066-002-100-تحريم

« Back to Glossary Index
برای شما مؤمنان واجب کرده که در چنین مواردی سوگندهای خود را بشکنید و الله صاحب اختیار شماست و اوست آن دانای با حکمت (این دستورات میرسانند که مسلمانان حقیقی برای خوش آیندهای پوچ بیجهت نباید سوگند بخورند و چیزی را که حلال است بر خود حرام کنند و اگر در اینگونه موارد سوگند هم خورد، میتواند بدان عمل نکند، زیرا عمل نکردن به آن ضرری به کسی نمی زند و یا نفعی نخواهد داشت ولی اگر نفع و ضرری داشت عیبی ندارد که موقتا چیزی را بر خود حرام کند، این دستور آموزنده اجتماعی که هم برای پیغمبر اسلام و هم برای کلیه مسلمانان است میرساند که مسلمان نباید مثلا اگر خوردن سیر و پیاز و امثال آن که غذایی بسیار مفید است، ولی همسر او از بوی آن اندکی بدش میآید، برای خوشحالی همسرش از آن چیز مفید صرفنظر نماید و قطعا برای پیغمبر اسلام نیز چنین موضوعی پیش آمده بود که آیات بالا نازل شده و عجب است که در تفسيرها روایاتی مختلف که بطور مسلم تمام آنها را دشمنان اسلام برای خراب جلوه دادنِ پیغمبر اسلام ساخته اند، عنوان کرده اند، یکی گفته است آن چیز که پیغمبر اسلام بر خود حرام کرد عسل بود و دیگری گفته است هم خوابه شدن با کنیزی بنام ماریه قبطيه بوده و حال آنکه ماریه قبطی پس از دو سال از تاریخ نزول این سوره بوسیله پادشاه مصر به پیغمبر اسلام هدیه شد و موضوع عسل نیز که یکی آنرا مربوط به زینب بنت جهش میداند که یک سال بعد از نزول این سوره، همسر پیغمبر شده، نزد هر عاقلی موهوم است در این باره باز هم توضیحاتی در سوره احزاب آمده است که بعداً خواهیم دید و بهمین طور روایات دیگر، معلوم میشوند ساختگی هستند) (۲)
قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ ۚ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ ۖ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ

به‌راستی خداوند برای شما گشودنِ سوگندهایتان را مقرر کرده است، و خداوند سرپرست شماست، و او دانای حکیم است.


جملهٔ اوّل (عربی)

قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ

ترجمهٔ فارسی:
به‌راستی خداوند برای شما گشودنِ سوگندهایتان را واجب و مقرر کرده است.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • قَدْ: حرف تحقیق؛ وقتی با فعل ماضی می‌آید، بر تحقق و قطعیت دلالت می‌کند (یعنی «قطعاً / به‌راستی»).
  • فَرَضَ: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر. ریشه: ف ر ض. معناها: واجب کرد، مقرر نمود، الزام نمود.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ مرفوعِ فعل «فَرَضَ».
  • لَكُمْ: جار و مجرور؛ «لِـ» حرف جر + «كُم» ضمیر جمع مخاطب. معنا: برای شما.
  • تَحِلَّةَ: اسم منصوب، مفعول‌به. ریشه: ح ل ل. معناها: گشودن، حلال کردن، آزاد ساختن از قید؛ در اینجا به معنای باز کردن و شکستن سوگند از راه تعیین‌شده.
  • أَيْمَانِكُمْ: مضافٌ‌الیه مجرور.
    • أَيْمَان: جمع «يَمِين». ریشه: ي م ن. معناها: سوگند، قسم.
    • كُمْ: ضمیر متصل، مضاف‌الیه، به معنای «شما».

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


جملهٔ دوم (عربی)

وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ

ترجمهٔ فارسی:
و خداوند سرپرست و صاحبِ اختیار شماست.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن جمله‌ها.
  • اللَّهُ: مبتدا، مرفوع.
  • مَوْلَاكُمْ: خبرِ مبتدا.
    • مَوْلَى: اسم. ریشه: و ل ي. معناهای مختلف: سرپرست، صاحب اختیار، یار، مددکار، ولیّ.
    • كُمْ: ضمیر جمع مخاطب، مضاف‌الیه، به معنای «شما».

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


جملهٔ سوم (عربی)

وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ

ترجمهٔ فارسی:
و او دانای کامل و حکمت‌دار است.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • هُوَ: ضمیر منفصل، مبتدا.
  • الْعَلِيمُ: خبر اوّل.
    • ریشه: ع ل م.
    • معناها: بسیار دانا، آگاه به همه چیز.
  • الْحَكِيمُ: خبر دوم.
    • ریشه: ح ك م.
    • معناها: حکمت‌دار، استوار در داوری، آن‌که هر چیز را در جای خود قرار می‌دهد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Nach oben scrollen