004-166-099-نساء

« Back to Glossary Index
ولی الله بوسیله آنچه بسوی تو نازل کرده گواهی میدهد که آنها را بوسیله علم خودش نازل کرده و ملائکه نیز این موضوع را گواهی میدهند و گواهی الله کافیست (گواهی ملائکه، گواهی جمادات و نباتات و حیوانات و قوه هائی است که در خلقت هستند و مورد تملک الله میباشد و اینان قدرتهای الله را به دانشمندان بوسیله زبان حال خود گواهی میدهند، این گواهی ها را انسانهای بیغرض و دانا و کنجکاو درک میکنند، یعنی از متن مطالب عالی قرآن می فهمند قرآن کلام الله است، نه کلام بشر، زیرا از موضوعاتی سخن میگوید که کم کم علم بشر به آن موضوعات خواهد رسید و بعلاوه پیشگوئیهائی در آن است که عالمترین بشرها نمی توانند چنان پیشگوئیهائی بکنند) (۱۶۶)

إِنَّمَا اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلَائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا

خداوند تنها گواهی می‌دهد بر آنچه بر تو نازل کرده است؛ آن را به علم خود نازل کرده است، و فرشتگان نیز گواهی می‌دهند؛ و خدا برای گواه بودن بس است.


  1. إِنَّمَا اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: خداوند تنها گواهی می‌دهد بر آنچه بر تو نازل کرده است.
  • شرح واژه‌ها:
    • إِنَّمَا: حرف استعلایی و تخصیصی که معنای «تنها» یا «فقط» را می‌رساند و تاکید می‌کند که موضوع محدود است.
    • اللَّهُ: اسم خداوند؛ «الله» فاعل جمله است و نَصب یا رفع آن به صورت مرفوع ظاهر شده است.
    • يَشْهَدُ: فعل مضارع از ریشهٔ ش-ه-د به معنی «گواهی می‌دهد» یا «شاهد است». به صورت فعلی مفرد غایب مطرح شده و همراه با فاعل «الله» است.
    • بِمَا: ترکیب حرف جر بَ + ما؛ «بِ» در اینجا به معنای «در موردِ» یا «بر آنچه» است و «ما» ضمیر موصولی یا اسم موصولی به معنی «آنچه».
    • أَنزَلَ: فعل ماضی از ریشهٔ ن-ز-ل به معنی «نازل کرد» یا «فرستاد»؛ اشاره به نزول وحی یا کتاب است.
    • إِلَيْكَ: حرف جر «إلى» به همراه ضمیر «ك» مخاطب مؤنث/مذکر مفرد؛ «به سوی تو» یا «بر تو».

  1. أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: آن را به علمِ خود نازل کرده است.
  • شرح واژه‌ها:
    • أَنزَلَهُ: «أَنزَلَ» فعل ماضی «نزل» به صورت «او نازل کرد»؛ ضمیر مفعولی «هُ» به «آن» اشاره دارد (مثلاً کتاب/وحی).
    • بِعِلْمِهِ: حرف جر «بِ» به معنی «با/به واسطهٔ»، «عِلْمِ» مصدر یا اسم به معنی «علم، دانایی»، و «هِ» ضمیر متصل به معنی «او» (خدا). ترکیب «بِعِلْمِهِ» یعنی «به واسطهٔ علم او» یا «با علمِ او».

  1. وَالْمَلَائِكَةُ يَشْهَدُونَ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: و فرشتگان نیز گواهی می‌دهند.
  • شرح واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف «و» به معنی «و».
    • المَلَائِكَةُ: «ملائکه» جمع «مَلَك» به معنی «فرشته»؛ اسم مرفوع جمع که نقش فاعل جمله را دارد.
    • يَشْهَدُونَ: فعل مضارع جمع بالغایب از ش-ه-د به معنی «گواهی می‌دهند»؛ نونِ جمع مشدّد یا نون الفاعل جمع مذکر سالم در پایان فعل نشان‌دهندهٔ جمع بودن فاعل است.

  1. وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا
  • ترجمهٔ فارسی جمله: و خدا برای گواه بودن بس است.
  • شرح واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف «و».
    • كَفَىٰ: فعل ماضی مبنی بر کفایة، از ریشهٔ ك-ف-ىٰ به معنی «کافی بودن»، «کفایت کردن». در این ساختار به معنای «بس است» یا «کفایت می‌کند» آمده است.
    • بِاللَّهِ: حرف جر «بِ» + «اللَّهِ» به صورت مجرور؛ «به خدا» یا «خدا کافی است».
    • شَهِيدًا: مفعول مطلق یا حال منصوب به معنی «گواه»؛ در اینجا نقش حال یا صفت برای فعل «كَفَى» دارد: «خدا به عنوان گواه کافی است» یا «خدا (خود) گواه کافی است».
Nach oben scrollen