024-004-102-نور

« Back to Glossary Index
و کسانیکه زنان پاکدامن را تهمت زنا میزنند و چهار شاهد حقیقی بر آنچه میگویند نمی آورند آنان را هشتاد تازیانه بزنید و برای موضوعات دیگر نیز شهادت ایشان را نپذیرید و اینگونه اشخاص متجاوزان جامعه هستند (4)
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

و کسانی که زنان پاکدامن را متهم به زنا می‌کنند، سپس چهار شاهد نمی‌آورند، آنان را هشتاد تازیانه بزنید و هرگز شهادتشان را نپذیرید، و آنان همان فاسقانند.

جمله ۱: وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ

ترجمه فارسی: و کسانی که زنان پاکدامن را متهم می‌کنند

توضیح واژگان و نکات:

  • وَ: حرف عطف، معنی «و».
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر عاقل؛ «کسانی که». ریشه: — (اسم موصول).
  • يَرْمُونَ: فعل مضارع مرفوع به ثبوت النون (از افعال خمسۀ مضارع)؛ فاعل آن «الَّذین» است. ریشه: ر-م-ي. معانی ریشه: پرتاب کردن، افکندن؛ در این سیاق: نسبت دادن/تهمت زدن.
  • الْمُحْصَنَاتِ: اسم مفعول جمع مؤنث سالم، مجرور به اللام (مفعول به «يَرْمُونَ» است و در اصل منصوب است؛ ال تعریف). ریشه: ح-ص-ن. معانی ریشه: استحکام، نگهبانی، حفظ. «مُحْصَنَات» در فقه و تفسیر: زنان پاکدامن، عفیف، مصون از زنا؛ گاهی به زنان شوهردار نیز اطلاق می‌شود، اما در این آیه مراد زنان پاکدامن متهم‌شده به زناست.

————————————

جمله ۲: ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ

ترجمه فارسی: سپس اگر چهار شاهد نیاورند

توضیح واژگان و نکات:

  • ثُمَّ: حرف عطف برای تراخی (فاصله زمانی یا رتبی)، «سپس».
  • لَمْ: حرف جزم و نفی برای مضارع، زمان گذشته منفی نزدیک به «نیاوردند/نیاورند».
  • يَأْتُوا: فعل مضارع مجزوم به «لم» با حذف نون (از افعال خمسۀ مضارع)، فاعل ضمیر جمع «هم» مستتر تقدیره «هم». ریشه: أ-ت-ي، «آمدن/آوردن».
  • بِأَرْبَعَةِ: جار و مجرور؛ «باء» تعدیه/مصاحبت. «أربعة» عدد مؤنث‌ساز برای معدود مذکر یا در ترکیب با «شهداء» که جمع تَکسیر مذکر است، در شمارش شهادت‌ها به صورت «أربعة شهداء» می‌آید. اعراب: مجرور به «باء».
  • شُهَدَاءَ: جمع تَکسیرِ «شَهِيد/شَاهِد» در اینجا به معنی گواهان. اعراب: مضاف‌الیه مجرور لفظاً با «باء» می‌آید، ولی چون جمع مذکر سالم نیست، حرکت ظاهری فتحه تقدیری/محلّی لحاظ می‌شود؛ در قرائت مشهور منصوب/مجرور به فتحه به سبب ممنوع‌من‌الصرف بودن نیست؛ «شهداء» ممنوع‌من‌الصرف نیست؛ شکل اعراب در ترکیب: مجرور کسرة مقدره/منطوق به. معنا: چهار گواه عادل در موضوع زنا.

————————————

جمله ۳: فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً

ترجمه فارسی: پس آنان را هشتاد تازیانه بزنید

توضیح واژگان و نکات:

  • فَ: فاءِ تفریع/سببیت، نتیجه شرط پیشین (نیامدن با چهار شاهد).
  • اجْلِدُوهُمْ: فعل امر از باب «فَعَلَ يَفْعِلُ»؛ ریشه: ج-ل-د. معنا: تازیانه زدن/حد زدن. صیغه امر مخاطب جمع (انتم). «هم» ضمیر مفعولی متصل: «آنان را».
  • ثَمَانِينَ: عدد، منصوب به عنوان تمییز/مفعول مطلق مقدر برای بیان مقدار ضرب. معنا: هشتاد.
  • جَلْدَةً: تمییزِ مبیّنِ المعدود، مفرد منصوب؛ معنا: یک ضربۀ تازیانه. ترکیب «ثمانين جلدةً»: هشتاد تازیانه.

————————————

جمله ۴: وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا

ترجمه فارسی: و هرگز شهادتشان را نپذیرید

توضیح واژگان و نکات:

  • وَ: عطف.
  • لَا تَقْبَلُوا: «لا» ناهیۀ جازمه؛ «تقبلوا» فعل مضارع مجزوم به حذف نون (افعال خمسۀ مضارع). ریشه: ق-ب-ل. معنا: پذیرفتن.
  • لَهُمْ: جار و مجرور متعلق به «تقبلوا» برای افاده شأن/نسبت: از ایشان/برای ایشان.
  • شَهَادَةً: مفعولٌ‌به منصوب؛ معنا: گواهی/شهادت در دادگاه.
  • أَبَدًا: ظرف زمانِ نفیِ تأکیدی (حال/استقبال)، منصوب؛ معنا: هرگز، تا همیشه. این قید شدتِ منع پذیرش شهادت را می‌رساند.

————————————

جمله ۵: وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

ترجمه فارسی: و آنان همان فاسقان‌اند

توضیح واژگان و نکات:

  • وَ: عطف.
  • أُولَٰئِكَ: اسم اشاره برای جمع دور؛ «آنان».
  • هُمُ: ضمیر فصل/ضمیر منفصل برای حصر و تأکید؛ نقش بلاغی: حصر خبری «همان ایشان‌اند».
  • الْفَاسِقُونَ: خبر مرفوع با الف و لام جنس؛ ریشه: ف-س-ق. معناهای ریشه: بیرون شدن، خارج شدن از فرمان. «فاسق»: خارج‌شده از طاعت خدا، گنهکار. جمع مذکر سالم: «فاسقون».

————————————

نکته ترکیبی کلی:

  • ساختار آیه شرط و جزاست: شرط «يَرْمُونَ … ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ»، جزای اول «فَاجْلِدُوهُمْ …»، جزای دوم «وَلَا تَقْبَلُوا …»، و حکم وصفی/خبریِ تکمیلی «وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ».
Nach oben scrollen