004-015-099-نساء

« Back to Glossary Index
و از زنان شما آنکس که آن کار بس زشت را میکند بر او چهار شاهد از خودتان بخواهید، اگر شهادت دادند آن زن را در خانه های مخصوصی نگهدارید تا مرگ او را بگیرد يا الله راه دیگری برای امثال او بگذارد (این آیه درباره زن شوهرداری از مسلمانان است که آن کار بس زشت را میکند و مسلمانان حق ندارند به صرف اینکه کسی به آنان تهمت میزند نسبت به آنان بدبین شوند بلکه باید کنجکاوی نمایند و کاری کنند که اقلا چهار شاهد از مسلمانان مورد اعتماد بیایند شهادت بدهند که دیده اند آن زن چنان است و اینکار یا تصادفی انجام میشود که چهار شاهد ببینند و یا شوهر او چهار نفر را مامور میکند یا حکومت اسلام و تا شاهد به چهار نرسد آن زن مجرم شناخته نمی شود و این حکم برای این است که مسلمانان بی جهت روی سوءظن های شخصی به کسی تهمت نزنند و تا خراب بودن زن کاملا مشهود نباشد، زن را بد نام نکنند و اگر کسی روی نظر شخصی بصورت کمتر از چهار شاهد شهادتی داد آن شاهد را مجازات میکنند تا محیط اسلامی روی ترس از کار زشت و اعتماد صحیح و مخفی ماندن کامل کارهای زشت، زندگی آرامی داشته باشد از متن این آیه پیداست که این طرز مرگ بیرحمانه برای زن شوهردار زنا دهنده در آنزمان موقتی بوده تا زنانی که روی فساد قبلی محیط مدینه چنین اعمالی را میکردند سخت بترسند و فساد فوق ترک شود و چیزی نگذشت که بدستور الله همان حكم رجم که حكم الله در دین موسی بود در اسلام هم مقرر گردید. و حكم موقتی فوق منسوخ شد بدون آنکه نزول آیه ای قرآنی برای آن لازم شود و غیر از این هر روایت دیگری که هست مسخره و ساختگی است و بدیهی است حكم الله در حكم موقتی فوق این است که زن در اطاقی بسته از گرسنگی و تشنگی و با زجری سخت بمیرد) (۱۵)

وَاللّاتي يَأتينَ الفاحِشَةَ مِن نِسائِكُم فَاستَشهِدوا عَلَيهِنَّ أَربَعَةً مِنكُم ۖ فَإِن شَهِدوا فَأَمسِكوهُنَّ فِي البُيوتِ حَتّىٰ يَتَوَفّاهُنَّ المَوتُ أَو يَجعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبيلًا

ترجمه:
و زنانی از شما که کار بسیار زشت (فحشا) انجام می‌دهند، پس بر ضدّ آنان چهار نفر از خودتان را به گواهی بطلبید؛ پس اگر شهادت دادند، آن زنان را در خانه‌ها نگاه دارید تا مرگ آنان فرا رسد، یا این‌که خدا راهی برایشان قرار دهد.


جملهٔ اول:
«وَاللّاتي يَأتينَ الفاحِشَةَ مِن نِسائِكُم»

ترجمه:
و زنانی از شما که کار بسیار زشت (فحشا) انجام می‌دهند،

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف است، یعنی «و». جمله را به جمله‌های قبل یا بعد پیوند می‌دهد.
  • اللّاتي
    • اسم موصول مؤنث جمع است، به معنی «آن زنانی که».
    • فقط برای جمع مؤنث به‌کار می‌رود.
    • نقش آن در جمله: موصول؛ مبتدا یا بخشی از مبتدا در ساختار جمله، که صلهٔ آن «يَأتينَ الفاحِشَةَ» است.
  • يَأتينَ
    • فعل مضارع، صیغهٔ جمع مؤنث غایب (هُنَّ) از ریشهٔ «أتى – يأتي» به‌معنی «آمدن» یا «انجام دادن / مرتکب شدن» در این‌جا به معنای «مرتکب می‌شوند / انجام می‌دهند» است.
    • «يَأتينَ» = «آنها (زنان) انجام می‌دهند / می‌آورند».
    • در این آیه، مقصود «ارتکاب گناه فحشا» است، نه صرف آمدن مکانی.
  • الفاحِشَةَ
    • اسم مفرد مؤنث با «ال» تعریف، منصوب (مفعول به «يَأتينَ»).
    • از «فحش» به معنی زشتی شدیدی که قبح آن آشکار است.
    • در اصطلاح قرآنی، غالباً به «فحشای جنسی» (زنا و مانند آن) گفته می‌شود.
    • «الفاحشة» یعنی: کار بسیار زشت، عمل زشت آشکار، گناه بزرگ (در این سیاق، زنا یا کار مشابه).
  • مِن نِسائِكُم
    • مِن: حرف جرّ، به معنی «از».
    • نِسائِ: جمع «امرأة» (زن)، به صورت «نساء»؛ این‌جا مجرور به «مِن» است.
    • كُم: ضمیر متصل جمع مخاطب (شما)، مضافٌ‌الیه برای «نِساء».
    • «مِن نِسائِكُم» یعنی: «از میان زنان شما / از زنان شما».
    • «شما» در این‌جا به مسلمانان (جامعهٔ مؤمنان) برمی‌گردد؛ یعنی زنانی که از جامعهٔ شما و زیر پوشش قوانین شما هستند.

مفهوم کلی این بخش:
«آن زنانی از میان شما که مرتکب کار بسیار زشت (فحشا) می‌شوند …»
یعنی آیه دربارهٔ زنانی سخن می‌گوید که در داخل جامعهٔ مسلمان و زیر چتر قانون اسلامی‌اند و مرتکب فحشای جنسی شده‌اند.


جملهٔ دوم:
«فَاستَشهِدوا عَلَيهِنَّ أَربَعَةً مِنكُم»

ترجمه:
پس بر ضدّ آنان چهار نفر از خودتان را به گواهی بطلبید.

توضیح واژه‌ها:

  • فَ
    • حرف عطف با معنای «پس / بنابراین»، که نتیجه و ترتیب جملهٔ قبل را می‌رساند.
    • یعنی: چون چنین زنانی هستند که فحشا انجام می‌دهند، «پس» این کار را انجام دهید: «استشهدوا…».
  • استَشهِدوا
    • فعل امر، جمع مخاطب (شما)، از باب «استفعال» ریشهٔ «شَهِدَ» (گواهی دادن).
    • «استشهد» یعنی «گواه خواستن / طلب شهادت کردن».
    • «استشهدوا» یعنی: «گواه بطلبید / شاهد بگیرید».
    • خطاب به حاکمان، قاضیان یا عموم مسلمانان مسؤول است.
  • عَلَيهِنَّ
    • «عَلى»: حرف جرّ.
    • «هُنَّ»: ضمیر متصل جمع مؤنث غایب (آنان – زنان).
    • معنای این ترکیب: «علیهنّ» = «بر ضدّ آنان / بر ضرر آنان / علیه ایشان».
    • یعنی شهادت و گواهی در جهت اثبات جرم آنان باشد، نه هر نوع گواهی.
  • أَربَعَةً
    • عدد «چهار»، منصوب، مفعولِ «استشهدوا» (یعنی چهار نفر را به شهادت بطلبید).
    • در ادامهٔ آیه مشخّص می‌شود که این چهار نفر شاهدند.
    • از احکام مهم در فقه این است که برای اثبات زنا چهار شاهد عادل لازم است، و این آیه مبنای این حکم است.
  • مِنكُم
    • «مِن»: حرف جرّ.
    • «كُم»: ضمیر جمع مخاطب (شما).
    • «منكم» یعنی «از خودتان / از میان شما».
    • منظور: شاهدان باید از میان خود جامعهٔ مسلمان باشند (نه از کافران و بیگانه‌ها، یا کسانی که صلاحیت شرعی ندارند).

مفهوم کلی این بخش:
«پس از میان خودتان چهار نفر را به عنوان شاهد بر ضدّ آنان فرا بخوانید.»
یعنی اثبات این گناه باید با شهادت چهار شاهد (از مسلمانان واجد شرایط) صورت گیرد، و بدون این حدّ نصاب، حکمِ بعدی اجرا نمی‌شود.


جملهٔ سوم:
«فَإِن شَهِدوا فَأَمسِكوهُنَّ فِي البُيوتِ»

ترجمه:
پس اگر شهادت دادند، آنان (زنان) را در خانه‌ها نگاه دارید.

توضیح واژه‌ها:

  • فَإِن
    • «فَ»: پس، بیان نتیجهٔ عمل «استشهدوا».
    • «إِن»: حرف شرط، به معنی «اگر».
    • «فإن شهدوا» یعنی: «پس اگر (آنها) شهادت دادند».
  • شَهِدوا
    • فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر غایب (هُم).
    • ریشهٔ «شَهِدَ» = گواهی دادن، حاضر شدن.
    • «شهدوا» یعنی: «آنان شهادت دادند / گواهی دادند».
    • ضمیر «وا» به همان چهار شاهد برمی‌گردد که قرار بود آنها را به گواهی بطلبند.
  • فَأَمسِكوهُنَّ
    • «فَ»: پس، نتیجهٔ تحقق شرط «إن شهدوا».
    • «أمسِكوا»: فعل امر، جمع مخاطب (شما)، از ریشهٔ «مَسَكَ» (گرفتن، نگه داشتن).
      • باب «إفعال»؛ «أمسک» یعنی «نگه داشتن، بازداشت کردن، جلوگیری کردن.»
    • «هُنَّ»: ضمیر متصل جمع مؤنث (آنان – زنان).
    • «أمسكوهنَّ» یعنی: «آنها را نگاه دارید / نگه دارید / حبس کنید».
  • فِي البُيوتِ
    • «في»: حرف جرّ، «در».
    • «البُيوت»: جمع «بَیت» (خانه)، مجرور به «في».
    • «في البيوت» یعنی: «در خانه‌ها».
    • منظور: نوعی حبس خانگی؛ در تفسیرها آمده است که این حکم، حکمِ موقّتیِ آغاز تشریع بوده است، تا وقتی که حکم نهایی دربارهٔ این گناه نازل شود (حدّ زنا با شلاق یا سنگسار در موارد خاص، طبق آیات و سنّت).

مفهوم کلی این بخش:
«پس اگر (آن چهار نفر) شهادت دادند، آن زنان را در خانه‌ها حبس و محبوس بدارید.»
یعنی اگر شهادت شرعی کامل شد، مجازات در این مرحله، نگهداری و حبس خانگی بود.


جملهٔ چهارم:
«حَتّىٰ يَتَوَفّاهُنَّ المَوتُ»

ترجمه:
تا آن‌که مرگ آنان را فراگیرد.

توضیح واژه‌ها:

  • حَتّىٰ
    • حرف غایت، به معنی «تا / تا زمانی که».
    • بیان‌کنندهٔ پایان و نهایتِ مدتِ «أمسكوهنّ» است.
  • يَتَوَفّاهُنَّ
    • فعل مضارع، صیغهٔ مفرد مذکر غایب (هُوَ) که فاعلش «الموت» است، و «هُنَّ» مفعول آن است.
    • ریشهٔ «توفّى» از باب «تفعّل»، به معنی «به‌تمامی گرفتن، جان را به‌طور کامل گرفتن (قبض روح)».
    • «يتوفّاهم» یعنی «جانشان را می‌گیرد».
    • «يتوفّاهنَّ» یعنی: «جان آنان (زنان) را می‌گیرد / آنان را می‌میراند».
    • «هُنَّ» ضمیر مفعولی جمع مؤنث.
  • المَوتُ
    • «ال»: برای تعریف.
    • «موت»: مرگ، از مصدر «مات – يموت».
    • در این‌جا فاعل «يتوفّاهنّ» است؛ یعنی: «مرگ آنان را می‌گیرد.»

مفهوم کلی این بخش:
«آنها را در خانه‌ها نگه دارید تا آن‌که مرگشان فرا رسد.»
یعنی در آغاز تشریع، نوعی حبس دائمی تا آخر عمر در نظر گرفته شده بود؛ امّا ادامهٔ آیه (بخش بعدی) نشان می‌دهد که این حکم، دائمی باقی نمانده و با حکم بعدی جایگزین یا محدود شده است.


جملهٔ پنجم:
«أَو يَجعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبيلًا»

ترجمه:
یا این‌که خدا راهی (دیگر) برای آنان قرار دهد.

توضیح واژه‌ها:

  • أَو
    • حرف عطف با معنای «یا».
    • این «یا» نشان‌دهندهٔ دو حالت است:
      1. حبس در خانه تا مرگ.
      2. یا این‌که خدا راه دیگری قرار دهد که جای این حکم را بگیرد.
    • در تفسیرها آمده است: این یعنی «تا وقتی که حکم نهایی و کامل‌تر از سوی خدا بیاید»، که بعداً با نزول احکام حدّ زنا تحقق یافت.
  • يَجعَلَ
    • فعل مضارع منصوب، صیغهٔ مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «جَعَلَ» (قرار دادن، قرار می‌دهد).
    • به‌خاطر «أو» که در معنای غایت و انتظار حکم تازه آمده، این فعل از نظر نحوی در سیاقی قرار دارد که غالباً آن را منصوب می‌خوانند (برخی آن را به نوعی در تقدیر «إلى أن يجعل» می‌دانند).
    • معنای آن: «قرار دهد / وضع کند / پدید آورد».
  • اللَّهُ
    • اسم جلاله، فاعل «يَجعَلَ».
    • یعنی این تغییر حکم و قرار دادن راه تازه، به‌دست خداست، نه مردم.
  • لَهُنَّ
    • «لِ»: حرف جرّ، برای نفع و اختصاص.
    • «هُنَّ»: ضمیر متصل جمع مؤنث (برای آنان – زنان).
    • «لَهُنَّ» یعنی: «برای آنان / به سود آنان / در حقّ آنان».
  • سَبيلًا
    • اسم مفرد نکره، منصوب (مفعولِ دوم «يَجعل»).
    • «سبیل» یعنی راه، طریق، مسیر، راه‌حل.
    • «سبيلاً» در این‌جا: راهی برای خروج از وضع حبس خانگی و جایگزینی آن با حکم روشن‌تر و عادلانه‌تر.
    • در احادیث آمده است که پیامبر فرمود:
      • «قَد جَعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبيلًا: البِكرُ بالبِكرِ جَلدُ مائةٍ وتَغريبُ عامٍ، والثَّيِّبُ بالثَّيِّبِ جَلدُ مائةٍ والرَّجمُ.»
      • یعنی: «خدا برای آنان راهی قرار داد: زن و مردی که مجردند، صد تازیانه و یک سال تبعید؛ و اگر متأهل‌اند، صد تازیانه و سنگسار.»
      • فقها بر اساس جمع آیات و روایات، دربارهٔ متن دقیق حکم اختلاف بحث‌های فقهی مفصلی دارند، امّا اصل مطلب روشن است: حکم حبس دائمی با حکم حدّ شرعی زنا جایگزین شده.

مفهوم کلی این بخش:
«یا این‌که خدا برای آنان راهی (دیگر) قرار دهد»؛
یعنی این حکم حبس، حکم نهایی و ثابت نیست و در انتظار حکم کامل‌تر الهی است؛ که بعداً با تشریع حدود، تحقق پیدا کرده است.


جمع‌بندی مفهوم آیه به زبان ساده:
خدا به مسلمانان می‌گوید:
اگر زنانی از جامعهٔ شما مرتکب فحشای بزرگ (مانند زنا) شدند، برای اثبات آن، حتماً چهار شاهد از میان خودتان بیاورید. اگر این چهار نفر شهادت دادند، آن زنان را در خانه‌ها محبوس کنید و آنان را از آمد و شد آزاد محروم سازید، تا وقتی که مرگشان فرا برسد، یا این‌که خدا در آینده حکم تازه و راه دیگری برای این موضوع قرار دهد.
بر اساس ادامهٔ قرآن و سنّت، این «راه دیگر» همان حکم حدّ زناست، و نشان می‌دهد که آیهٔ مورد بحث، بخشی از مرحلهٔ اولیهٔ تشریع این حکم بوده است، نه آخرین و تنها حکم.

Nach oben scrollen