024-011-102-نور

« Back to Glossary Index
آنان که آن دروغ بس بزرگ را پیش آوردند، گروهی از شما مسلمانان بودند، شما مؤمنان دیگر گمان نکنید که این عمل آنان شری برای شما باشد بلکه آن برای شما حادثه خوبی بود برای هر مردی از ایشان همان اندازه گناه است که خود دخالت داشتند و آن کسی از ایشان که بزرگترین قسمت آنرا انجام داد برایش عذابی بس بزرگ خواهد بود (۱۱)
إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ ۚ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ ۖ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۚ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الإِثْمِ ۚ وَالَّذِي تَوَلَّىٰ كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ

بی‌گمان کسانی که آن تهمت بزرگ را آوردند، گروهی از خود شما بودند؛ آن را برای خود بد نپندارید، بلکه آن برای شما خیر است؛ برای هر یک از آنان از آن گناهی است که به دست آورده است، و آن‌کس از میان آنان که بار بزرگ آن را بر دوش گرفت، برای او عذابی بزرگ است.


١. إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ

ترجمه:
به‌راستی کسانی که تهمت را آوردند، گروهی از خودِ شما هستند.

توضیح لغوی و گرامری:

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ برای تأکید بر مضمون جمله می‌آید.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ اشاره به گروهی مشخص.
  • جَاءُوا: فعل ماضی جمع؛ ریشه «ج-ي-ء» به معنای آمدن، آوردن.
  • بِالإِفْكِ:
    • بِ: حرف جر.
    • الإفك: دروغ بزرگ، تهمت واژگونه و حقیقت‌ساز؛ ریشه «أ-ف-ك» به معنای برگرداندن حقیقت.
  • عُصْبَةٌ: خبر «إنّ» به‌صورت اسم مفرد به معنای گروهِ متشکل و هم‌پیمان؛ ریشه «ع-ص-ب» به معنای بستن و گرد آمدن.
  • مِنْكُمْ: جار و مجرور؛ بیان می‌کند که این گروه از درون جامعهٔ مخاطب‌اند.

٢. لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ

ترجمه:
آن را برای خود بد مپندارید.

توضیح لغوی و گرامری:

  • لَا: حرف نهی.
  • تَحْسَبُوهُ:
    • فعل مضارع مخاطب جمع؛ ریشه «ح-س-ب» به معنای پنداشتن و گمان بردن.
    • «هُ» ضمیر مفعولی، اشاره به «الإفك».
  • شَرًّا: مفعول دوم فعل «تحسب»؛ به معنای بدی، زیان.
  • لَكُمْ: جار و مجرور؛ بیان نسبت زیان به مخاطب.

٣. بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ

ترجمه:
بلکه آن برای شما خیر است.

توضیح لغوی و گرامری:

  • بَلْ: حرف اضراب؛ انتقال از نفی یک تصور به اثبات معنای مخالف.
  • هُوَ: ضمیر فصل یا مبتدا؛ تأکید بر موضوع.
  • خَيْرٌ: خبر؛ به معنای نیکی، سود، فایده؛ ریشه «خ-ي-ر».
  • لَكُمْ: جار و مجرور؛ تعلق خیر به مخاطبان.

٤. لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الإِثْمِ

ترجمه:
برای هر یک از آنان آن چیزی است که از گناه به دست آورده است.

توضیح لغوی و گرامری:

  • لِكُلِّ: جار و مجرور؛ بیان شمول و عمومیت.
  • امْرِئٍ: اسم مفرد به معنای شخص، انسان؛ معمولاً در مقام شمارش فردی به‌کار می‌رود.
  • مِنْهُمْ: قید تبعیض؛ از میان همان گروه.
  • مَا: اسم موصول یا مصدری؛ اشاره به آنچه کسب شده است.
  • اكْتَسَبَ: فعل ماضی؛ ریشه «ك-س-ب» به معنای کسب کردن با اختیار و تلاش.
  • مِنَ الإِثْمِ:
    • إثم: گناه، خطای آگاهانه؛ ریشه «أ-ث-م».

٥. وَالَّذِي تَوَلَّىٰ كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ

ترجمه:
و آن‌کس از میان آنان که بخش بزرگ آن را برعهده گرفت، برای او عذابی بزرگ است.

توضیح لغوی و گرامری:

  • وَ: حرف عطف.
  • الَّذِي: اسم موصول مفرد؛ اشاره به فردی خاص.
  • تَوَلَّىٰ: فعل ماضی؛ ریشه «و-ل-ي» به معنای بر عهده گرفتن، متصدی شدن.
  • كِبْرَهُ:
    • كِبْر: بزرگ‌ترین بخش، سنگینی کار؛ ریشه «ك-ب-ر».
    • «هُ» ضمیر مضاف‌الیه، اشاره به «الإفك».
  • مِنْهُمْ: بیان می‌کند این فرد از همان گروه است.
  • لَهُ: جار و مجرور؛ اختصاص عذاب به او.
  • عَذَابٌ عَظِيمٌ:
    • عذاب: کیفر، مجازات دردناک؛ ریشه «ع-ذ-ب».
    • عظيم: صفت به معنای بسیار بزرگ و شدید؛ ریشه «ع-ظ-م».
Nach oben scrollen