هست) آرى الله بر هر چیزی تواناست (45)

وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ بَطْنِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ رِجْلَيْنِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ أَرْبَعٍ ۚ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

و خدا هر جنبنده‌ای را از آب آفرید؛ پس برخی از آن‌ها بر شکم خود راه می‌روند، و برخی بر دو پا راه می‌روند، و برخی بر چهار پا راه می‌روند. خدا هر چه را بخواهد می‌آفریند؛ بی‌گمان خدا بر هر چیزی تواناست.


وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ

ترجمهٔ فارسی:
و خدا هر جنبنده‌ای را از آب آفرید.

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • وَ: حرف عطف، به معنای «و»
  • اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا مرفوع
  • خَلَقَ: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد، «آفرید»
  • كُلَّ: مفعول‌به منصوب، به معنای «هر»
  • دَابَّةٍ: مضاف‌الیه مجرور، به معنای «جنبنده، موجود زندهٔ متحرک»
  • مِنْ: حرف جر، «از»
  • مَاءٍ: اسم مجرور، «آب»


جملهٔ دوم (عربی)

فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ بَطْنِهِ

ترجمهٔ فارسی:
پس برخی از آن‌ها بر شکم خود راه می‌روند.

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • فَ: حرف تفریع، بیان نتیجه یا تفصیل
  • مِنْهُمْ: جار و مجرور، «از میان آن‌ها»
  • مَنْ: اسم موصول، «کسی که / آن‌که»
  • يَمْشِي: فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد، «راه می‌رود»
  • عَلَىٰ: حرف جر، «بر»
  • بَطْنِهِ: اسم مجرور با ضمیر، «شکمِ او»


جملهٔ سوم (عربی)

وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ رِجْلَيْنِ

ترجمهٔ فارسی:
و برخی از آن‌ها بر دو پا راه می‌روند.

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • وَ: حرف عطف
  • مِنْهُمْ: جار و مجرور، «از آن‌ها»
  • مَنْ: اسم موصول
  • يَمْشِي: فعل مضارع، «راه می‌رود»
  • عَلَىٰ: حرف جر
  • رِجْلَيْنِ: اسم مجرور، تثنیه، «دو پا»


جملهٔ چهارم (عربی)

وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ أَرْبَعٍ

ترجمهٔ فارسی:
و برخی از آن‌ها بر چهار پا راه می‌روند.

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • وَ: حرف عطف
  • مِنْهُمْ: جار و مجرور
  • مَنْ: اسم موصول
  • يَمْشِي: فعل مضارع
  • عَلَىٰ: حرف جر
  • أَرْبَعٍ: اسم مجرور، عدد، به معنای «چهار (پا)»


جملهٔ پنجم (عربی)

يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ

ترجمهٔ فارسی:
خدا هر چه را بخواهد می‌آفریند.

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • يَخْلُقُ: فعل مضارع، «می‌آفریند»
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع
  • مَا: اسم موصول یا موصوله، «آنچه»
  • يَشَاءُ: فعل مضارع، «می‌خواهد»


جملهٔ ششم (عربی)

إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

ترجمهٔ فارسی:
بی‌گمان خدا بر هر چیزی تواناست.

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب
  • اللَّهَ: اسم إنَّ، منصوب
  • عَلَىٰ: حرف جر
  • كُلِّ: اسم مجرور، «هر»
  • شَيْءٍ: مضاف‌الیه مجرور، «چیز»
  • قَدِيرٌ: خبر إنَّ، مرفوع، «توانا، قادر»
Nach oben scrollen