063-004-101-منافقون

« Back to Glossary Index
و هنگامی که ایشان را ببینی جسم ایشان (که از روی تن پروری چاق شده است تو را به عجب آرد (معمولا خود خواهان روی تن پروری چاق و چله و شوخ طبعند و چون علاقه ای به اصلاح جامعه ندارند بی رگ و از عطوفتهای انسانی بدور میباشند و اینان همیشه چاپلوس نسبت به بانفوذانند و چون به مقامی رسیدند در صدد برمیآیند همان کسی را که به کمک او به مقامی رسیده اند از بین ببرند و اینان خطرناک ترین نفرات اجتماع میباشند) و آنان هنگامی که سخن میگویند چنان فریبنده سخن میگویند که حتی تو که پیغمبری، علاقه داری به سخن ایشان گوش دهی (تمام فریبکاران جامعه بخصوص سوءاستفاده چیان مذهبی شاهکارشان زبان بازی و قشنگ سخن گفتن است و نفوذ کلام ایشان در عوام الناس زیاد است و روی همین اصل پیغمبران حقیقی و حق گویان حقیقی چون سخنان عوام پسند نمی گویند در مردم نفوذ کلام ندارند و جز معدودی فهمیده سخن ایشان را نمی پذیرند ولی پیغمبران دروغی و هر نوع مدعیان دروغ از نفوذ کلام خود در عوام استفاده میکنند و در اکثریت مردم طرفدار بیشتری دارند و اینکه نفرات و گروههائی از مردم نفوذ کلام را دلیل حقانیت مدعیان میدانند نیز سخنی است عوام فریب) اینگونه اشخاص برای جامعه چون چوبی میباشند که برای جلو گیری از خراب شدن دیواری به آن دیوار تکیه میزنند (هر گاه از عوام فریبان مذهبی بپرسید که چرا شما این موهومات را با زبان بازی برای مردم میگوئید، خواهند گفت که اگر این موهومات را نگوئیم آن ایمان ناقصی هم که عوام الناس دارند، از بین میرود و دیوار پوسیده دین ایشان بوسیله سخنان ماست که فرو نمی ریزد و حال آنکه اصلاح یک جامعه فاسد به این نیست که آنها را از فاسدتر شدن نگهدارند بلکه باید راه فاسد ایشان را مصلحین خراب کنند تا بتوانند از نو آنان را اصلاح نمایند. به مانند خانه نیمه خراب که حتما باید خراب شود تا به طرزی صحیح آباد گردد) این دورویان عوام فریب هر صدای اصلاحی که در جامعه بر خیزد آنرا به ضرر خود می پندارند (عوام فریبان با هر اصلاح عمیقی مخالفند زیرا توام است با نابودی و یا اقلا کوتاه شدن دستهای ایشان از جامعه) این گروه دشمنان حقیقی جامعه هستند پس تو باید از ایشان برحذر باشی (باید مصلحان حقیقی جامعه از شیطنت کاریهای اینان همیشه بر حذر باشند و برای بی اثر ساختن فعالیتهای مخرب ایشان سیاست دقیقی را بکار اندازند) الله همیشه با ایشان در جنگ بوده چگونه عواملی آنانرا به انحراف و قبول دروغ برمیگردانند (تمام پیغمبران حقیقی و طرفداران جدی آنها که لشگریان حزب الله میباشند با عوامفریبان همیشه در جنگ بوده و هستند) (4)
وَإِذا رَأَيتَهُم تُعجِبُكَ أَجسامُهُم ۖ وَإِن يَقولوا تَسمَع لِقَولِهِم ۖ كَأَنَّهُم خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ ۖ يَحسَبونَ كُلَّ صَيحَةٍ عَلَيهِم ۚ هُمُ العَدُوُّ فَاحذَرهُم ۚ قاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنّىٰ يُؤفَكونَ
و هنگامی که آنان را می‌بینی، اندام‌هایشان تو را به شگفت می‌آورد، و اگر سخن بگویند به سخنشان گوش می‌دهی؛ گویی چوب‌های تکیه داده‌شده‌اند؛ هر فریادی را بر ضد خود می‌پندارند؛ آنان خود دشمن‌اند، پس از آنان برحذر باش؛ خدا نابودشان کند، چگونه از حق بازگردانده می‌شوند.


۱. وَإِذا رَأَيتَهُم تُعجِبُكَ أَجسامُهُم

ترجمه:
و هنگامی که آنان را می‌بینی، اندام‌هایشان تو را به شگفت می‌آورد.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند جمله‌ها.
  • إِذا: ظرف زمان شرطی، به معنای «هنگامی که».
  • رَأَيتَهُم:
    • فعل ماضی «رَأَى» به معنای دیدن.
    • «تَ» فاعل (تو)، «هُم» ضمیر مفعولی (آنان).
  • تُعجِبُكَ:
    • فعل مضارع از ریشه «ع ج ب» به معنای شگفت‌زده کردن.
    • «كَ» ضمیر مفعولی: تو را.
  • أَجسامُهُم:
    • جمع «جِسم»، به معنای بدن، اندام.
    • مبتدا یا فاعلِ فعل «تُعجِبُ».
    • اشاره به ظاهر آراسته و فریبنده.

۲. وَإِن يَقولوا تَسمَع لِقَولِهِم

ترجمه:
و اگر سخن بگویند، به گفتارشان گوش می‌دهی.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • إِن: حرف شرط جازم.
  • يَقولوا:
    • فعل مضارع مجزوم از ریشه «ق و ل».
    • «واو» نشانه جمع (آنها).
  • تَسمَع:
    • فعل مضارع، خطاب به مفرد.
    • به معنای گوش دادن همراه با توجه.
  • لِقَولِهِم:
    • «لِ» حرف جر.
    • «قَول» مصدر به معنای سخن.
    • «هِم» ضمیر جمع.
  • عبارت نشان‌دهنده فصاحت زبانی همراه با تهی‌بودن درونی است.

۳. كَأَنَّهُم خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ

ترجمه:
گویی آنان چوب‌هایی تکیه‌داده‌شده‌اند.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • كَأَنَّ: حرف تشبیه و تأکید، به معنای «گویی».
  • هُم: اسم «كَأَنَّ»، ضمیر جمع.
  • خُشُبٌ:
    • جمع «خَشَبَة»، چوب.
    • نکره برای تحقیر و بی‌روح‌بودن.
  • مُسَنَّدَةٌ:
    • اسم مفعول از ریشه «س ن د».
    • به معنای تکیه‌داده‌شده، بی‌تحرک.
  • تشبیه به چیزی بی‌جان، بدون فهم و درک.

۴. يَحسَبونَ كُلَّ صَيحَةٍ عَلَيهِم

ترجمه:
هر فریادی را بر ضد خود می‌پندارند.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • يَحسَبونَ:
    • فعل مضارع جمع از ریشه «ح س ب».
    • به معنای گمان بردن.
  • كُلَّ:
    • اسم، مفعول‌به، به معنای هر.
  • صَيحَةٍ:
    • مصدر از ریشه «ص ي ح».
    • فریاد، بانگ.
  • عَلَيهِم:
    • جار و مجرور، به معنای «علیه آنان».
  • بیانگر ترس درونی و اضطراب دائمی.

۵. هُمُ العَدُوُّ فَاحذَرهُم

ترجمه:
آنان دشمن‌اند، پس از آنان برحذر باش.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • هُمُ: ضمیر فصل و مبتدا برای تأکید.
  • العَدُوُّ:
    • اسم مفرد با «ال» جنس، به معنای دشمن واقعی.
  • فَ: حرف نتیجه.
  • احذَرهُم:
    • فعل امر از ریشه «ح ذ ر».
    • به معنای دوری گزین، مراقب باش.

۶. قاتَلَهُمُ اللَّهُ

ترجمه:
خدا نابودشان کند.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • قاتَلَ:
    • فعل ماضی، به‌صورت دعایی.
    • ریشه «ق ت ل».
    • در اینجا به معنای لعن و نفرین.
  • هُم: ضمیر مفعولی.
  • اللَّهُ: فاعل.
  • دعای نکوهشی برای شدت انحراف آنان.

۷. أَنّىٰ يُؤفَكونَ

ترجمه:
چگونه از حقیقت بازگردانده می‌شوند؟

توضیح گرامری و واژگانی:

  • أَنّىٰ:
    • اسم استفهام، به معنای چگونه، از کجا.
  • يُؤفَكونَ:
    • فعل مضارع مجهول از ریشه «أ ف ك».
    • به معنای منحرف‌کرده‌شدن، از حق برگشتن.
  • بیان شگفتی و سرزنش نسبت به گمراهی آنان.
Nach oben scrollen