004-164-099-نساء

« Back to Glossary Index
و غیر از اینان که بعضی رسول هم بودند به رسول های دیگری هم وحی کردیم که داستان آنها را قبل از این برای تو داستان کرده ایم و نیز رسولان دیگری هم بودند که داستان آنها را برتو نگفته ایم بطور استثنا غیر از طریق وحى الله با موسی به طرز مخصوصی سخن گفته (تمام وحی ها به روح پیغمبران و به طرزی بوده که صدای قابل شنیدنی در گوش ایجاد نمیشد، مگر در موسی که علاوه بر وحی در کوه حوريب گوش موسی صدای کلام الله را می شنید، همانطور که بنی اسرائیل نیز شنیدند و از خطر آن ترسیدند و گفتند نمی خواهیم این صدا را بشنویم و همان بهتر که موسی که گوشش عادت کرده، بشنود و بما بگوید) (۱۶۴)

وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ ۚ وَكَلاَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ تَكْلِيمًا

و پیامبرانی را که پیش از تو بازگو کرده‌ایم، و پیامبرانی را که برایت بازگو نکرده‌ایم؛ و خدا با موسی سخن گفت به‌طور مستقیم.


  1. وَرُسُلًا
  • ترجمهٔ فارسی جمله/عبارت: «و پیامبرانی»
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف به معنی «و».
    • رُسُلًا:‌ جمع «رَسُول» به معنی پیامبر، فرستاده؛ به صورت نَصبِ تنوین (مفعول یا بخشی از جمله)، در اینجا به صورت اسم مستقل و همراه با «و» آمده است.

  1. قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ
  • ترجمهٔ فارسی جمله/عبارت: «که پیش از این آن‌ها را برایت بازگو کرده‌ایم»
  • توضیح واژه‌ها:
    • قَدْ: ذَرِفِ تأکید یا اعلان حدوث؛ در عربی قرآن گاهی برای تأکید یا بیان وقوع کاری پیش از این به‌کار می‌رود. در اینجا بار تأکیدی دارد.
    • قَصَصْنَا: فعل ماضی جمع به معنی «ما بازگو کردیم/حکایت کردیم». مصدرش «قصصَ» (قصه گفتن، بازگو کردن) است.
    • هُمْ: ضمیر غایب جمع مذکر، مفعول فعل؛ اشاره به «آن پیامبران».
    • عَلَيْكَ: حرف اضافه «عَلى» با ضمیر «كَ» (تو) به معنی «برای تو/به تو».
    • مِن قَبْلُ: ترکیب «مِن» (از) + «قَبْلُ» (پیش از، قبلاً)؛ به معنی «از پیش/قبلاً».

توضیح دستوری کوتاه: «قَد قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ» به معنای «ما پیش از این آن‌ها را برای تو نقل کرده‌ایم» است؛ «قَد» تأکید بر وقوع دارد و عبارت «عَلَيْكَ مِن قَبْلُ» زمان و مخاطب را مشخص می‌کند.


  1. وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ
  • ترجمهٔ فارسی جمله/عبارت: «و پیامبرانی که آن‌ها را برایت بازگو نکرده‌ایم»
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ: «و» عطف.
    • رُسُلًا: جمع «رَسُول» به معنی پیامبران.
    • لَمْ: حرف نفی در زمان ماضی نقلی (نفی شدنی) که فعل را به مضارع منصوب تبدیل می‌کند و نفی وقوع در گذشته را نشان می‌دهد؛ در این ساختار به معنی «نَ… نکردیم».
    • نَقْصُصْهُمْ: فعل مضارع با نونِ الفاعِلِ جمع «نَ» به معنی «ما بازگو کنیم/می‌گوییم»؛ به دلیل استفاده از «لَمْ» به صورت منفی ماضی معنی می‌دهد: «ما بازگو نکردیم».
    • عَلَيْكَ: «برای تو/به تو».

توضیح دستوری کوتاه: «لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ» به معنی «ما آن‌ها را برای تو بازگو نکرده‌ایم» است؛ «لَمْ» نفی گذشته را منتقل می‌کند و فعل به شکل مضارع ظاهر می‌شود اما معنای ماضی دارد.


  1. ۚ وَكَلاَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ تَكْلِيمًا
  • ترجمهٔ فارسی جمله/عبارت: «و خدا با موسی سخن گفت، به‌طور مستقیم/سخنی محکم»
  • توضیح واژه‌ها:
    • ۚ: وقف یا نشانهٔ ایست در متن؛ جداکنندهٔ معنایی.
    • وَ: «و».
    • كَلاَّمَ: فعل ماضٍ به معنی «سخن گفت»، از ریشهٔ «كَلَّمَ» که معمولاً به معنای «کسی را سخن گفتن با دیگری» یا «با کسی سخن گفتن» به‌کار می‌رود؛ ساختار «كَلَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ» یعنی «خدا با موسی سخن گفت».
    • اللَّهُ: «خدا» با علامت رفع فاعل (واو لامه همزه)؛ فاعل فعل كَلاَّمَ.
    • مُوسَىٰ: نام پیامبر موسی علیه‌السلام؛ مفعولِ حرفی در این ساختار (کلام درباره یا با او).
    • تَكْلِيمًا: مصدر یا صیغهٔ اسم مصدر منصوب برای توصیف کیفیت گفتگو، به معنی «گفتگویی (به طور مستقیم/بی‌واسطه)»، در تعبیرات قرآنی «تكليم» گاه معنای مخاطب قرار گرفتن ویژه و مکالمهٔ الهی را دارد.

توضیح معنایی: «وَ كَلاَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ تَكْلِيمًا» اشاره به واقعهٔ منحصر به فردی در زندگی موسی دارد که خداوند او را مورد خطاب مستقیم قرار داد — تعبیر «تكليمًا» بر خصوصیت و قوت ارتباط دلالت دارد، نه اینکه شبیه سخن معمولی انسان با انسان باشد؛ بلکه اشاره به نوعی گفتگو یا خطاب الهی است که در قرآن آمده است.

Nach oben scrollen