004-113-099-نساء

« Back to Glossary Index
و اگر فضل الله و رحمتش بر تو نبود (یعنی اگر الله از طریق وحی، انواع خیانتکاران پنهان کار را به تو معرفی نمی نمود) گروهی از مردم موفق می شدند تو پیغمبر را گمراه کنند، ولی حالا جز خودشان را نمی توانند فریب دهند و چیزی نمی توانند به تو ضرر زنند در حالیکه الله بر تو آن کتاب و آن فلسفه های عالی را فرو فرستاده و به تو چیزهائی یاد داده که تو خودت نمی دانستی، آری فضل الله بر تو بسی بزرگ است (۱۱۳)
وَلَولا فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ وَرَحمَتُهُ لَهَمَّت طائِفَةٌ مِنهُم أَن يُضِلّوكَ وَما يُضِلّونَ إِلّا أَنفُسَهُم ۖ وَما يَضُرّونَكَ مِن شَيءٍ ۚ وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيكَ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَعَلَّمَكَ ما لَم تَكُن تَعلَمُ ۚ وَكانَ فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ عَظيمًا

و اگر نبود فضلِ خدا بر تو و رحمتِ او، گروهی از ایشان قصد داشتند که تو را گمراه سازند؛ و آنها خود جز خویشتن را گمراه نمی‌کنند و هیچ چیزی به تو زیان نمی‌رسانند؛ و خداوند کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد و آنچه را که نمی‌دانستی به تو آموخت؛ و فضلِ بسیارِ خدا بر تو بود.

وَلَولا فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ وَرَحمَتُهُ

  • ترجمه جمله: و اگر نبود فضلِ خدا بر تو و رحمتِ او
  • واژه‌ها و توضیح‌ها:
    • ولولا: ترکیب شرطی منفی که به معنی «اگر نبود» یا «اگر … نبود» است (معمولاً برای بیان علت تفضیلی به کار می‌رود).
    • فضلُ اللَّهِ: «فضل» به معنی بخشش، نعمت، برتری و رحمت خاص است؛ «فضلِ اللَّهِ» یعنی آن بخشش یا نعمتِ الهی.
    • عَلَيكَ: حرفِ جرّ + ضمیر، به معنی «بر تو» یا «نسبت به تو».
    • وَرَحمَتُهُ: «و» عطف، «رحمتُهُ» یعنی «رحمتِ او» (مضاف‌الیه محذوف به «الله» که ضمیر «هُ» به خدا برمی‌گردد).

طائِفَةٌ مِنهُم أَن يُضِلّوكَ

  • ترجمه جمله: گروهی از ایشان می‌خواستند که تو را گمراه سازند
  • واژه‌ها و توضیح‌ها:
    • طائِفَةٌ: اسم فاعل به معنی «گروهی» یا «عدّه‌ای».
    • مِنهُم: «مِنْ» حرفِ انِفصال + «هُم» ضمیرِ جمع، یعنی «از میان ایشان».
    • أَن: حرف مصدر ساز یا «که» در آوردن جمله اسمیه یا بعد از افعال از قبیل «اراد»، اینجا به معنی «که (می‌خواستند)»
    • يُضِلّوكَ: فعل مضارع مجزوم به شواهدِ اراده یا خبری در ساختار «أنْ»، «یُضِلُّونَ» به شکل نصبی برای مفعول «كَ»: «تو را گمراه کنند». «یُضِلُّ» از ریشه ض-ل-ل به معنی گمراه کردن، به انحراف کشاندن.

وما يُضِلّونَ إِلّا أَنفُسَهُم

  • ترجمه جمله: و آنها جز خودشان را گمراه نمی‌کنند
  • واژه‌ها و توضیح‌ها:
    • وَما: «و» عطف + «ما» ناقصه یا نافیه در اینجا همراه با «إلا» برای نشان دادن استثنا؛ ترکیب «ما … إلا» به معنی «جز … نمی‌باشد».
    • يُضِلّونَ: فعل مضارع جمع غایب، «آنها گمراه می‌کنند».
    • إِلّا: حرف استثناء، «جز».
    • أَنفُسَهُم: «انفس» جمع «نفس» به معنی «خویشتن» یا «جان»، و «هُم» ضمیر جمع «ایشان». «أنفُسَهُم» یعنی «خودشان».
  • نکته ترکیبی: «وما یضلّون إلا أنفسهم» یعنی «و آنها جز خودشان را گمراه نمی‌کنند» — به این معنا که کوشش‌شان فقط به زیان خودشان است، نه به تو.

وما يَضُرّونَكَ مِن شَيءٍ

  • ترجمه جمله: و هیچ چیزی به تو زیان نمی‌رسانند
  • واژه‌ها و توضیح‌ها:
    • وَما: «و» + «ما» نافیه در اینجا، به معنی «و نه» یا «و هیچ».
    • يَضُرّونَكَ: فعل مضارع جمع با مفعول «كَ» — «آنها به تو زیان می‌رسانند». ریشه ض-ر-ر به معنی زیان رساندن یا آزار.
    • مِن شَيءٍ: «مِن» حرفِ جزء یا از/هیچ چیزی؛ «شَيءٍ» به معنی «چیز» یا «هیچ چیز» در ترکیب منفی به کار می‌رود.
  • ترکیب کلّی: «وما یضرّونک من شیءٍ» یعنی «و هیچ چیزی از طرف آنها به تو ضرر نمی‌رسد» یا «آنها هیچ خسارتی برای تو ندارند».

وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيكَ الكِتابَ وَالحِكمَةَ

  • ترجمه جمله: و خداوند کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد
  • واژه‌ها و توضیح‌ها:
    • وَأَنزَلَ: «و» عطف + «أنزل» فعل ماضی به معنی «فرود آورد» یا «نازل کرد» (در قرآن به معنی وحی فرستادن).
    • اللَّهُ: فاعل، «خداوند».
    • عَلَيكَ: جار و مجرور + ضمیر، «بر تو».
    • الكِتابَ: مفعول اول، «کتاب» که در اغلب مصادیق قرآنی به معنای کتاب آسمانی یا وحی است.
    • وَالحِكمَةَ: «و» عطف + «حِکمَةَ» که به معنای «حکمت»، فهم عمیق شرعی و حکمتی است که در کاربرد قرآنی معمولاً به پیامبر داده شده تا تشریع و تبیین کند.
  • نکته: «أنزل الله علیک الکتاب و الحکمة» معمولاً اشاره به فرود آمدن وحی (قرآن) و دادن حکمت یا تبیین شریعت و علم نافع به پیامبر دارد.

وَعَلَّمَكَ ما لَم تَكُن تَعلَمُ

  • ترجمه جمله: و آنچه را که نمی‌دانستی به تو آموخت
  • واژه‌ها و توضیح‌ها:
    • وَعَلَّمَكَ: «و» + فعل ماضی «علّم» + ضمیر مفعولی «كَ» = «و به تو آموخت».
    • ما: ضمیر موصول یا اسم موصول، به معنی «آنچه».
    • لَم تَكُن: «لم» نفی ماضی نقلی (نفی خبر ماضی)، «تَكُن» فعل کُن به صورت مضارع مجزوم بعد از لم، در ترکیب «لم تَكُن» به معنی «تو … نبودی/نمی‌بود» — اما در ساختار «ما لم تکُن تَعلَمُ» ترکیب برای «آنچه که تو نمی‌دانستی».
    • تَعلَمُ: فعل مضارع «تو می‌دانی»؛ در ترکیب منفی «ما لم تَكُن تَعلَمُ» معنی «آنچه را که تو نمی‌دانستی».
  • ترکیب کلّی: «و علّمک ما لم تکون تعلم» یعنی «و آنچه را که تا آن زمان نمی‌دانستی به تو یاد داد».

وَكانَ فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ عَظيمًا

  • ترجمه جمله: و فضلِ بسیارِ خدا بر تو بود
  • واژه‌ها و توضیح‌ها:
    • وَكانَ: «و» + «کان» فعل ماضی ناقص استمراری که به معنای «بود» یا «واقع شد».
    • فَضلُ اللَّهِ: «فضلِ خدا» همان بخشش یا لطف الهی.
    • عَلَيكَ: «بر تو».
    • عَظيمًا: «عظیم» صفت، به معنی «بزرگ، فراوان، بسیار». در اینجا به صورت حال یا خبر برای «کان» است.
  • ترکیب کلّی: «و کان فضل الله علیک عظیماً» یعنی «و فضل خدا بر تو بسیار بود» — تأکیدی بر نعمتی که خداوند بر پیامبر نهاده است.
Nach oben scrollen