004-025-099-نساء

« Back to Glossary Index
و هر کس از شما توانگری آن را نداشت که از زنان مؤمن پاکدامن قابل نگهداشتن همیشگی بگیرد میتواند از کنیزان مورد تملک شما مسلمانان بگیرد به شرطی که آن کنیزان مؤمن باشند و الله به درجات ایمان شما مسلمانان چه مرد و چه زن و چه کنیز داناتر از شماست (یعنی ایمان نسبت به اندازه فهم و تقوای اشخاص نسبی است و هر چه مرد و زن مؤمن تر باشند در زناشوئی خوشبخت ترند و کنیز کم ایمانتر از خانم خواهد بود والا رفتاری میکند که صاحب مؤمن او، او را هرچه زودتر آزاد کند) پس شما که نمی توانید خانمی مؤمن را به همسری گیرید چنان کنیزانی را به اجازه صاحبانشان برای همسری خود انتخاب کنید و با روش شایسته ای مهری را که سزاوارند به ایشان بدهید و دقت کنید که آنان نگهداشته شده از بی عفافی باشند و شهوت پرست نباشند و رفیق نگرفته باشند، پس وقتی که آنان در نگهداری شما قرار گرفتند اگر عمل زشتی کردند بدانید که نصف مجازات خانمهای شوهردار بر آنهاست (زیرا کنیز بواسطه پستی فکری و شغل کنیزی خود در معرض خطر فریب است و نباید در اثر عمل زشتی که از او سر زده مانند خانم شوهردار کشته شود بخصوص در جامعه ای که کنیز فرمانبر در کارهای داخل و خارج خانه است و اگر عمل زشتی کرد پس از خوردن حد زنای غير محصنه مردش از همسری او دست میکشد و برای شغل کنیزی او را میفروشد و باید دانست که اسلام چون تمام قوانینش منطقی است نه احساساتی مخالف خرید و فروش کنیز و غلام نیست ولی بواسطه علاقه شدید اسلام به آزادی کنیز و غلام به شرط لیاقت داشتن به آزادی موافق تحریم بین المللی خرید و فروش غلام و کنیز است به شرطی که این تحریم روی احساسات و بصورت الفاظ نباشد و در اقتصاد جامعه بشری مفید باشد و باعث پیدایش آشوبهائی اجتماعی بوسیله مردم غیر تربیت شده نگردد و استعمار که نوعی ترویج بردگی است، جهان را نگیرد و حقیقتا رهبران متفکر و پاکدامنی بردگی را روی منافع اجتماعی تحریم کنند نه حقه بازانی روی تحریک ملتهای نادان عليه رهبران دانا و دلسوز خود) این مجاز بودن زناشوئی با کنیز مؤمن برای کسی از شما مسلمانان است که از مشقت خودنگهداری، از شهوت خود بترسد و صبر کردن شما در آلوده نشدن به کنیز برای شما بهتر است و الله روی مهربانی خودش نسبت به شماست که زناشوئی با کنیز را از شما میبخشد (مسلمان حتی المقدور نباید کنیزی را به همسری بگیرد، بلکه باید صبر کند و فعالیت نماید تا در آمدی داشته باشد که خانم شایسته ای را به همسری خود بگیرد و می بینید که اسلام موافق زود زن گرفتن و زن نامناسب گرفتن نیست و مسلمانان را به دوراندیشی و تقویت روحی و دل به شهوت و هوس ندادن تشویق میکند و آنچه را خلاف این در میان مسلمانان مشهور است، اگر متکی به روایاتی هم باشد ساخته دشمنان اسلام است. آیا دینی که چنین دقیق قانون میگذارد ممکن است طرفدار ازدواج موقت برای رضایت پرشهوتان باشد ؟) (۲۵)

وَمَن لَم يَستَطِع مِنكُم طَولًا أَن يَنكِحَ المُحصَناتِ المُؤمِناتِ

هر کس از شما توان مالی آن را نداشته باشد که با زنان آزادِ باایمان ازدواج کند،


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • مَن: یعنی «هر کس»؛ اسم شرط است، عمومیت دارد، یعنی هر فردی از مسلمانان را شامل می‌شود.
  • لَم يَستَطِع: از ریشه «استطاع» به‌معنای توانستن. «لم» آن را به گذشته و منفی می‌کند؛ یعنی «نتوانست» یا «توان نداشت».
  • مِنكُم: «از شما»، یعنی از میان مسلمانان مخاطب قرآن (امت اسلام).
  • طَولًا: اینجا به‌معنای «توان مالی» و «گشایش مالی» است، نه صرفاً طول و درازا. مقصود این است که آن‌قدر امکانات و مال نداشته باشد که بتواند مهریه و نفقه‌ی زن آزاد را بپردازد.
  • أَن يَنكِحَ: «نکاح» در زبان قرآن یعنی عقد ازدواج (نه فقط رابطه جنسی). «أن ينكح» یعنی «این‌که ازدواج کند».
  • المُحصَناتِ المُؤمِناتِ:
    • المحصنات: زنان آزاد، پاکدامن و در چارچوب خانواده. در این آیه بیشتر تأکید بر «آزاد بودن» در برابر «کنیز» است، همراه با مفهوم عفت.
    • المؤمنات: زنانی که ایمان آورده‌اند، یعنی مسلمان‌اند.
      جمع این دو یعنی «زنان آزادِ پاکدامنِ باایمان».

فَمِن ما مَلَكَت أَيمانُكُم مِن فَتَياتِكُمُ المُؤمِناتِ

پس [می‌تواند] از کنیزانِ باایمان شما که در اختیار شما هستند [همسر برگزیند].


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • فَمِن: «پس از» / «در این صورت از…»، یعنی راه جایگزین بعد از ناتوانی از ازدواج با زن آزاد را بیان می‌کند.
  • ما مَلَكَت أَيمانُكُم: یعنی «آنچه مالک شده‌اند دست‌های راست شما»؛ کنایه از بردگانی که در مالکیت شما هستند. در این‌جا مراد زنان برده (کنیزان) هستند.
  • مِن فَتَياتِكُمُ المُؤمِناتِ:
    • فتيات: جمع «فتاة»؛ در این‌جا به‌معنای «کنیزان» است نه صرفاً دختران جوان.
    • كُم: نسبت به «شما» (مسلمانان).
    • المؤمنات: اینجا شرط مهم است؛ یعنی کنیزانی که اهل ایمان‌اند، نه کافر.
      کل عبارت: «از کنیزانِ باایمان شما».

وَاللَّهُ أَعلَمُ بِإيمانِكُم

و خدا به ایمان شما داناتر است.


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • وَاللَّهُ: آغاز جمله‌ی جدید، بیان نکته‌ی مهم و تذکر الهی.
  • أَعلَمُ: صیغه‌ی افعل تفضیل از «علم»؛ یعنی «داناتر»، «بالاترین آگاه».
  • بِإيمانِكُم: «به ایمان شما».
    یعنی: خدا بهتر از خود شما می‌داند چه کسی ایمان حقیقی دارد، چه کسی ظاهراً مسلمان است، و نیز درجه‌ی ایمان افراد را او می‌داند.
    این جمله هم تنبیه اخلاقی است (ریا نکنید، خدا به باطن شما آگاه است) و هم تأکید می‌کند که معیار حقیقی، نظر خداست نه داوری ظاهری مردم.

بَعضُكُم مِن بَعضٍ

بعضی از شما از بعضی دیگر هستید.


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • بَعضُكُم: «بعضی از شما»، بخشی از جامعه‌ی مؤمنان.
  • مِن بَعضٍ: «از بعضی دیگر»، یعنی شما از یک ریشه و یک گروه هستید.
    مفهوم جمله:

    • از نظر انسانی و ایمانی، همه‌ی شما (آزاد و برده) به هم مرتبط و از یک حقیقت هستید؛
    • تفاوت طبقاتی (آزاد / برده) در انسانیت و ارزش نزد خدا معیار اصلی نیست؛ ایمان و تقوا مهم است.
      این عبارت نوعی شکستن غرور طبقاتی است که آزادها نسبت به بردگان داشتند.

فَانكِحوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ

پس با آنان با اجازه‌ی خانواده / صاحبانشان ازدواج کنید.


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • فَانكِحوهُنَّ: «پس با آنان ازدواج کنید»؛ «هنّ» به زنانِ برده‌ی باایمان برمی‌گردد.
    این نشان می‌دهد که حتی ازدواج با کنیز هم باید در قالب عقد شرعی و ضوابط باشد، نه رابطه‌ی بی‌قید.
  • بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ:
    • بِإِذْنِ: با اجازه‌ی، با رضایتِ.
    • أَهْلِهِنَّ: در مورد کنیزان، مقصود مالکان و کسانی است که اختیار حقوقی آنها را دارند.
      یعنی: عقد ازدواج باید با اجازه‌ی مالک / ولیّ آن کنیز انجام شود؛ مرد نمی‌تواند بدون رعایت حق مالک، کنیز را به عقد خود درآورد.

وَآتوهُنَّ أُجورَهُنَّ بِالمَعروفِ

و مهرشان را به‌طور شایسته و پسندیده به آنان بپردازید.


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • وَآتوهُنَّ: «و بدهید به آنان»؛ ضمیر «هنّ» باز هم به همان زنان کنیز برمی‌گردد.
  • أُجورَهُنَّ: جمع «أجر»؛ در این‌جا به‌معنای «مهریه» است، نه دستمزد کاری.
    یعنی کنیز، اگر همسر می‌شود، او هم حق مهریه دارد، بر خلاف نگاه رایجی که برده را بی‌حق می‌دانست.
  • بِالمَعروفِ:
    • «معروف» یعنی کاری که در شرع و عقل و عرف سالم، پسندیده و پذیرفته است.
    • یعنی مقدار و نحوه‌ی پرداخت مهریه باید منصفانه، با احترام، متناسب با شرایط و بدون ظلم باشد.

مُحصَناتٍ غَيرَ مُسافِحاتٍ وَلا مُتَّخِذاتِ أَخدانٍ

[به شرط آنکه آنان] پاکدامن باشند؛ نه زنانی که آشکارا زنا می‌کنند و نه آن‌که دوستان پنهانی (نامشروع) می‌گیرند.


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • مُحصَناتٍ:
    • در اینجا به معنای «عفیف، پاکدامن و خودنگهدار از زنا».
    • شرط ازدواج حتی با کنیز این است که اهل عفت باشد.
  • غَيرَ مُسافِحاتٍ:
    • مسافحات از «سِفاح» به‌معنای زنا و رابطه‌ی جنسی بی‌قید است؛
    • «غیر مسافحات» یعنی زنانِ زناکارِ آشکار نباشند که روابط جنسی خود را علنی و بدون حدّ و مرز دارند، مثل فاحشه‌گری.
  • وَلا مُتَّخِذاتِ أَخدانٍ:
    • أخدان جمع «خدن» به‌معنای دوست صمیمی پنهانی، در این‌جا «معشوق / دوست جنسی پنهان».
    • «متخذات أخدان» یعنی زنانی که برای خود معشوقان مخفی نگه می‌دارند، در ظاهر آبرومندند ولی در پنهان رابطه نامشروع دارند.
      مجموع عبارت یعنی: ازدواج فقط با کنیزی جایز است که واقعاً پاکدامن باشد، نه اهل فحشا، چه آشکار، چه پنهان.

فَإِذا أُحصِنَّ

پس هنگامی که در حصار ازدواج قرار گرفتند [و همسر دار شدند]،


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • فَإِذا: «پس هنگامی که»؛ آغاز شرط جدید.
  • أُحصِنَّ: فعل مجهول؛ از «إحصان»؛ یعنی «در حصار قرار داده شدند».
    در این‌جا دو معنا دارد که با هم جمع می‌شود:

    1. ازدواج کردند و همسر دار شدند؛
    2. به سبب ازدواج، مسئولانه در چارچوب خانواده قرار گرفتند و راه زنا برایشان بسته شد.
      یعنی اگر این کنیزان پاکدامن، با عقد شرعی، همسر شما شدند…

فَإِن أَتَينَ بِفاحِشَةٍ

پس اگر مرتکب کار بسیار زشت (زنا) شدند،


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • فَإِن: بیان شرط دوم: «در این صورت اگر…».
  • أَتَينَ: از «أتى»؛ یعنی «انجام دادند، آوردند».
  • بِفاحِشَةٍ: «فاحشه» در اصل هر کار بسیار زشت و بسیار فراتر از حدّ عادی بدی است؛ ولی در فقه غالباً به «زنا» اطلاق می‌شود.
    در این آیه منظور از «فاحشه» همان زناست که برای زن شوهردار حکم حد دارد.

فَعَلَيهِنَّ نِصفُ ما عَلَى المُحصَناتِ مِنَ العَذابِ

آنگاه بر آنان نصف عذابی است که بر زنان آزادِ شوهردار [در صورت زنا] واجب می‌شود.


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • فَعَلَيهِنَّ: «پس بر عهده‌ی آنان است»، یعنی حکم و حدّی که باید بر آنها جاری شود.
  • نِصفُ ما: «نصف آنچه»؛ یعنی نصف مقدار حدی که برای زن آزاد تعیین شده است.
  • عَلَى المُحصَناتِ:
    • اینجا «محصنات» به زنان آزادِ شوهردار اشاره دارد؛ زنانی که به سبب ازدواج و شرایط، مشمول حد کامل‌اند.
  • مِنَ العَذابِ: عقوبت شرعی (مثل حدّ).
    معنای فقهی آیه بنا به فهم مشهور: اگر کنیزِ همسردار مرتکب زنا شود، حدّ او نصف حدّ زن آزاد است (در تعداد تازیانه، و او رجم نمی‌شود).
    نکته‌: این نشان می‌دهد که در تشریع، وضعیت اجتماعی و ضعف و فشار کنیز نسبت به زن آزاد هم در تخفیف مجازات لحاظ شده است.

ذٰلِكَ لِمَن خَشِيَ العَنَتَ مِنكُم

این [حکم ازدواج با کنیز] برای کسی از شماست که می‌ترسد دچار رنج و فشار شدید [و لغزش جنسی] شود.


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • ذٰلِكَ: «این»، اشاره به حکم قبلی: اجازه‌ی ازدواج با کنیزانِ مؤمن به عنوان راه جایگزین.
  • لِمَن: «برای کسی که…»؛ تخصیص حکم است.
  • خَشِيَ: از «خشیت»؛ یعنی ترس آمیخته با آگاهی و توجه.
  • العَنَتَ: «عنت» یعنی سختی، رنج طاقت‌فرسا، فشار شدید. در اینجا بیشتر به فشار غریزه‌ی جنسی و خطر افتادن در حرام اشاره دارد.
    یعنی:

    • این رخصت مخصوص کسی است که اگر ازدواج با زن آزاد نداشته باشد، احتمال جدی می‌دهد در حرام بیفتد؛
    • شارع نمی‌خواهد مردم به خاطر نداشتن توان مالی، مجبور شوند زیر بار گناه و فحشا بروند.

وَأَن تَصبِروا خَيرٌ لَكُم

و اگر شکیبایی کنید برای شما بهتر است.


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • وَأَن تَصبِروا: «و این‌که صبر کنید»؛ صبر یعنی خودنگهداری، کنترل نفس از حرام، تحمل سختی عفّت، تحمل نداشتن همسر آزاد یا حتی درنگ در ازدواج با کنیز.
  • خَيرٌ لَكُم: «برای شما بهتر است».
    نکته‌ی مهم:

    • با آن‌که ازدواج با کنیز برای رفع فشار جنسی مجاز شمرده شده، اما اصلِ ارجح این است که انسان صبر و عفت پیشه کند تا بتواند شرایط یک ازدواج کامل‌تر و بدون تبعات اجتماعی را فراهم کند.
    • از نظر اجتماعی و خانوادگی، ازدواج با کنیز پیچیدگی‌ها و محدودیت‌هایی داشته؛ قرآن می‌گوید اگر طاقت دارید، خودکنترلی و صبر، به نفع دین و دنیا و آبروی شماست.

وَاللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ

و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.


توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • وَاللَّهُ: نتیجه‌گیری و تسلی‌بخش پایان آیه.
  • غَفورٌ: بسیار آمرزنده؛ یعنی زیاد می‌بخشد، پرده‌پوشی می‌کند، راه بازگشت را می‌گذارد.
  • رَحيمٌ: بسیار مهربان، رحمت پایدار و نزدیک.
    ارتباط با محتوای آیه:

    • کسانی که در فشار نفس و فقر و شهوت هستند، ممکن است به خطا نزدیک شوند؛ یادآوری «غفور رحیم» یعنی:
      • در راه پاکی و صبر اگر کم‌وکاستی پیش آمد، درِ توبه باز است؛
      • تشریع این احکام، خودش جلوه‌ای از رحمت خداست برای تخفیف فشار بر بندگان و جلوگیری از سقوط در فحشا.
Nach oben scrollen