004-053-099-نساء

« Back to Glossary Index
آیا این موهوم پرستان مذهبی نصیبی از حکومت را در اختیار دارند؟! اگر حکومت بدست اینان افتد ذره ای به مردم فایده نمیرسانند (در تمام دوران تاریخ بشری هرگز موهوم پرستان مذهبی به حکومت و قدرت نرسیده اند، زیرا چنان مردمی نمی توانند بدون بکار بردن تعصبات موهوم گروههای مختلف، یک حکومت را درست اداره نمایند اگر چه در تمام انقلابات سیاسی و تغيير حكومتها اینان آلت دست سیاستمداران بوده اند و آشوبهائی بپا کرده اند) (۵۳)

أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لَّا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا

آیا برای آنان بهره‌ای از حکومت است؟ در این صورت، حتی به اندازه‌ نقطه‌ای بر گودی هسته خرما به مردم نمی‌بخشند.


أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ

ترجمه:
آیا برای آنان بهره‌ای از مُلک و حکومت است؟

توضیح واژه‌ها:

  • أَمْ
    • در این‌جا «أم» استفهامیه است، یعنی برای پرسش به کار می‌رود.
    • نوعی پرسش توبیخی و انکاری است؛ یعنی در واقع می‌خواهد بگوید: «مگر برای آن‌ها نصیبی از مُلک هست؟ که نیست.»
  • لَهُمْ
    • «لَـ» حرف جر به معنای «برایِ».
    • «هُمْ» ضمیر جمع غائب (آن‌ها).
    • در مجموع: «برای آنان».
    • از نظر معنا، اشاره به گروهی است که ادعای برتری، قدرت یا حق دخالت در امور دارند (در فضای آیه، کفار حسود و بخیلِ اهل کتاب یا منافقان).
  • نَصِيبٌ
    • به معنای «سهم، بهره، قسمت».
    • نکره (بدون الف و لام) آمده تا کوچکی و ناچیزی را برساند، یا جنس را مطلق بیان کند: آیا اصلاً هیچ سهمی دارند؟
    • از نظر مفهومی، هر گونه سهم از سلطه، فرمانروایی، اختیار تصمیم‌گیری و قدرت را دربرمی‌گیرد.
  • مِّنَ الْمُلْكِ
    • «مِنْ» برای «بعضیت» است؛ یعنی «بخشی از».
    • «الْمُلْكِ» مصدر و اسم است، به معنای:
      • مالکیت، پادشاهی، حکومت، سلطنت، تسلط.
    • «مِنَ الْمُلْكِ» یعنی: «از حکومت و مالکیت و سلطه».
    • در مجموع عبارت:
      • «نصیبی از مُلک» = سهمی از قدرت و حکومت، یا اگر اندکی سلطه و اختیار در دست آن‌ها بود.

این جمله در کل می‌پرسد: «آیا اصلاً کوچک‌ترین سهمی از حکومت و قدرت در دست این‌ها هست؟» با لحنی که در واقع پاسخ‌اش «نه» است.


فَإِذًا لَّا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا

ترجمه:
در آن صورت، به مردم حتی به اندازه‌ نقطه‌ای بر گودی هسته خرما نمی‌بخشند.

توضیح واژه‌ها:

  • فَـ
    • حرف عطف یا فای تفریع است؛ یعنی نتیجه و لازمه را بیان می‌کند:
      • «پس، در این صورت…»
    • ارتباط معنایی: اگر فرض کنیم سهمی از مُلک داشته باشند، نتیجه‌اش این خواهد شد…
  • إِذًا
    • حرف جواب و جزا، همراه با معنای «در این صورت»، «آنگاه».
    • همراه با «فَـ» حالت تأکید بر نتیجه را دارد:
      • «فَإِذًا» ≈ «پس در آن صورت قطعاً…».
  • لَّا يُؤْتُونَ
    • «لا» برای نفی فعل مضارع است: «نمی‌دهند».
    • «يُؤْتُونَ» از ریشه «أتى» به باب إفعال (آتَى يُؤْتِي) به معنای «دادن، عطا کردن».
    • صیغه مضارع جمع غائب: «آن‌ها نمی‌بخشند / نمی‌دهند».
    • نکته معنایی:
      • نشان‌دهنده بخل شدید و نداشتن روح بخشش و انصاف است؛
      • یعنی اگر قدرتی هم داشته باشند، اهل عطا و حق‌دادن نیستند.
  • النَّاسَ
    • مفعول فعل «يُؤْتُونَ» است.
    • «النّاس» = مردم، همه انسان‌ها، عموم مردم.
    • یعنی: نه فقط به مؤمنان، بلکه به هیچ‌کس، هیچ حقی را نمی‌دهند.
  • نَقِيرًا
    • «نقیر» از ریشه «نقر» به معنای سوراخ کردن و نقطه‌گذاری است.
    • در اصطلاح قرآنی، «نقیر» به نقطه‌ی کوچکِ روی گودی هسته خرما گفته می‌شود؛ یک نقطه‌ی بسیار ریز و بی‌ارزش ظاهری.
    • در زبان عربیِ قدیم، سه مثال معروف برای کوچکی و بی‌مقداری:
      • قِطمیر: پوست نازک روی هسته خرما.
      • فَتِيل: رشته‌ی نازکِ داخل شیار هسته.
      • نَقِير: همان نقطه‌ی ریز روی گودی هسته.
    • در این‌جا «نَقِيرًا» نکره و منصوب (مفعول مطلق یا مفعول به) آمده، و معنایش:
      • «ذره‌ای»، «حتی به اندازه‌ نقطه‌ای ناچیز»، «کمترین چیز».
    • هدف: نشان دادن شدت بخل؛ که اگر قدرتی داشته باشند، حتی به‌قدر چیزی که حقیقتاً هیچ ارزش مادی‌ای ندارد، چیزی به کسی نمی‌دهند.

ترکیب کل جمله:

  • «فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا» یعنی:
    • «پس اگر اندک سهمی از قدرت و حکومت در اختیارشان باشد، آن‌قدر بخیل‌اند که حتی ذره‌ای از حقوق مردم را ادا نمی‌کنند، و کوچک‌ترین بخششی به مردم نخواهند داشت.»

جمع‌بندی معنای دو جمله در کنار هم:

  • آیه با یک سؤال توبیخی شروع می‌کند:
    • «آیا اصلاً سهمی از حکومت برای آن‌ها هست؟»
  • بعد می‌گوید:
    • «اگر هم چنین سهمی داشته باشند، نتیجه‌اش بسیار تلخ است؛ چون آن‌قدر بخیل و خودخواه‌اند که حتی به اندازه‌ نقیر، چیزی به مردم نمی‌دهند.»
  • پیام:
    • کسانی که این‌قدر در باطن بخیل و حسود و تنگ‌نظرند، شایستگی و صلاحیت داشتن مُلک و حکومت را ندارند؛
    • و اگر قدرتی پیدا کنند، حق مردم را پایمال می‌کنند و کمترین بهره‌ای به کسی نمی‌رسد.
Nach oben scrollen