004-081-099-نساء

« Back to Glossary Index
و این مسلمانان ظاهری، اگر چه به زبان خود میگویند، مطيع الله و پیغمبرش هستیم لیکن چون از نزد تو بیرون رفتند، گروهی از ایشان در پنهان غیر از آنچه تو میگوئی را عمل میکنند. در حالی که الله آنچه در پنهان عمل میکنند را در پرونده ایشان مینویسد پس تو که بوسيله ما بر ایشان اطلاع یافته ای، از ایشان دوری کن و بر الله توکل داشته باش و نگهداری تو بوسیله الله کافیست (۸۱)

وَيَقولونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزوا مِن عِندِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنهُم غَيرَ الَّذي تَقولُ ۖ وَاللَّهُ يَكتُبُ ما يُبَيِّتونَ ۖ فَأَعرِض عَنهُم وَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفىٰ بِاللَّهِ وَكيلًا

و می‌گویند: «اطاعت است»؛ اما هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، گروهی از آنان در شب چیزى غیر از آنچه تو مى‌گویی نقشه می‌کشند؛ و خداوند آنچه را که شبانه تدبیر می‌کنند می‌نویسد؛ پس از آنان روی برتاب و بر خدا توکل کن؛ و خداوند به‌عنوان وکیل کافی است.


جملهٔ اول

وَيَقولونَ طاعَةٌ

و می‌گویند: «اطاعت است.»

توضیح واژه‌ها

  • وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن جمله‌ها.
  • يَقولونَ: فعل مضارع؛ از ریشه «ق-و-ل»؛ به معنی گفتن. صیغه جمع مذکر غایب: «می‌گویند».
  • طاعَةٌ: اسم مصدر از ریشه «ط-و-ع»؛ به معنی فرمان‌بری، اطاعت، پذیرش همراه با رغبت.


جملهٔ دوم

عربی

فَإِذا بَرَزوا مِن عِندِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنهُم غَيرَ الَّذي تَقولُ

ترجمهٔ فارسی

پس هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، گروهی از آنان چیزی غیر از آنچه تو می‌گویی در شب طرح‌ریزی می‌کنند.

توضیح واژه‌ها

  • فَ: حرف تفریع؛ نشان‌دهنده نتیجه یا دنبالۀ سخن پیشین.
  • إِذا: ظرف زمان؛ به معنی «وقتی که»، «هنگامی که».
  • بَرَزوا: فعل ماضی؛ از ریشه «ب-ر-ز»؛ به معنی بیرون رفتن، ظاهر شدن.
  • مِن: حرف جر؛ به معنی «از».
  • عِندِكَ: «عند» به معنی نزد، حضور؛ «ک» ضمیر مخاطب؛ نزد تو.
  • بَيَّتَ: فعل ماضی؛ از ریشه «ب-ي-ت»؛ به معنی کاری را در شب پنهانی تدبیر کردن.
  • طائِفَةٌ: اسم؛ از ریشه «ط-و-ف»؛ به معنی گروه، دسته.
  • مِنهُم: «من» حرف جر + «هم» ضمیر؛ از میان آنان.
  • غَيرَ: اسم؛ به معنی غیر، خلاف، متفاوت.
  • الَّذي: اسم موصول؛ به معنی «آنچه».
  • تَقولُ: فعل مضارع؛ از ریشه «ق-و-ل»؛ به معنی گفتن؛ مخاطب مفرد.


جملهٔ سوم

عربی

وَاللَّهُ يَكتُبُ ما يُبَيِّتونَ

ترجمهٔ فارسی

و خداوند آنچه را که شبانه تدبیر می‌کنند می‌نویسد.

توضیح واژه‌ها

  • وَ: حرف عطف.
  • اللَّهُ: اسم جلاله؛ نام خاص خداوند.
  • يَكتُبُ: فعل مضارع؛ از ریشه «ك-ت-ب»؛ به معنی نوشتن، ثبت کردن.
  • ما: اسم موصول؛ به معنی «آنچه».
  • يُبَيِّتونَ: فعل مضارع؛ از ریشه «ب-ي-ت»؛ به معنی شبانه نقشه کشیدن یا تدبیر پنهانی کردن.


جملهٔ چهارم

عربی

فَأَعرِض عَنهُم وَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ

ترجمهٔ فارسی

پس از آنان روی بگردان و بر خدا توکل کن.

توضیح واژه‌ها

  • فَ: حرف تفریع.
  • أَعرِض: فعل امر؛ از ریشه «ع-ر-ض»؛ به معنی روی‌گردانی کردن، اعتنا نکردن.
  • عَنهُم: «عن» حرف جر + «هم» ضمیر؛ از آنان.
  • وَ: حرف عطف.
  • تَوَكَّل: فعل امر؛ از ریشه «و-ك-ل»؛ به معنی سپردن کار، اعتماد کردن.
  • عَلَى: حرف جر؛ به معنی «بر».
  • اللَّهِ: اسم جلاله در حالت جر.


جملهٔ پنجم

عربی

وَكَفىٰ بِاللَّهِ وَكيلًا

ترجمهٔ فارسی

و خداوند به‌عنوان وکیل کافی است.

توضیح واژه‌ها

  • وَ: حرف عطف.
  • كَفىٰ: فعل ماضی جامد؛ به معنی بسنده است، کافی است.
  • بِاللَّهِ: «بِ» حرف جر + «الله»؛ تأکید بر فاعل کفایت.
  • وَكيلًا: اسم؛ از ریشه «و-ك-ل»؛ به معنی کارساز، سرپرست، کسی که امور را به عهده می‌گیرد.

بَيَّتَ

معنی‌های دقیق

بَيَّتَ فعلی عربی از باب تفعیل است و چند معنای اصلی دارد:

  1. شب‌هنگام انجام دادن یک کار
    • انجام دادن کاری در شب یا وارد شدن به شب با کاری مشخص.
  2. شب‌مانی دادن یا شب را در جایی گذراندن
    • کسی را در جایی برای شب نگه داشتن یا خود شب را در مکانی سپری کردن.
  3. نقشه‌ریزی و قصد پنهانی (به‌ویژه برای کار ناپسند)
    • تصمیم گرفتن یا طرح‌ریزی مخفیانه برای انجام کاری، معمولاً پیش از وقوع آن.
  4. شبیخون یا حمله شبانه
    • آماده‌سازی یا اجرای حمله در شب.

ریشه و قالب صرفی

  • ریشه ثلاثی: ب ي ت
  • مصدر: تَبْيِيت
  • فعل ماضی: بَيَّتَ
  • فعل مضارع: يُبَيِّتُ
  • اسم فاعل: مُبَيِّت
  • اسم مفعول: مُبَيَّت

ریشه‌ی ب ي ت به معنای «شب» و «شب را گذراندن» است و بیشتر مشتقات آن با مفهوم شب، شب‌مانی یا آنچه در شب رخ می‌دهد مرتبط هستند.


کاربرد در زبان عربی

  • بَيَّتَ الأَمْرَ
    نقشه یا تصمیمی را از پیش و به‌طور پنهانی آماده کرد.
  • بَيَّتَ القَوْمَ
    به آنان شب‌مانی داد یا شب را با آنان گذراند.
  • بَيَّتَ العَدُوَّ
    به دشمن در شب حمله کرد.

این فعل هم در متون کلاسیک و هم در زبان عربی فصیح معاصر، به‌ویژه در زمینه‌های تاریخی، نظامی و ادبی کاربرد دارد.


اطلاعات ریشه‌شناختی

ریشه‌ی ب ي ت از کهن‌ترین ریشه‌های زبان عربی است و در عربی معیار و همچنین در بسیاری از گویش‌های عربی حفظ شده است. این ریشه مستقیماً به مفهوم «شب» پیوند دارد و از همین معنا، مفاهیم ثانویه‌ای مانند شب‌مانی، قصد پنهانی و طرح‌ریزی مخفیانه شکل گرفته‌اند. مشابه این پیوند معنایی در دیگر زبان‌های سامی نیز دیده می‌شود که شب را با آرامش، پنهان‌کاری یا توقف پیوند می‌دهند.


مترادف‌ها (Synonyme)

  • دَبَّرَ: طرح‌ریزی کرد
  • خَطَّطَ: برنامه‌ریزی کرد
  • كَادَ: درصدد انجام کاری بودن
  • تآمَرَ: توطئه کرد

متضادها (Antonyme)

  • أَعْلَنَ: آشکار کرد
  • أَظْهَرَ: نمایان ساخت
  • جَهَرَ: علنی و با صراحت انجام داد
Nach oben scrollen