004-074-099-نساء

« Back to Glossary Index
پس اینگونه اشخاص اگر میخواهند حقا جزو شما شمرده شوند باید در راه الله با کسانی که زندگی دنیا را به آخرت خریدند بجنگند و کسی که در راه الله میجنگد چه کشته شود و یا غلبه کند در آینده مزد بزرگی به او میدهیم (این مطالب میرسانند که مسلمانان حقیقی در زمان پیغمبر اسلام کوشش می کردند مسلمانان ظاهری را با آزمایشهائی دقیق بشناسند و حتی در تقسیم غنائم جنگی به نفرات ترسو و غیر فعال کمتر میدادند) (۷۴)

متن کامل آیه (عربی)

فَليُقاتِلْ في سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يَشرونَ الحَياةَ الدُّنيا بِالآخِرَةِ ۚ وَمَن يُقاتِلْ في سَبيلِ اللَّهِ فَيُقتَلْ أَو يَغلِبْ فَسَوفَ نُؤتيهِ أَجرًا عَظيمًا


ترجمهٔ کامل فارسی

پس باید کسانی که زندگی دنیا را به آخرت می‌فروشند، در راه خدا بجنگند؛ و هر کس در راه خدا بجنگد، سپس کشته شود یا پیروز گردد، به‌زودی پاداشی بزرگ به او خواهیم داد.



فَليُقاتِلْ في سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يَشرونَ الحَياةَ الدُّنيا بِالآخِرَةِ

ترجمهٔ فارسی

پس باید کسانی که زندگی دنیا را در برابر آخرت می‌فروشند، در راه خدا بجنگند.

توضیح گرامری و واژگانی

  • فَـ
    حرف عطف یا نتیجه؛ معنی: «پس»، «بنابراین»
  • ليُقاتِلْ
    • لِـ: لامِ امر
    • يُقاتِلْ: فعل مضارع مجزوم به لام امر
    • ریشه: ق ت ل
    • باب: مفاعلة (سوم)
    • معنا: «بجنگد»
  • في
    حرف جر
    معنا: «در»
  • سَبيلِ
    اسم مجرور به «في»
    معنا: «راه»
  • اللَّهِ
    مضافٌ‌الیه
    مجرور
    معنا: «خدا»
  • الَّذينَ
    اسم موصول جمع مذکر
    در نقش فاعل برای «يُقاتِلْ»
    معنا: «کسانی که»
  • يَشرونَ
    فعل مضارع مرفوع
    ریشه: ش ر ي
    معنا: «می‌فروشند» یا «معاوضه می‌کنند»
  • الحَياةَ
    مفعول به منصوب
    معنا: «زندگی»
  • الدُّنيا
    صفت برای «الحياة»
    منصوب
    معنا: «دنیا»
  • بِالآخِرَةِ
    • بِـ: حرف جر
    • الآخرةِ: اسم مجرور
      معنا: «در برابر آخرت»، «به بهای آخرت»


وَمَن يُقاتِلْ في سَبيلِ اللَّهِ فَيُقتَلْ أَو يَغلِبْ فَسَوفَ نُؤتيهِ أَجرًا عَظيمًا

ترجمهٔ فارسی

و هر کس که در راه خدا بجنگد، پس کشته شود یا پیروز گردد، به‌زودی پاداشی بزرگ به او خواهیم داد.

توضیح گرامری و واژگانی

  • وَ
    حرف عطف
    معنا: «و»
  • مَن
    اسم شرط جازم
    معنا: «هر کس»
  • يُقاتِلْ
    فعل مضارع مجزوم به شرط
    ریشه: ق ت ل
    معنا: «بجنگد»
  • في سَبيلِ اللَّهِ
    جار و مجرور
    معنا: «در راه خدا»
  • فَـ
    فاءِ جواب شرط
    معنا: «پس»
  • يُقتَلْ
    فعل مضارع مجهول مجزوم
    ریشه: ق ت ل
    معنا: «کشته شود»
  • أَو
    حرف عطف
    معنا: «یا»
  • يَغلِبْ
    فعل مضارع مجزوم
    ریشه: غ ل ب
    معنا: «پیروز شود»، «غلبه کند»
  • فَسَوفَ
    • فَـ: فای نتیجه
    • سَوفَ: حرف استقبال
      معنا: «پس به‌زودی»
  • نُؤتيهِ
    • نُؤتي: فعل مضارع مرفوع، متکلّم جمع
    • ـهِ: ضمیر مفعولی
      معنا: «به او می‌دهیم»
  • أَجرًا
    مفعول به منصوب
    معنا: «پاداش»
  • عَظيمًا
    صفت برای «أجرًا»
    منصوب
    معنا: «بزرگ»
Nach oben scrollen