004-039-099-نساء

« Back to Glossary Index
و اینان که به ریا و بی ایمانی کارهای خوب میکنند چه عیبی دارد که این کارهای خوب را روی ایمان به الله و آخرت بکنند و در دل بیاورند که از چیزی بذل و بخشش میکنند که الله به ایشان داده؟ در اینصورت الله خواهد دانست که روی ریا و فریب نمی بخشند (آنکس که برای ریا بذل و بخشش میکند خالق عالم میداند که آنچه را از مال که بدست آورده روی فریب و دزدی و راههای غیر مشروع بدست آورده که برای پیشرفت کار خود به ریا بذل و بخشش میکند) (۳۹)

وَماذا عَلَيهِم لَو آمَنوا بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ وَأَنفَقوا مِمّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ ۚ وَكانَ اللَّهُ بِهِم عَليمًا

و چه زیانی بر آنان بود اگر به خدا و روز واپسین ایمان می‌آوردند و از آنچه خدا روزی‌شان کرده انفاق می‌کردند، و خدا همواره به آنان آگاه بوده است.


۱. وَماذا عَلَيهِم لَو آمَنوا بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ

«وَماذا عَلَيهِم»

  • وَ: حرف عطف، یعنی «و». این آیه را به آیات قبل وصل می‌کند.
  • ماذا: ترکیب «ما» + «ذا»، در اینجا به معنی «چه» در ساختار پرسشی است؛ این‌جا پرسش، سرزنش‌آمیز و برای نکوهش است، نه برای گرفتن اطلاعات.
  • عَلَيهِم:
    • «علی» = بر، روی.
    • «هم» = ضمیر جمع (آن‌ها).
    • مجموعاً: «چه (زیانی) بر آن‌هاست؟ / چه چیزی به ضرر آن‌هاست؟»
      یعنی: چه ضرری برایشان داشت؟

نکته: در زبان عربی وقتی گفته می‌شود «ما على فلانٍ لو…» یعنی «چه ضرری برای فلانی داشت اگر…؟» که یعنی «هیچ ضرری نداشت، تازه به نفعش بود»؛ نوعی سرزنش لطیف است.


«لَو آمَنوا بِاللَّهِ»

  • لَو: حرف شرط. در این‌جا شرط فرضی است، معنایش: «اگر که…». اغلب در جاهایی به‌کار می‌رود که کاری انجام نشده و گوینده می‌گوید: اگر آن کار را می‌کردند چه می‌شد؟
  • آمَنوا: فعل ماضی (گذشته) از ریشه «أمن» به معنی «ایمن شدن، امنیت یافتن».
    • در اصطلاح دینی: ایمان آوردن، باور قلبی همراه با پذیرش و تسلیم.
    • صیغه «آمَنوا» = «آن‌ها ایمان آوردند» ولی در ساختار شرطی با «لَو» یعنی: «اگر ایمان می‌آوردند».
  • بِاللَّهِ:
    • «بِ» = حرف جر، در این‌جا همراه فعل «آمَنوا» می‌آید؛ «آمَنَ بِـ» یعنی «به کسی یا چیزی ایمان آوردن».
    • «اللَّه» = نام خاص خداوند، ذات یگانه.
    • مجموعاً: «به خدا ایمان می‌آوردند».

ترکیب: «لَو آمَنوا بِاللَّهِ» یعنی
«اگر به خدا ایمان می‌آوردند».

نکته معنایی «ایمان به خدا»:
یعنی باور به یگانگی خدا، ربوبیت او (صاحب اختیار بودن در جهان)، و پذیرش فرمان او در زندگی.


«وَاليَومِ الآخِرِ»

  • وَ: «و»، عطف به «اللَّهِ» است؛ یعنی به این هم ایمان بیاورند.
  • اليَومِ: «روز».
  • الآخِرِ: «آخر»، یعنی پایانی، نهایی.
  • ترکیب «اليَومِ الآخِرِ» یعنی «روز آخر»، اصطلاحی قرآنی برای «روز قیامت».

معنای اعتقادی:
ایمان به «روز آخر» یعنی باور به اینکه زندگی انسان فقط همین دنیا نیست؛ روز حساب، جزا، بهشت و دوزخ وجود دارد و انسان پاسخ‌گوی اعمال خود است.

ترجمه این بخش:
«و چه زیانی برایشان داشت اگر به خدا و روز واپسین ایمان می‌آوردند؟»


۲. وَأَنفَقوا مِمّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ

«وَأَنفَقوا»

  • وَ: باز هم حرف عطف؛ این کار را علاوه بر ایمان آوردن ذکر می‌کند.
  • أَنفَقوا: فعل ماضی از ریشه «نفق» به باب «أَفْعَلَ» (أَنفَقَ).
    • معنی اصلی: خرج کردن، مصرف کردن.
    • در اصطلاح دینی: خرج کردن مال در راه درست، به‌خصوص در راه خدا و کمک به نیازمندان؛ این کار را «انفاق» می‌گویند.
    • «أَنفَقوا» = «آن‌ها انفاق کردند / خرج کردند (در راه خدا)».
      در این‌جا هم با «لَو» در ابتدای جمله مرتبط است: «اگر انفاق می‌کردند…».

«مِمّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ»

  • مِن: حرف جر، این‌جا در قالب «مِمّا» آمده.
  • ما: اسم موصول (آنچه که).
  • «مِمّا» = «از آنچه که».
  • رَزَقَهُمُ: فعل ماضی از «رَزَقَ» به معنی روزی دادن.
    • «رَزَقَ» = روزی داد.
    • «هُم» = ضمیر مفعولی جمع (به ایشان).
    • «رَزَقَهُم» = «به آن‌ها روزی داد».
  • اللَّهُ: فاعل جمله، یعنی خداوند.

ترکیب: «مِمّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ» یعنی
«از آنچه خدا به آنان روزی داده است».

نکته مهم:
آیه تأکید می‌کند آنچه انفاق می‌کنند، در اصل «مال خودساخته مستقل» نیست، بلکه «روزی‌ای است که خدا به آن‌ها داده»؛ پس بخل و خودبینی در مال‌دوستی بی‌معناست، چون صاحب اصلی خداست.

ترجمه این بخش:
«و اگر از آنچه خدا به آنان روزی داده انفاق می‌کردند».

ترکیب کل جمله اول و دوم تا اینجا:
«و چه زیانی بر آنان بود اگر به خدا و روز واپسین ایمان می‌آوردند و از آنچه خدا روزی‌شان کرده انفاق می‌کردند؟»


۳. وَكانَ اللَّهُ بِهِم عَليمًا

«وَكانَ اللَّهُ»

  • وَ: حرف عطف؛ این جمله، نتیجه یا تأکید پس از سرزنش است.
  • كانَ: فعل ناقص ماضی، به معنی «بود»، اما در مورد خداوند، صرفاً بیان «ثبات و استمرار» صفت است؛ یعنی همیشه چنین بوده و هست.
  • اللَّهُ: اسم «کان»، یعنی فاعل ظاهری در این ساختار.

«بِهِم عَليمًا»

  • بِهِم:
    • «بِـ» = حرف جر (با، به).
    • «هم» = ضمیر جمع (آن‌ها).
    • «بِهِم» = «به آن‌ها / از آن‌ها (آگاه است)».
  • عَليمًا: صیغه مبالغه از ریشه «ع ل م»؛ یعنی بسیار دانا، آگاه کامل.
    • «علیم» از نام‌های الهی است و شدت و گستردگی علم را می‌رساند؛ یعنی آگاهی ریز و درشت، آشکار و پنهان.

ترکیب: «وَكانَ اللَّهُ بِهِم عَليمًا» یعنی:
«و خدا همواره به آنان آگاه بوده است»
یعنی خدا کاملاً می‌داند:

  • نیتشان چیست،
  • چرا ایمان نمی‌آورند،
  • چرا بخل می‌ورزند یا چرا انفاق می‌کنند،
  • ظاهر و باطنشان، و توجیه‌هایی که برای خود می‌آورند.

این جمله نوعی هشدار است:
آن‌ها با ترک ایمان و انفاق، فقط ظاهراً چیزی را پنهان می‌کنند؛ اما نزد خدا هیچ چیز مخفی نیست.


جمع‌بندی معنای کل آیه:
«و چه زیانی برایشان داشت اگر به خدا و روز واپسین ایمان می‌آوردند و از آنچه خدا روزی‌شان کرده انفاق می‌کردند، در حالی که خدا همواره به آنان آگاه بوده است.»

این آیه با لحن پرسشیِ سرزنش‌آمیز می‌گوید:
ایمان آوردن و انفاق کردن، هیچ ضرری برای آن‌ها نداشت؛ بلکه سود دنیا و آخرت برایشان داشت. پس خودِ این ترک ایمان و انفاق، دلیل بر فساد درون آن‌هاست؛ و خدا هم کاملاً از این درون خبر دارد.

Nach oben scrollen