004-050-099-نساء

« Back to Glossary Index
ببین آنان چگونه آن پاکدامنی دروغین را بر دین الله می بندند و همین بر گناهکاری آشکار ایشان کافی است (۵۰)
انظُر كَيفَ يَفتَرونَ عَلَى اللَّهِ الكَذِبَ ۖ وَكَفىٰ بِهِ إِثمًا مُبينًا

نگاه کن چگونه بر خدا دروغ می‌بندند، و همین (کارشان) برای گناهی آشکار کافی است.


جمله‌ی اول:
انظُر كَيفَ يَفتَرونَ عَلَى اللَّهِ الكَذِبَ

ترجمه:
نگاه کن چگونه بر خدا دروغ می‌بندند.

توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • انْظُرْ
    • ریشه: «ن ظ ر»
    • صیغه: فعل امر، مخاطب مفرد (تو نگاه کن).
    • معنی: بنگر، دقت کن، توجه کن.
    • نکته: در زبان عربی «نظر» فقط دیدن با چشم نیست، بلکه دیدن همراه با توجه و تأمل است؛ یعنی خداوند به پیامبر می‌فرماید با دقت به کار و رفتارشان نگاه کن، نه فقط دیدن ظاهری.
  • كَيْفَ
    • نقش: اسم استفهام، در این‌جا برای تعجب و نشان دادن وضع عجیب به کار رفته.
    • معنی: چگونه، به چه صورت.
    • نکته: اینجا پرسش واقعی نیست، نوعی «تعجب و نکوهش» را می‌رساند؛ یعنی: ببین این‌ها چه‌طور و با چه جرأتی چنین کاری می‌کنند.
  • يَفْتَرُونَ
    • ریشه: «ف ر ي / افتراء»
    • صیغه: فعل مضارع، جمع غایب (آن‌ها دروغ می‌بندند).
    • معنی: دروغ می‌سازند، نسبت ناروا می‌دهند، تهمت می‌زنند.
    • تفاوت معنایی:
      • «کذب» یعنی دروغ گفتن.
      • «افتراء» یعنی ساختن و بستن دروغی آگاهانه و بزرگ، معمولاً همراه با نسبت دادن به کسی، مخصوصاً به خدا.
    • نکته: استفاده از مضارع (یَفترون) نشان می‌دهد این کارشان استمرار دارد، یعنی عادت و روش آن‌هاست.
  • عَلَى اللَّهِ
    • «على»: حرف جر، به معنی «بر / علیه».
    • «اللَّهِ»: نام مقدس خداوند.
    • معنی ترکیب: بر خدا، علیه خدا، نسبت به خدا.
    • نکته معنایی:
      • نسبت دادن دروغ به خدا از بزرگ‌ترین گناهان است؛ مثل:
        • نسبت دادن شریک برای خدا (شرک).
        • حلال دانستن حرام یا حرام دانستن حلال و گفتن: «این حکم خداست» در حالی که نیست.
        • ادعای نبوت، یا ادعای این‌که وحی آمده در حالی که دروغ است.
    • این ترکیب، بزرگی جرم را نشان می‌دهد؛ چون دروغ را مستقیم به خدا ربط می‌دهند.
  • الكَذِبَ
    • ریشه: «ك ذ ب»
    • نوع: اسم، مفرد، معرفه با «ال».
    • معنی: دروغ، سخن خلاف واقع.
    • نکته:
      • در این آیه، «الکذب» مفعول فعل «یفتَرون» است (یَفتَرونَ الكَذِبَ).
      • «ال» در «الکذب» می‌تواند برای جنس باشد؛ یعنی دروغی بزرگ و آشکار، نه یک دروغ ساده و کوچک؛ یا اشاره به دروغ خاصی که به خدا نسبت می‌دهند.
      • با توجه به عبارت «علی الله»، مراد دروغی است که به خدا نسبت می‌دهند؛ یعنی ساختن دین و حکم و عقیده‌ای که از جانب خدا نیست.

جمع‌بندی معنای جمله‌ی اول:
خداوند می‌فرماید: با دقت نگاه کن که این افراد چگونه و با چه شیوه‌ای دروغ را به خدا نسبت می‌دهند؛ یعنی از خود عقاید، احکام یا نسبت‌هایی می‌سازند و می‌گویند از طرف خداست، در حالی که دروغ است.


جمله‌ی دوم:
وَكَفىٰ بِهِ إِثمًا مُبينًا

ترجمه:
و همین (کارشان) برای گناهی آشکار کافی است.

توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف.
    • معنی: و.
    • نقش: جمله دوم را به جمله اول وصل می‌کند؛ یعنی بعد از بیان کار آن‌ها (دروغ بستن به خدا)، نتیجه و ارزیابی آن کار بیان می‌شود.
  • كَفىٰ
    • ریشه: «ك ف ي»
    • صیغه: فعل ماضی (گذشته)، اما در این‌جا معنای «کافی است» (حال) می‌دهد؛ این نوع به صورت ثابت در عربی رایج است.
    • معنی: کافی است، بس است.
    • نکته:
      • وقتی می‌گوید «کفى» یعنی دیگر نیازی به چیزی بیشتر از این برای اثبات جرم یا گناه نیست؛ خودِ همین عمل، به تنهایی برای محکوم کردن آن‌ها بس است.
  • بِهِ
    • «بـِ»: حرف جر.
    • «ـهِ»: ضمیر متصل (او / آن).
    • معنی: به آن، به همین.
    • مرجع ضمیر «ـهِ»:
      • بیشتر مفسران گفته‌اند این ضمیر به همان «افتراء بر خدا» یا «الکذب على الله» برمی‌گردد؛ یعنی:
        «همین دروغ بستن به خدا، خودش به تنهایی برای گناهی آشکار کافی است.»
  • إِثْمًا
    • ریشه: «أ ث م»
    • نوع: اسم نکره، منصوب.
    • معنی: گناه، گناه سنگین.
    • نکته:
      • «إثم» معمولاً برای گناهی گفته می‌شود که مانع از رسیدن به خیر می‌شود و اثر سنگینی دارد.
      • نکره آمدن (بدون «ال») می‌تواند برای تعظیم باشد؛ یعنی گناه بسیار بزرگ.
  • مُبِينًا
    • ریشه: «ب ي ن»
    • نوع: اسم فاعل از «أبان یُبین»، یا صفت مشبهه، در این‌جا صفت برای «إثمًا».
    • معنی: آشکار، روشن، واضح.
    • نکته:
      • «مبین» یعنی چیزی که هم خودش روشن است و هم روشنگر است؛ اما در این‌جا بیشتر معنای «آشکار و بی‌تردید بودن» گناه را می‌رساند.
      • یعنی این گناه، هم در شدت روشن است، هم در زشتی و هم در این‌که هیچ شک و تردیدی در گناه بودن آن نیست.

توضیح ساختار «كَفىٰ بِهِ إِثمًا مُبينًا»:

  • در عربی، «کفى بفلانٍ شیئًا» ساختار ثابتی است به معنی:
    «فلانی برای فلان چیز کافی است.»
  • در این‌جا:
    • «کفى» = کافی است
    • «به» = خودش / همان کار (یعنی دروغ بستن به خدا)
    • «إثمًا مبینًا» = به عنوان گناهی آشکار
  • معنی حاصل:
    همین نسبت دادن دروغ به خدا، خودش برای آنکه گناهی بزرگ و آشکار به حساب آید، کافی است؛ حتی اگر کار دیگری هم نکنند.

جمع‌بندی معنای جمله‌ی دوم:
خداوند می‌گوید همین کاری که می‌کنند (دروغ بستن به خدا) به تنهایی برای این‌که مرتکب گناهی روشن و بزرگ شده باشند، کافی است؛ نیازی نیست گناه دیگری را هم به آن اضافه کنند تا مجرم باشند.


جمع‌بندی کل آیه به زبان ساده:
خداوند به پیامبر (و در نتیجه به ما) می‌گوید: با دقت نگاه کن که این افراد چطور بی‌شرمانه دروغ را به خدا نسبت می‌دهند؛ همین دروغ‌سازی و تهمت به خدا برای این‌که گناهی بزرگ و کاملاً روشن بر عهده‌شان باشد، کافی است.

Nach oben scrollen