004-063-099-نساء

« Back to Glossary Index
اینان کسانی هستند که الله میداند در دل خود چه ها دارند پس از ایشان دوری کن و پندشان ده و برای ایشان درباره خودشان سخن رسا و مؤثر بگو (این مطالب وضع یهودیانی را روشن میکند که به ظاهر خود را مسلمان معرفی میکردند ولی در باطن ایمان کمی داشتند تا آنجا که منافع مادی ایشان در خطر نباشد) (۶۳)
أُولٰئِكَ الَّذينَ يَعلَمُ اللَّهُ ما في قُلوبِهِم فَأَعرِض عَنهُم وَعِظهُم وَقُل لَهُم في أَنفُسِهِم قَولًا بَليغًا

آنان کسانی هستند که خدا آنچه را در دل‌هایشان است می‌داند؛ پس از آنان روی بگردان و پندشان ده و در جانِ آنان سخنی رسا بگو.


أُولٰئِكَ الَّذينَ يَعلَمُ اللَّهُ ما في قُلوبِهِم

ترجمهٔ فارسی:
آنان کسانی هستند که خدا آنچه را در دل‌هایشان است می‌داند.

توضیح کامل (گرامر و واژگان):

  • أُولٰئِكَ: اسم اشاره، برای جمع دور؛ مبتدا.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع، بدل یا عطف بیان برای «أُولٰئِكَ».
  • يَعلَمُ: فعل مضارع مرفوع، به معنای «می‌داند».
  • اللَّهُ: فاعل فعل «يَعلَمُ»، مرفوع.
  • ما: اسم موصول یا اسم موصوله، مفعول‌بهِ فعل «يَعلَمُ».
  • في: حرف جر.
  • قُلوبِهِم: «قُلوب» اسم مجرور به «في» و مضاف، «هِم» ضمیر متصل مضافٌ‌الیه.
  • معنی جمله بر دانایی کامل خداوند نسبت به نیّات و درون انسان‌ها تأکید دارد و پایهٔ دستورات بعدی است.

فَأَعرِض عَنهُم

ترجمهٔ فارسی:
پس از آنان روی بگردان.

توضیح کامل (گرامر و واژگان):

  • فَ: فای تفریع، نتیجه‌گیری از جملهٔ پیشین.
  • أَعرِض: فعل امر، از ریشهٔ «أعرض»، به معنای روی‌گردانی و چشم‌پوشی.
  • عَنهُم: «عن» حرف جر، «هم» ضمیر متصل؛ جار و مجرور، متعلق به فعل.
  • دستور به ترک درگیری ظاهری و عدم مقابلهٔ مستقیم را می‌رساند، بر اساس علم الهی به باطن آنان.

وَعِظهُم

ترجمهٔ فارسی:
و آنان را پند بده.

توضیح کامل (گرامر و واژگان):

  • وَ: حرف عطف.
  • عِظ: فعل امر از «وعظ»، به معنای اندرز دادن.
  • هُم: ضمیر متصل، مفعول‌به.
  • این فعل نسبت به «أَعرِض» روش ملایم‌تر و تربیتی‌تری را نشان می‌دهد.

وَقُل لَهُم في أَنفُسِهِم قَولًا بَليغًا

ترجمهٔ فارسی:
و به آنان، در جانِ خودشان، سخنی رسا بگو.

توضیح کامل (گرامر و واژگان):

  • وَ: حرف عطف.
  • قُل: فعل امر از «قال»، به معنای «بگو».
  • لَهُم: جار و مجرور؛ مخاطب سخن.
  • في أَنفُسِهِم:
    • «في» حرف جر
    • «أَنفُس» جمع «نَفس»، اسم مجرور
    • «هِم» مضافٌ‌الیه
      این تعبیر بر اثرگذاری درونی و نفوذ معنوی سخن دلالت دارد.
  • قَولًا: مفعول‌به منصوب.
  • بَليغًا: صفت برای «قولًا»، به معنای رسا، نافذ و اثرگذار.
  • کل جمله بر انتخاب سخنی تأکید دارد که به درون مخاطب نفوذ کند و تغییر ایجاد نماید.
Nach oben scrollen