004-037-099-نساء

« Back to Glossary Index
کسانی را دوست ندارد که بخل میکنند و مردم را هم به بخیل شدن دستور میدهند و فضلی را که الله به ایشان داد کتمان میکنند (یعنی تبلیغ میکنند که مردم نیز به محتاجان کمک نکنند و اگر محتاجی به ایشان روی آورد با اینکه می توانند چیزی به او کمک کنند به دروغ میگویند خودم محتاجم و ندار هستم) و ما برای اینگونه اشخاص که کفران کننده فضيلتهای ما میباشند عذاب خوار کننده ای آماده کرده ایم (۳۷)

الَّذينَ يَبخَلونَ وَيَأمُرونَ النّاسَ بِالبُخلِ وَيَكتُمونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ ۗ وَأَعتَدنا لِلكافِرينَ عَذابًا مُهينًا

ترجمه:
کسانی که بخل می‌ورزند و مردم را نیز به بخل فرمان می‌دهند، و آنچه را خدا از فضل و بخشش خود به آنان داده پنهان می‌کنند؛ و ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده‌ایم.


جملهٔ اول:
الَّذينَ يَبخَلونَ

ترجمه:
کسانی که بخل می‌ورزند

توضیح واژه‌ها:

  • الَّذينَ
    • اسم موصول (اسم ربط‌دهنده) برای جمعِ عاقل (آدم‌ها) است.
    • معادل: «کسانی که».
    • نقش آن این است که گروهی با یک صفت مشخص را معرفی کند؛ صفت آنها در ادامه می‌آید (یَبخَلونَ، یأمرون…).
  • يَبخَلونَ
    • فعل مضارع، جمعِ غایب (آنها)، ریشه: «بَخَلَ» یعنی خسیس بودن / دریغ کردن.
    • معنی: «بخل می‌ورزند»، «دریغ می‌کنند و نمی‌دهند».
    • در کاربرد قرآنی، بخل فقط خسیس بودن مالیِ ساده نیست؛
      • می‌تواند بخل در مال، علم، توان، موقعیت اجتماعی یا هر نعمتی باشد که باید در راه خدا و خلق استفاده شود ولی صاحب آن، خودخواهانه حبس می‌کند.
    • نکته معنایی: فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد؛ یعنی عادت و روش ثابت آنها «بخل‌ورزی» است، نه یک کار اتفاقی.

جملهٔ دوم:
وَيَأمُرونَ النّاسَ بِالبُخلِ

ترجمه:
و مردم را نیز به بخل فرمان می‌دهند

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف، یعنی «و».
    • اینجا نشان می‌دهد که این کار، افزوده و در کنار بخل شخصی آنهاست؛ یعنی هم خودشان بخیل‌اند، هم دیگران را به بخل می‌کشانند.
  • يَأمُرونَ
    • فعل مضارع، جمعِ غایب، از ریشه «أمَرَ» به معنی دستور دادن، فرمان دادن.
    • معنی: «دستور می‌دهند»، «فرمان می‌دهند»، «تشویق و وادار می‌کنند».
    • نکته: «امر» در عربی همیشه فقط فرمان رسمی نیست؛ شامل جهت‌دادن، ترغیب، فشار اجتماعی و فرهنگی هم می‌شود.
  • النّاسَ
    • «ناس» یعنی مردم، انسان‌ها.
    • با «ال» معرفه شده؛ یعنی عموم مردم یا دست‌کم محیط اطراف و پیروانشان.
    • مفعول فعل «یَأمُرونَ» است؛ یعنی کسانی که به آنها دستور می‌دهند.
  • بِالبُخلِ
    • «بُخل»: اسم، به معنی خساست، دریغ‌کاری، خودداری نادرست از انفاق و بخشش.
    • «بِـ»: حرف جر، در اینجا برای تعدیه و بیان متعلقِ امر آمده؛ یعنی «به بخل (فرمان می‌دهند)» یا «به بخل وامی‌دارند».
    • مفهوم:
      • آنها فقط خودشان نمی‌دهند؛
      • بلکه جوّی می‌سازند که در آن، کمک کردن، انفاق، بخشش، زشت یا غیرمنطقی جلوه داده می‌شود و بخل، عاقلانه و درست نشان داده می‌شود.

جملهٔ سوم:
وَيَكتُمونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ

ترجمه:
و آنچه را خدا از فضل و بخشش خود به آنان داده، پنهان می‌کنند

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف، یعنی «و».
    • نشان می‌دهد این هم یک ویژگی دیگر از همان گروه است، در ادامهٔ بخل و امر به بخل.
  • يَكتُمونَ
    • فعل مضارع، جمعِ غایب، از ریشه «كَتَمَ» به معنی پنهان کردن، مخفی کردن، کتمان.
    • معنی: «پنهان می‌کنند»، «کتمان می‌کنند».
    • نکته:
      • کتمان در قرآن فقط پوشاندن فیزیکی (مثلاً مخفی کردن مال) نیست؛
      • شامل پنهان کردن حق، علم، آیات الهی، نشانه‌ها و هر نعمتی است که باید آشکار بشود ولی از روی غرض، مخفی می‌شود.
    • مضارع بودن باز نشان می‌دهد که این کار هم عادت و روش دائمی آنها است.
  • ما
    • اسم موصول (یا موصوله)، به معنی «آنچه که».
    • مفعول «يَكتُمونَ» است: «آنچه را پنهان می‌کنند…».
  • آتاهُمُ
    • فعل ماضی (گذشته) از «آتَى» یعنی عطا کرد، بخشید، داد.
    • «هُم»: ضمیر مفعولی جمع (به آنها).
    • معنی: «به آنان داده است» (در فارسی معمولاً زمان را حال‌گونه ترجمه می‌کنیم، ولی در عربی فعل گذشته است).
    • نکته:
      • به کار رفتن فعل ماضی گاهی برای تأکید واقع شدن و قطعی بودن نعمت است؛ یعنی این عطا، حتمی و محقق است.
  • اللَّهُ
    • فاعل فعل «آتاهُمُ» است: بخشندهٔ واقعی خداست، نه خودشان، نه شانس، نه تلاش صرفاً مادی.
    • تأکید: نعمتی که آنها پنهان می‌کنند، منشأش الهی است؛ و همین، زشتی رفتارشان را بیشتر می‌کند.
  • مِن فَضلِهِ
    • «مِن»: حرف جر، می‌تواند برای تبعیض باشد (چیزی از میان چیزی) یا برای بیان منشأ.
    • «فَضلِهِ»:
      • «فضل» یعنی زیادی، افزونی، بخشش افزون بر استحقاق.
      • اضافه به ضمیر «هِ»: فضلِ او، فضلِ خدا.
    • معنی مجموع: «از فضل خویش»، یعنی از روی لطف و کرامت اضافی‌اش، فراتر از استحقاق واقعی.
    • نکته معنایی:
      • آنچه دارند، حقِ حتمی شخصیِ آنها نیست؛
      • هدیه‌ای از فضل خداست.
      • با این حال، آن را هم پنهان می‌کنند تا دیگران بهره نبرند؛ چه در مال، چه در علم، چه در امکانات.

جملهٔ چهارم:
وَأَعتَدنا لِلكافِرينَ عَذابًا مُهينًا

ترجمه:
و ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده‌ایم.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف.
    • این «و» این بار نتیجه و پیامد را به صفات قبلی پیوند می‌دهد؛ یعنی بعد از بیان صفات (بخل، امر به بخل، کتمان فضل خدا)، اکنون سرنوشت این گروه بیان می‌شود.
  • أَعتَدنا
    • فعل ماضی، از ریشه «أَعَدَّ» (یا به صیغه «أعتَدَ» = آماده ساخت، مهیا کرد).
    • «نا»: ضمیر فاعلی جمع (ما)، که در قرآن معمولاً به خدا نسبت داده می‌شود (جمع تعظیم).
    • معنی: «آماده کرده‌ایم»، «مهیا کرده‌ایم».
    • نکته:
      • فعل ماضی برای تأکید بر قطعیت است؛ یعنی آماده بودن عذاب، حتمی و قطعی است، نه احتمالی.
  • لِلكافِرينَ
    • «لِـ»: حرف جر، برای اختصاص و تعلق: «برای».
    • «الكافِرینَ»: جمعِ «کافر» از ریشه «كَفَرَ»
      • در اصل لغت «کفر» یعنی پوشاندن؛
      • در اصطلاح قرآنی: کسانی که آگاهانه حق را می‌پوشانند، نعمت را نادیده می‌گیرند، ناسپاسی و انکار می‌کنند.
    • نکته:
      • آیه، رفتارهایی که گفت (بخل، امر به بخل، کتمان فضل خدا) را با صفت «کفر» گره می‌زند؛
      • یعنی این صفات فقط یک ضعف اخلاقیِ کوچک نیست، جنبه‌ای از کفر و پوشاندن حق و نعمت خداست.
  • عَذابًا
    • «عذاب»: رنج، مجازات، عقوبت.
    • نکره (تنکیر) آمده؛ این نکره بودن غالباً برای عظمت یا هول‌انگیزی است: «عذابی سخت / عذابی عظیم».
    • مفعول «أعتدنا» است: «عذابی را آماده کرده‌ایم».
  • مُهينًا
    • صفت برای «عذابًا».
    • از ریشه «هَانَ / أهانَ»؛ «إهانة» یعنی خوار کردن، تحقیر کردن.
    • معنی: «خوارکننده»، «تحقیرکننده».
    • نکته:
      • عذابِ فقط دردناک نیست، همراه با خواری و شکستنِ ادعای دروغین عزت و برتری است.
      • کسانی که در دنیا با بخل و کتمان، خود را نگه می‌دارند و شاید خود را برتر و زرنگ می‌دانند، در آخرت با عذابی روبه‌رو می‌شوند که همراه با رسوایی و تحقیر است، نه فقط رنج جسمی.

جمع‌بندی ارتباطی (بدون تکرار آیه):

  • گروهی توصیف شده‌اند که:
    1. خودشان بخل می‌ورزند (بخل در نعمت‌های الهی)،
    2. دیگران را نیز به همین خساست تشویق و وادار می‌کنند،
    3. نعمت‌هایی را که خدا از فضل خود به آنها داده، پنهان می‌کنند و اجازه نمی‌دهند دیگران بهره‌مند شوند.
  • در پایان، اعلام می‌شود که برای این گروهِ کافر (پوشانندگان حق و نعمت) عذابی آماده شده که هم دردناک است و هم همراه با خواری و تحقیر.
Nach oben scrollen