004-175-099-نساء

« Back to Glossary Index
پس هر کس به چنین صاحب اختیاری ایمان آورد و به راهنمائیهای او چنگ زد او آنها را در رحمتی از خودش و فضیلتی داخل خواهد نمود و بوسیله راهی راست ایشان را بسوی خودش راهنمایی خواهد کرد (یعنی بزرگترین پیشوائی که مردم را به بهترین وجهی رهبری میکند قرآن است) (۱۷۵)
فَأَمَّا الَّذينَ آمَنوا بِاللَّهِ وَاعتَصَموا بِهِ فَسَيُدخِلُهُم في رَحمَةٍ مِنهُ وَفَضلٍ وَيَهديهِم إِلَيهِ صِراطًا مُستَقيمًا


پس امّا کسانی که به خدا ایمان آوردند و به او چنگ زدند، به‌زودی آنان را در رحمتی از سوی خود و افزونی‌ای [از فضل خویش] وارد می‌کند و آنان را به سوی خود به راهی راست هدایت می‌نماید.


فَأَمَّا الَّذينَ آمَنوا بِاللَّهِ

ترجمهٔ فارسی:
پس امّا کسانی که به خدا ایمان آوردند

توضیح گرامری، ریشه و معناها:

  • فَ: حرف عطف یا تفریع، به‌معنای «پس» یا «بنابراین».
  • أمّا: ادات تفصیل، برای جدا کردن و تأکید بر یک گروه در برابر گروه دیگر.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، به‌معنای «کسانی که».
  • آمَنوا: فعل ماضی جمع، از ریشهٔ «أ م ن»، به‌معنای «ایمان آوردند»، «باور کردند»، «ایمن شدند».
  • باللَّهِ: «بِـ» حرف جر + «اللَّه»، به‌معنای «به خدا».

وَاعتَصَموا بِهِ

ترجمهٔ فارسی:
و به او چنگ زدند

توضیح گرامری، ریشه و معناها:

  • وَ: حرف عطف، به‌معنای «و».
  • اعتَصَموا: فعل ماضی جمع، باب افتعال، از ریشهٔ «ع ص م»، به‌معنای «چنگ زدند»، «پناه گرفتند»، «خود را حفظ کردند».
  • بِهِ: «بِـ» حرف جر + «هِ» ضمیر، به‌معنای «به او»، «به وی».

فَسَيُدخِلُهُم في رَحمَةٍ مِنهُ وَفَضلٍ

ترجمهٔ فارسی:
پس به‌زودی آنان را در رحمتی از سوی خود و فضلی وارد می‌کند

توضیح گرامری، ریشه و معناها:

  • فَ: حرف تفریع، بیان نتیجه.
  • سَـ: حرف استقبال، دلالت بر آیندهٔ نزدیک.
  • يُدخِلُهُم: فعل مضارع + ضمیر مفعولی، از ریشهٔ «د خ ل»، به‌معنای «وارد می‌کند آنان را».
  • في: حرف جر، به‌معنای «در».
  • رَحمَةٍ: اسم مفرد نکره، از ریشهٔ «ر ح م»، به‌معنای «مهربانی»، «بخشش»، «رحمت».
  • مِنهُ: «مِن» حرف جر + «ـه» ضمیر، به‌معنای «از سوی او».
  • وَفَضلٍ: «و» حرف عطف + «فضل»، از ریشهٔ «ف ض ل»، به‌معنای «افزونی»، «بخشش اضافی»، «برتری».

وَيَهديهِم إِلَيهِ صِراطًا مُستَقيمًا

ترجمهٔ فارسی:
و آنان را به سوی خود به راهی راست هدایت می‌کند

توضیح گرامری، ریشه و معناها:

  • وَ: حرف عطف.
  • يَهديهِم: فعل مضارع + ضمیر مفعولی، از ریشهٔ «ه د ي»، به‌معنای «هدایت می‌کند آنان را»، «راه می‌نماید».
  • إِلَيهِ: «إلى» حرف جر + «ـه» ضمیر، به‌معنای «به سوی او».
  • صِراطًا: اسم مفرد منصوب، به‌معنای «راه»، «مسیر».
  • مُستَقيمًا: صفت برای «صراط»، از ریشهٔ «ق و م»، به‌معنای «راست»، «پايدار»، «بی‌کژی».
Nach oben scrollen