066-011-100-تحريم

« Back to Glossary Index
و برای مؤمنان حقیقی نیز الله نمونه ای در تاریخ دارد و آن همسر فرعون است که بواسطه ایمان خود به پیغمبری موسی، به پروردگار خود گفت، برای من در نزد خودت در بهشت خانه ای بساز و مرا از فرعون و کارش نجات ده و از قوم طرفدار فرعون نیز که ستمکارند رهایم ساز (۱۱)
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا ٱمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ٱبْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي ٱلْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّالِمِينَ


و خداوند برای کسانی که ایمان آوردند، همسر فرعون را مثال آورد؛ هنگامی که گفت: پروردگارا، برای من نزد خودت خانه‌ای در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کردار او نجات ده، و مرا از قوم ستمگران رهایی بخش.



وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا

ترجمه: و خداوند مثالی آورد.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف، به‌معنای «و».
  • ضَرَبَ: فعل ماضی، سوم شخص مفرد مذکر؛ به‌معنای «زد، آورد».ریشه: ض ر ب

    معانی مختلف: زدن، نهادن، مثال آوردن، حرکت کردن (در برخی سیاق‌ها).

  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع.
  • مَثَلًا: مفعولٌ‌به منصوب؛ به‌معنای «نمونه، مثال».ریشه: م ث ل

    معانی: شبیه، نمونه، تمثیل.



لِلَّذِينَ آمَنُوا

ترجمه: برای کسانی که ایمان آوردند.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • لِـ: حرف جر، به‌معنای «برای».
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ مجرور به‌واسطهٔ حرف جر.
  • آمَنُوا: فعل ماضی، جمع غایب؛ به‌معنای «ایمان آوردند».ریشه: أ م ن

    معانی: ایمن شدن، باور کردن، اعتماد داشتن.



ٱمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ

ترجمه: همسر فرعون را.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • ٱمْرَأَتَ: بدل یا عطف‌بیان از «مَثَلًا»؛ منصوب.ریشه: م ر أ

    معنا: زن، همسر.

  • فِرْعَوْنَ: مضاف‌الیه مجرور؛ نام خاص.معنا: لقب پادشاهان مصر باستان.


إِذْ قَالَتْ

ترجمه: آن‌گاه که گفت.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • إِذْ: ظرف زمان برای گذشته؛ به‌معنای «هنگامی که».
  • قَالَتْ: فعل ماضی، سوم شخص مفرد مؤنث؛ «گفت».ریشه: ق و ل

    معانی: گفتن، اظهار کردن.



رَبِّ ٱبْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا

ترجمه: پروردگارا، برای من نزد خودت خانه‌ای بساز.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • رَبِّ: منادا، منصوب محذوف‌النداء؛ به‌معنای «پروردگار من».ریشه: ر ب ب

    معانی: پروردگار، تربیت‌کننده، صاحب.

  • ٱبْنِ: فعل امر؛ به‌معنای «بساز».ریشه: ب ن ي

    معانی: ساختن، بنیاد نهادن.

  • لِي: جار و مجرور؛ «برای من».
  • عِندَكَ: ظرف مکان + ضمیر؛ «نزد تو».
  • بَيْتًا: مفعولٌ‌به منصوب؛ «خانه».ریشه: ب ي ت

    معانی: خانه، اقامتگاه.



فِي ٱلْجَنَّةِ

ترجمه: در بهشت.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • فِي: حرف جر؛ «در».
  • ٱلْجَنَّةِ: اسم مجرور؛ «باغ، بهشت».ریشه: ج ن ن

    معانی: پوشیده شدن، باغ سرسبز، بهشت.



وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ

ترجمه: و مرا از فرعون و کردار او نجات ده.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • نَجِّنِي: فعل امر + ضمیر مفعولی؛ «مرا نجات ده».ریشه: ن ج و / ن ج ي

    معانی: رهایی یافتن، نجات دادن.

  • مِنْ: حرف جر؛ «از».
  • فِرْعَوْنَ: اسم مجرور.
  • وَعَمَلِهِ: معطوف؛ «و عمل او».عَمَل ریشه: ع م ل

    معانی: کار، کردار، رفتار.



وَنَجِّنِي مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّالِمِينَ

ترجمه: و مرا از قوم ستمگران نجات ده.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • نَجِّنِي: فعل امر؛ «مرا نجات ده».
  • مِنَ: حرف جر.
  • ٱلْقَوْمِ: اسم مجرور؛ «گروه، قوم».ریشه: ق و م

    معانی: برخاستن، جمعیت، مردم.

  • ٱلظَّالِمِينَ: صفت برای «القوم»، جمع؛ «ستمگران».ریشه: ظ ل م

    معانی: ستم کردن، نهادن چیزی در غیر جای خود.

Nach oben scrollen