024-024-102-نور

« Back to Glossary Index
و این عذاب بزرگ در زمانی قطعی است که زبان و دست و پای ایشان بدانچه کرده اند بدون آنکه بتوانند جلوگیری نمایند شهادت خواهد داد (۲4)
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
روزی که زبان‌هایشان و دست‌هایشان و پاهایشان بر ضدّ آنان به آنچه انجام می‌دادند گواهی می‌دهند.



يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ

ترجمه:
روزی که زبان‌هایشان بر ضدّ آنان گواهی می‌دهند

توضیح گرامری و واژگانی:

  • يَوْمَ: اسم زمان، منصوب به عنوان ظرف زمان؛ به فعل مقدّر یا جملهٔ پیشین وابسته است.
    • ریشه: ي و م
    • معناها: روز، هنگام، زمان معیّن
  • تَشْهَدُ: فعل مضارع، سوم‌شخص مؤنث مفرد؛ فاعل آن «ألسنتهم» است.
    • ریشه: ش هـ د
    • معناها: گواهی می‌دهد، شهادت می‌دهد، حاضر می‌شود
  • عَلَيْهِمْ: جار و مجرور، متعلّق به «تشهد»
    • على: بر ضدّ، بر روی
    • هم: ضمیر متصل، اشاره به آنان
  • أَلْسِنَتُهُمْ: فاعل مرفوع
    • ألسنة: جمع «لسان»
      • ریشه: ل س ن
      • معناها: زبان، گفتار، بیان
    • هم: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه


وَأَيْدِيهِمْ

ترجمه:
و دست‌هایشان

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف
  • أَيْدِيهِمْ: اسم معطوف بر «ألسنتهم»، مرفوع
    • أيدي: جمع «يد»
      • ریشه: ي د ي
      • معناها: دست، قدرت، توان
    • هم: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه


وَأَرْجُلُهُمْ

ترجمه:
و پاهایشان

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف
  • أَرْجُلُهُمْ: اسم معطوف، مرفوع
    • أرجل: جمع «رِجل»
      • ریشه: ر ج ل
      • معناها: پا، گام، حرکت
    • هم: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه


بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

ترجمه:
به آنچه انجام می‌دادند

توضیح گرامری و واژگانی:

  • بِـ: حرف جر، بیان سبب یا متعلق شهادت
  • مَا: اسم موصول یا مصدریه
    • معنا: آنچه، کاری که
  • كَانُوا: فعل ماضی ناقص
    • كان: ریشه: ك و ن
    • معناها: بود، می‌گشت
    • واو: ضمیر جمع، اسم «كان»
  • يَعْمَلُونَ: فعل مضارع، خبر «كان»
    • ریشه: ع م ل
    • معناها: انجام می‌دهند، عمل می‌کنند، رفتار می‌کنند
Nach oben scrollen