004-022-099-نساء

« Back to Glossary Index
و شما مسلمانان زنی را که پدرتان به همسری خود آورده به زناشوئی خود نگیرید زیرا اینکار عملی است زشت و باعث کینه و راهی است بد و اگر قبلا چنین کاری شده برای شما عیب نیست (یعنی اگر قبل از این قانون شما مسلمانان زن پدر خود را پس از مرگ پدر یا پس از طلاق دادن بوسیله پدر خود به زناشوئی در آورده بودید بعد از این قانون نباید او را طلاق دهید و حرام بدانید زیرا علاقه هائی در بین هست که نباید گسسته شود) (۲۲)

وَلا تَنكِحوا ما نَكَحَ آباؤُكُم مِنَ النِّساءِ إِلّا ما قَد سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَمَقتًا وَساءَ سَبيلًا

ترجمه: و با زنانی که پدران شما با آنان ازدواج کرده‌اند ازدواج نکنید، مگر آنچه پیش‌تر رخ داده است؛ بی‌گمان این کاری بسیار زشت و موجب خشم شدید (خدا) است و بد راهی است.


ولا تنكحوا ما نكح آباؤكم من النساء

  • ولا: حرف نهی و عطف؛ «و» عطف، «لا»ی نهی. یعنی: نهی می‌کند و نیز پیوند با آیات قبل دارد.
  • تنكحوا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، از ریشه «نَكَحَ»؛ به معنای ازدواج کردن. ضمیر «وا» برای جمع مخاطب (شما).
  • ما: اسم موصول؛ در این‌جا به معنای «کسان/زنانی که» آمده است.
  • نكح: فعل ماضی؛ «ازدواج کرد». فعل صله برای «ما».
  • آباؤكم: فاعلِ «نكح»، جمع «أب»؛ «پدران شما». «کم» ضمیر متصل برای مخاطبان.
  • من النساء: جار و مجرور؛ «از میان زنان». «من» تبعیضیه است، یعنی از دسته زنان.

معنا و نکته: نهی صریح از ازدواج با همسران پدر (زنانی که پدران شما با آنان نکاح کرده‌اند). منظور همسران عقدی پدر است، چه پدر با آنان نزدیکی کرده باشد یا نه؛ شامل همسران پدرِ نسبی و جد نیز می‌شود. «ما» با اینکه معمولاً برای غیرعاقل است، در عربی کلاسیک گاهی برای عموم و تغلیب به کار می‌رود.


إلّا ما قد سلف

  • إلا: اداة استثناء؛ «جز/مگر».
  • ما: اسم موصول/مصدرية؛ در اینجا بر «آنچه» در گذشته واقع شده دلالت می‌کند.
  • قد: حرف تحقیق و تقریب برای ماضی؛ تأکید بر وقوع در گذشته.
  • سلف: فعل ماضی؛ «گذشت / پیش‌تر رخ داد».

معنا و نکته: استثنا از نهی به معنای «آنچه قبل از نزول حکم انجام شده است»؛ یعنی موارد پیشین مورد مؤاخذه حدّی یا ابطال نکاح قرار نمی‌گیرد و عفو/تدارک تشریعی دارد، اما استمرار آن پس از نزول حکم ممنوع است.


إنه كان فاحشةً

  • إنّه: «إنّ» حرف تأکید و نصب + «ه» ضمیر شأن یا عائد به کارِ یادشده (ازدواج با همسر پدر).
  • كان: فعل ناقص ماضی؛ برای تأکید بر ثبوت صفت در شرایع پیشین/عرف‌ها نیز آمده است.
  • فاحشةً: خبر «كان» منصوب؛ «زشتکاری بزرگ، قبیحی آشکار». «فاحشة» در قرآن برای اعمال بسیار قبیح به کار می‌رود.

معنا و نکته: این کار در ذات خود عملی بسیار قبیح است؛ قبح آن اختصاص به این شریعت ندارد و از قبل نیز شناخته‌شده بوده است.


ومقتًا

  • و: عطف بر «فاحشة».
  • مقتًا: مصدر به معنای «مایۀ خشم و نفرت شدید»؛ در اصطلاح دینی «مقت» در حدّی فراتر از «بغض» است و خشم الهی را می‌رساند.

معنا و نکته: افزون بر قبیح بودن، موجب نفرت شدید و خشم الهی است.


وساء سبيلًا

  • و: عطف.
  • ساء: فعل ذمّ (بد بود/چه بد است).
  • سبيلًا: تمییز منصوب؛ «راه، شیوه». ساخت «ساء سبيلاً» یعنی «راهی بسیار بد».

معنا و نکته: این رفتار نه‌فقط فردی قبیح است، بلکه به‌عنوان یک راه و الگوی اجتماعی، راهی ناپسند و ویرانگر به شمار می‌آید.

Nach oben scrollen