004-011-099-نساء

« Back to Glossary Index
الله به شما در باره فرزندانتان توصیه مینماید که برای یک پسر دو برابر سهم یک دختر باشد (زیرا دختران را معمولا همسرانشان خرج میدهند و محتاج نمیمانند ولی پسر تا سرمایه نداشته باشد و زحمت نکشد، نمیتواند خود و همسرش را اداره کند و اگر بگوئید ممکن است در زندگی امروز هر دو کار کنند و در آمد داشته باشند، جواب اینست که امروزه که کارها صنعتی و سریع شده و بیکاری روز به روز افزونتر میگردد، مصلحت آن است که زنان به خانه داری بپردازند تا مردان بیکار نشوند، اسلام روی برتریهائی که از جهتی در زن بیش از مرد بوده و از جهت دیگر در مرد بیش از زن است، قوانین جهانی خود را عرضه کرده است و برای حفظ عفاف و آرامش زن است که کار در خانه را برای زن از کار بیرون ترجیح میدهد، مگر در کارهای بیرون مخصوص به زنان، مانند پزشکی و آموزش و حتی در جنگ و بعضی کارهای دیگری که لطمه به حفظ شئون خانواده نمیزند، و لذا در بعضی قوانین اسلامی از جمله ارث می بینیم در مواردی زن و مرد از حقوق مساوی برخوردارند، حتی چنانکه در آیات قبل گذشت اگر پسری محتاج به ارث پدرش نبود و دخترش به واسطه عدم توانائی جنسی یا عدم شانس جنسی یا بیماری، بیشتر محتاج بود، پدرش که میخواهد بمیرد میتواند پسر را از ارث محروم کند و تمام دارایی خود را وصیت کند به دختر علیلش بدهند) پس اگر فرزند ارث برنده فقط دختر بود و بیش از دو بودند برای تمام آنها دو ثلث از مالی است که شخص فوت شده گذاشته و اگر فقط یک دختر بود سهم او نصف آن مال میباشد (از دقت در آیه آخر آیات ارث و آیه آخر سوره نساء یک دیندار متفکر میفهمد که دو دختر نیز مجموعا دو ثلث مال را میبرند، اگر چه در آیه بالا ذکر نشده و اما نصف مال که از یک دختر میماند، یا ثلث مال که از چند دختر میماند، از سنت پیامبر اسلام پیداست که متعلق به بیت المال مسلمین است تا بیت المالی که با کمک خود، جامعه مسلمین را متمول و پیشرفته میکند، پس از مرگ هر یک از افراد جامعه با شرایطی سهمی ببرد) و برای هر یک از پدر و مادر شخص فوت شده یک ششم مال باقیمانده اوست و این به شرطی است که او فرزندی هم داشته باشد (اگر فرزند چند دختر باشد تمام مال درست تقسیم میگردد و اگر دختر و پسر با هم باشند پس از کسر سهم معلومی میان آنان تقسیم میگردد و اگر پدر و مادر با یک دختر بودند تکلیف یک ششم بقیه از آیه بعد معلوم میگردد) اما اگر برای شخص فوت شده مذکور فرزندی نبود وارث او پدر و مادر اوست و مادرش یک سوم مالش را میبرد (یعنی پدرش دو سوم بقیه را میبرد و در مورد پدر و مادر گاهی زن و مرد مساوی هستند و گاهی مرد دو برابر زن میبرد و این میرساند اسلام روی صرفا زن و مردی سهم تعیین نکرده، بلکه روی احتیاجهای مالی و مصالح اجتماعی گاهی میان زن و مرد فرق میگذارد و از این آیه برای مسلمانان فهیم پیداست که در مورد یک دختر و پدر و مادر سه ششم مال دختر است و یک ششم مال مادر و دو ششم مال پدر یعنی پدر یک ششم را روی سهم تعیین شده برای خودش میبرد و یک ششم دیگر را روی بقیه ای که میماند، زیرا با بودن پدر و مادر بیت المال سهمی ندارد) پس اگر برای شخص فوت شده (چه زن باشد و چه مرد) برادرانی بود، برای مادرش یک ششم مال آن شخص خواهد بود (چون از آیه بعد پیداست که برادر و خواهر در بعضی موارد سهم مساوی میبرند، لفظ برادران شامل یک برادر و یک خواهر و یا دو خواهر نمیشود و ضمنا باید دانست که اگر پدرِ موجود طوری بود که به برادران و خواهران شخص مرده کمک میکرد، یعنی پدر آنها نیز بود، مالی که بواسطه وجود برادران و خواهران از مادر و پدر کم میشود به پدر داده میشود، چون خود را موظف به کمک خواهران و برادران شخص فوت شده میداند، ولی اگر پدر کمک نمیکرد و مادر کمک میکرد، سهم کسر شده از مادر را به مادر میدهند و اگر به بعضی یا تمام برادران و خواهران کمکی از جانب این پدر و مادر نمیشد، سهم کسر شده را به نسبت اینکه برادران و خواهران نسبت به شخص فوت شده، مادری هستند یا پدری، به خودشان باید بدهند) و این توصیه الله بعد از وصیت یا بدهکاری این است که شخص فوت شده داشته (آنانکه گفته اند وصیت شخص فوت شده قبل از توصیه های الله فقط تا ثلث مالش میباشد، خلاف متن قرآن گفته اند بلکه شخص فوت شونده حتی تمام مالش را میتواند قبل از توجه به توصیه الله برای آنچه صلاح میداند وصیت کند مشروط بر اینکه وصیت او روی مصلحت صحیح باشد و ظلمی به وارثها از لحاظ احتیاج داشتن به ارث نشود) شما مسلمانان نمیدانید پدر شما و فرزند شما کدامشان به نفع اجتماعی شما، به شما نزدیکترند (بطور معمول چون مسلمانان نمیدانند کدامیک از خویشان نزدیکتر ایشان، روی منافع اجتماعی، به انسان نزدیکترند که سهم بیشتری ببرند، خالق عالم این توصیه ها را فرموده، ولی اگر مصالحی بالاتر از این توصیه ها نسبت به وارث ها لازم شد آن مصالح استثنائی بر این توصیه های عمومی مقدم تر است) بنابر این، این توصیه های الله قانون واجبی است از جانب الله و به یقین الله دانا و مصلحت بین میباشد (۱۱)
یوصیکمُ اللَّهُ فی أَوْلادِکم
خداوند در مورد فرزندان شما به شما سفارش می‌کند.

  • یُوصیکُم: از ریشه «وَصَى / توصیه کردن، سفارش کردن».
    • صیغه: فعل مضارع، باب إفعال (یُوصی)، همراه با ضمیر «کُم» یعنی «شما را سفارش می‌کند».
    • نکته: این فعل نشان می‌دهد این حکم فقط یک خبر ساده نیست، بلکه نوعی سفارش مؤکد و دستور الهی است.
  • اللَّهُ: نام جلاله، فاعل فعل «یوصیکم»، یعنی «خداوند است که شما را سفارش می‌کند».
  • فی: حرف جر، به معنای «در باره، در مورد، در زمینه».
  • أولادِکُم: «أولاد» جمع «ولد» به معنای «فرزند» (شامل پسر و دختر).
    • «أولادِکُم» یعنی «فرزندان شما» (اضافه + ضمیر «کم» = شما).

لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَیَیْنِ
برای پسر، بهره‌ای مانند بهره دو دختر است.

  • لِلذَّکَرِ: «لِـ» حرف جر به معنای «برای».
    • «الذَّکر» یعنی «پسر، فرزند مذکر».
    • با هم: «برای پسر».
  • مِثْلُ: اسم به معنای «مانند، برابر با».
    • مرفوع (علامت: ضمه) و معمولاً خبر در ساختار جمله است.
  • حَظِّ: از ریشه «حَظّ» به معنی «بهره، نصیب، سهم».
    • «حَظِّ» اینجا مضاف است و مضاف‌الیه بعد از آن می‌آید.
  • الأُنثَیَیْنِ: تثنیه مؤنث از «أُنثى» یعنی «دو دختر».
    • ساختار «حَظِّ الأُنثَیَیْنِ» یعنی «سهم دو دختر».
  • جمع جمله: یعنی هر پسر، در ارث دو برابر هر دختر سهم می‌برد؛ چون سهم او برابر سهم دو دختر قرار داده شده است.

فَإِنْ کُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا ما تَرَکَ
پس اگر آنان (وارثان) زنانی باشند بیش از دو نفر، برایشان دو سوم آن چیزی است که (میت) بر جا گذاشته است.

  • فَإِنْ: «فَـ» برای نتیجه‌گیری و پیوستگی با جمله قبل؛ «إن» حرف شرط.
    • معنی: «پس اگر».
  • کُنَّ: فعل ماضی ناقص از «کانَ»، صیغه جمع مؤنث (آنها بودند).
    • ضمیر مستتر در آن به گروه وارثان زن برمی‌گردد.
  • نِساءً: جمع «امرأة» یعنی «زنان، دختران».
    • اینجا به معنای «فرزندان مؤنث» (دختران) است که وارث‌اند.
    • به صورت «نِساءً» (منصوب) به عنوان خبر «کُنَّ» آمده است.
  • فَوْقَ اثْنَتَیْنِ: «فوق» یعنی «بیش از، بالاتر از».
    • «اثنتین» یعنی «دو (نفر)» مؤنث.
    • مجموعاً: «بیش از دو نفر».
  • فَلَهُنَّ: «فَ» باز هم برای نتیجه؛ «لَهُنَّ» یعنی «برای آنان (زنان) است».
    • «هنّ» ضمیر جمع مؤنث.
  • ثُلُثا: تثنیه «ثُلُث»؛ یعنی «دو سوم».
    • منصوب به عنوان مفعول یا خبر برای «لَهُنَّ» در تقدیر.
  • ما تَرَکَ: «ما» اسم موصول به معنی «آنچه» یا «آن چیزی که».
    • «تَرَکَ» فعل ماضی از «ترک»؛ یعنی «بر جا گذاشت، باقی گذاشت (میت)».
    • فاعل «ترک» ضمیر مستتر «هو» است که به میت (شخص فوت شده) بر می‌گردد.
  • جمع‌بندی: اگر ورثه، فقط دختران باشند و تعدادشان از دو نفر بیشتر باشد، مجموعاً دو سوم کل ترکه را می‌برند.

وَإِنْ کانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ
و اگر (دختر) یکی باشد، پس برای او نصف است.

  • وَإِنْ: «و» عطف، «إن» شرط: «و اگر».
  • کانَتْ: فعل ماضی ناقص از «کان»، صیغه مؤنث مفرد.
    • ضمیر مستتر در آن به «وارث دختر» برمی‌گردد.
  • واحِدَةً: صفت مؤنث به معنی «یک نفر (دختر)».
    • خبر «کانت»، منصوب آمده است.
  • فَلَهَا: «پس برای اوست».
    • «ها» ضمیر مؤنث مفرد = همان دختر.
  • النِّصْفُ: «نصف، نیم».
    • مراد: نصف کل داراییِ به ارث‌رسیده.
  • نتیجه: یک دختر (در صورت نبودن فرزند پسر) نصف ترکه را به صورت فرض می‌برد.

وَلِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ
و برای پدر و مادر او، برای هر یک از آن دو، یک ششم از آنچه او بر جا گذاشته است می‌باشد، اگر او فرزندی داشته باشد.

  • وَلِأَبَوَیْهِ: «وَ» عطف، «لِـ» برای بیان استحقاق، «أبَوَیه» یعنی «دو پدر و مادر او» (مثنای «أبوان»؛ ولی در عربی معمولاً «أبوان» برای «پدر و مادر» به کار می‌رود).
    • «أبویه» یعنی «پدر و مادر او» (با ضمیر «ه»).
  • لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا:
    • «لِکُلّ» یعنی «برای هر یک».
    • «واحد» یعنی «یکی».
    • «منهما» یعنی «از آن دو (پدر و مادر)».
    • با هم: «برای هر یک از آن دو».
  • السُّدُسُ: «یک ششم».
    • سهم مشخص شرعی برای هر یک از پدر و مادر در این حالت.
  • مِمَّا تَرَکَ:
    • «مِن» + «ما»؛ یعنی «از آنچه که».
    • «تَرَکَ» (بر جا گذاشت)؛ به میت برمی‌گردد.
    • کل عبارت: «از آنچه برجا گذاشته است» (یعنی از ترکه).
  • إِنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ:
    • «إن» شرط، «کان» فعل ماضی ناقص.
    • «له» یعنی «برای او/به سود او»؛ «ولد» یعنی «فرزند» (اعم از پسر و دختر).
    • معنا: «اگر برای او فرزندی باشد (یعنی اگر از او فرزند باقی باشد).»
  • نتیجه حکم: در صورت داشتن فرزند، پدر یک ششم و مادر هم یک ششم می‌برند.

فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ
پس اگر او فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش او را ارث ببرند، برای مادرش یک سوم است.

  • فَإِنْ لَمْ یَکُنْ: «فَ» برای نتیجه، «إن» شرط؛ «لم یکن» فعل ماضی منفی (در قالب مضارع مجزوم)، از «کان».
    • «لم» حرف نفی و جزم؛ «یکن» صورت مجزوم «یکون».
    • معنی: «اگر نباشد».
  • لَهُ وَلَدٌ: «برای او فرزندی»؛ یعنی اگر از او فرزندی باقی نمانده باشد.
    • «ولد» باز هم شامل پسر یا دختر است.
  • وَوَرِثَهُ أَبَواهُ:
    • «و» عطف.
    • «وَرِثَهُ» فعل ماضی از «ورِث» یعنی «او را ارث بردند».
      • «ه» ضمیر مفعولی (او = میت).
    • «أبواه» یعنی «دو پدر و مادرش»؛ یعنی «پدر و مادر او وارث او شدند».
    • مفهوم: جز پدر و مادر وارث دیگری نباشد.
  • فَلِأُمِّهِ: «پس برای مادرش».
    • «اُمّه» یعنی «مادرش».
  • الثُّلُثُ: «یک سوم».
    • سهم مادر در این حالت: ثلث (یک سوم) ترکه، و بقیه (دو سوم) برای پدر است.

فَإِنْ کانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ
و اگر برای او برادران (و خواهرانی) باشد، برای مادرش یک ششم است.

  • فَإِنْ: نتیجه و شرط: «پس اگر».
  • کانَ لَهُ: «كانت له» یعنی «برای او بود / داشت».
  • إِخْوَةٌ: جمع «أخ» به معنای «برادران»، اما در اصطلاح فقهی شامل «خواهران» هم می‌شود، زیرا «إخوة» در این‌جا مفهوم عام «فرزندان دیگر پدر و مادر» را می‌رساند (بر اساس قواعد ارث).
    • نکره مرفوع (نقش اسم «کان»).
  • فَلِأُمِّهِ: «پس برای مادرش».
  • السُّدُسُ: «یک ششم».
    • یعنی اگر میت برادر یا خواهر داشته باشد (حتی به قول بسیاری از فقها: دو نفر یا بیشتر، ولو خواهر باشند)، سهم مادر از ثلث به سدس کاهش پیدا می‌کند و بقیه برای پدر و دیگر ورثه مطابق احکام دیگر تقسیم می‌شود.

مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِها أَوْ دَیْنٍ
پس از انجام وصیتی که او وصیت می‌کند یا (پس از پرداخت) دِینی که بر عهده اوست.

  • مِنْ بَعْدِ: «از بعدِ» یعنی «پس از».
    • این عبارت بیان می‌کند که تقسیم ارث بعد از انجام برخی امور مقدم است.
  • وَصِیَّةٍ: از ریشه «وصى»، به معنای «وصیت».
    • نکره، یعنی هر نوع وصیتی که مطابق شرع باشد.
  • یُوصِی بِها:
    • «یُوصی» فعل مضارع «یُوصون» از «وصّى»؛ یعنی «وصیت می‌کند».
    • «بها» یعنی «به آن (وصیت)».
    • تأکید برای این‌که وصیت باید انجام شود و سپس ارث تقسیم گردد.
  • أَوْ دَیْنٍ:
    • «أو» یعنی «یا».
    • «دَین» یعنی «بدهی».
    • بدهی‌های متوفی بر ارث مقدم است؛ یعنی اول باید بدهی‌ها پرداخت شود، بعد از آن تقسیم ارث صورت می‌گیرد.
  • نکته مهم: ترتیب شرعی معمولاً:
    1. هزینه‌های کفن و دفن و مخارج ضروری؛
    2. پرداخت بدهی‌ها؛
    3. اجرای وصیت در حد یک‌سوم؛
    4. سپس تقسیم باقیمانده بین ورثه.

آباؤُکُمْ وَأَبْناؤُکُمْ لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعًا
پدران شما و فرزندان شما (را در نظر بگیرید)، شما نمی‌دانید کدام‌یک از آنان برای شما سودمندتر است.

  • آباؤُکُمْ: «آباء» جمع «أب» یعنی «پدران شما».
    • «کم» ضمیر خطاب جمع (شما).
  • وَأَبْناؤُکُمْ: «أبناء» جمع «ابن» یعنی «پسران / فرزندان شما».
    • این‌جا معمولاً به معنای فرزندان (نسل بعد) است، نه فقط پسران، با توجه به سیاق آیه.
  • لا تَدْرُونَ:
    • «لا» نفی؛
    • «تدرون» فعل مضارع از «دری / درایت» یعنی «نمی‌دانید، آگاه نیستید».
    • مخاطب: «شما» (عموم مکلفان).
  • أَیُّهُمْ: «أیّ» اسم استفهام/موصول مبهم به معنای «کدام یک از آنان».
    • «هم» ضمیر جمع که به پدران و فرزندان برمی‌گردد.
  • أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعًا:
    • «أقرب» صیغه تفضیل از «قُرب» یعنی «نزدیک‌تر، سودمندتر».
    • «لکم» یعنی «برای شما».
    • «نفعاً» مصدر/اسم به معنای «سود، فایده»، منصوب به عنوان تمییز.
    • ترجمه: «کدام‌یک از آن‌ها به سود شما نزدیک‌تر (برای شما مفیدتر) است».
  • نکته: این جمله تأکید می‌کند که شما خودتان نمی‌توانید بدون وحی، تشخیص دهید کدام گروه (پدران یا فرزندان) در آینده برای شما مفیدترند؛ بنابراین تقسیم ارث باید بر اساس حکم خدا باشد، نه بر اساس حدس بشر.

فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ
حکمی واجب و تعیین‌شده‌ای است از جانب خدا.

  • فَرِیضَةً: از ریشه «فرض»؛ یعنی «چیز واجب شده، مقرر، تعیین شده».
    • منصوب (حال یا مفعول مطلق) برای تأکید بر این که آنچه گفته شد واجب و قطعی است.
  • مِنَ اللَّهِ: «از جانب خدا».
    • یعنی این تقسیم ارث، حکم بشری یا عرفی نیست، بلکه بر اساس تشریع الهی است.

إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیمًا حَکِیمًا
بی‌گمان خداوند همواره دانا و حکیم است.

  • إنَّ: حرف تأکید، به معنی «به‌راستی، همانا».
  • اللَّهَ: اسم «إنَّ» (منصوب).
  • کانَ: فعل ماضی ناقص؛ در این‌جا برای بیان ثبات و استمرار صفت آمده است، نه فقط گذشته.
  • عَلِیمًا: صیغه مبالغه از ریشه «علم»؛ یعنی «بسیار دانا».
    • منصوب به عنوان خبر اول یا خبر «کان».
  • حَکِیمًا: صفت مشبهه از ریشه «حُکم / حکمت»؛ یعنی «دارای حکمت، کارها را بر اساس مصلحت و نظم انجام‌دهنده».
    • منصوب به عنوان خبر دوم یا صفت برای «علیماً».
  • نکته معنایی: ذکر «عَلِیمًا حَکِیمًا» در پایان این آیه نشان می‌دهد که تمام این جزئیات ارث، بر پایه علم کامل خدا به مصالح بندگان و حکمت او در تشریع احکام است؛ حتی اگر انسان‌ها همه حکمت‌هایش را نفهمند.

در همهٔ مثال‌ها فرض می‌کنیم:

  • ترکهٔ خالص (بعد از پرداخت بدهی و اجرای وصیت) = ۶۰۰ میلیون تومان
  • برای ساده‌سازی، فعلاً وصیت و بدهی‌ای در نظر نمی‌گیریم (یعنی این ۶۰۰ میلیون، باقی‌ماندهٔ نهایی است).
  • همهٔ مثال‌ها دقیقاً بر اساس همین آیه است (سهم زن/شوهر، برادر و… را که در آیهٔ دیگر آمده، فعلاً کنار می‌گذاریم مگر جایی که توضیح بدهم).

مثال ۱: میت ۱ پسر و ۱ دختر دارد، پدر و مادر هم زنده‌اند

شرایط:

  • ورثه:
    • ۱ پسر
    • ۱ دختر
    • پدر
    • مادر
  • طبق آیه:
    • هر پسر = دو برابر هر دختر
    • برای هر یک از پدر و مادر = ۱/۶ (چون میت فرزند دارد)

۱. محاسبهٔ سهم پدر و مادر

  • سهم پدر = 16\dfrac{1}{6} از ۶۰۰ میلیون 16×600=100 میلیون تومان\frac{1}{6} \times 600 = 100 \text{ میلیون تومان}
  • سهم مادر = 16\dfrac{1}{6} از ۶۰۰ میلیون 16×600=100 میلیون تومان\frac{1}{6} \times 600 = 100 \text{ میلیون تومان}

پس:

  • پدر: ۱۰۰ میلیون
  • مادر: ۱۰۰ میلیون

مجموع سهم پدر و مادر = ۲۰۰ میلیون

۲. باقیمانده برای فرزندان

  • باقی‌مانده = ۶۰۰ − ۲۰۰ = ۴۰۰ میلیون تومان

بین پسر و دختر طبق «لِلذَّکَرِ مِثلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ»:

  • برای تقسیم، واحدها را تعیین می‌کنیم:
    • پسر = ۲ واحد
    • دختر = ۱ واحد
  • مجموع واحدها = ۲ + ۱ = ۳ واحد

پس:

  • سهم هر واحد = 4003≈133.33\dfrac{400}{3} \approx 133.33 میلیون تومان
  • سهم پسر (۲ واحد):2×4003=8003≈266.67 میلیون تومان2 \times \frac{400}{3} = \frac{800}{3} \approx 266.67 \text{ میلیون تومان}
  • سهم دختر (۱ واحد):4003≈133.33 میلیون تومان\frac{400}{3} \approx 133.33 \text{ میلیون تومان}

خلاصهٔ مثال ۱:

وارثسهم از ترکهمبلغ تقریبی
پدر۱/۶۱۰۰ میلیون
مادر۱/۶۱۰۰ میلیون
پسرباقیمانده به صورت دو برابر دختر≈ ۲۶۶٫۶۷ میلیون
دخترنصف سهم پسر≈ ۱۳۳٫۳۳ میلیون
جمع کل۶۰۰ میلیون۶۰۰ میلیون

مثال ۲: میت فقط ۱ دختر دارد، پدر و مادر هم زنده‌اند، فرزند پسر ندارد

شرایط:

  • ورثه:
    • ۱ دختر
    • پدر
    • مادر
  • طبق آیه:
    • ۱ دختر = نصف ترکه
    • پدر = ۱/۶
    • مادر = ۱/۶
      (چون «لَهُ وَلَدٌ» صادق است؛ دختر هم «ولد» محسوب می‌شود.)

۱. سهم دختر

  • سهم دختر = ۱/۲ از ۶۰۰ میلیون 12×600=300 میلیون تومان\frac{1}{2} \times 600 = 300 \text{ میلیون تومان}

۲. سهم پدر و مادر

  • پدر = ۱/۶ از ۶۰۰ میلیون = ۱۰۰ میلیون
  • مادر = ۱/۶ از ۶۰۰ میلیون = ۱۰۰ میلیون

۳. جمع و باقیمانده

  • جمع سه سهم: ۳۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ = ۵۰۰ میلیون
  • ۶۰۰ − ۵۰۰ = ۱۰۰ میلیون تومان باقی می‌ماند

این باقیمانده در فقه با قواعد دیگر (مثلاً ردّ به بعضی وارثان) بررسی می‌شود، اما خود این آیه فقط سهم‌های فرضی (نصف و سدس‌ها) را بیان کرده است.

خلاصهٔ مثال ۲:

وارثسهم از ترکهمبلغ
دختر۱/۲۳۰۰ میلیون
پدر۱/۶۱۰۰ میلیون
مادر۱/۶۱۰۰ میلیون
باقی ماندهطبق احکام دیگر ارث تعیین می‌شود۱۰۰ میلیون
جمع۶۰۰ میلیون۶۰۰ میلیون

مثال ۳: میت فقط دو دختر دارد، پدر و مادر زنده‌اند

شرایط:

  • ورثه:
    • ۲ دختر
    • پدر
    • مادر
  • طبق آیه:
    • دو دختر یا بیشتر (بدون پسر) = مجموعاً ۲/۳ ترکه
    • پدر = ۱/۶
    • مادر = ۱/۶

۱. سهم پدر و مادر

  • پدر = ۱/۶ از ۶۰۰ = ۱۰۰ میلیون
  • مادر = ۱/۶ از ۶۰۰ = ۱۰۰ میلیون

جمع دو سهم = ۲۰۰ میلیون

2. سهم دو دختر (از کل ترکه)

  • مجموع سهم دختران = ۲/۳ از ۶۰۰ 23×600=400 میلیون تومان\frac{2}{3} \times 600 = 400 \text{ میلیون تومان}

یعنی:

  • هر دختر = ۴۰۰ ÷ ۲ = ۲۰۰ میلیون تومان

3. جمع و باقیمانده

  • پدر: ۱۰۰
  • مادر: ۱۰۰
  • دختر ۱: ۲۰۰
  • دختر ۲: ۲۰۰

جمع = ۶۰۰ میلیون (این‌جا چیزی اضافه نمی‌ماند).

خلاصهٔ مثال ۳:

وارثسهم از ترکهمبلغ
پدر۱/۶۱۰۰ میلیون
مادر۱/۶۱۰۰ میلیون
دو دختر (مجموعاً)۲/۳۴۰۰ میلیون (هر کدام ۲۰۰)
جمع۱۶۰۰ میلیون

مثال ۴: میت فقط پدر و مادر دارد، هیچ فرزندی ندارد، برادر و خواهر هم ندارد

شرایط:

  • ورثه:
    • پدر
    • مادر
  • طبق آیه:
    • چون «لَم یَکُن لَهُ وَلَدٌ» و فقط پدر و مادر وارث‌اند:
      • مادر = ۱/۳
      • بقیه (۲/۳) برای پدر

۱. سهم مادر

  • سهم مادر = ۱/۳ از ۶۰۰ 13×600=200 میلیون تومان\frac{1}{3} \times 600 = 200 \text{ میلیون تومان}

۲. سهم پدر

  • باقی‌مانده = ۶۰۰ − ۲۰۰ = ۴۰۰ میلیون
  • پس سهم پدر = ۴۰۰ میلیون (یعنی ۲/۳)

خلاصهٔ مثال ۴:

وارثسهم از ترکهمبلغ
مادر۱/۳۲۰۰ میلیون
پدر۲/۳ (باقیمانده)۴۰۰ میلیون
جمع۱۶۰۰ میلیون

مثال ۵: میت فرزند ندارد، ولی برادر/خواهر دارد، پدر و مادر زنده‌اند

برای ساده‌سازی، این‌طور فرض می‌کنیم:

  • ورثه:
    • پدر
    • مادر
    • چند برادر/خواهر (تعداد مهم نیست، حداقل دو نفر)
  • طبق آیه:
    • «فَإِن کانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ»
    • یعنی وجود «إخوة» (برادر/خواهر) سهم مادر را از ۱/۳ به ۱/۶ کاهش می‌دهد.
    • دربارهٔ سهم پدر و برادران/خواهران، جزئیات در فقه و آیات دیگر روشن می‌شود؛ اما این آیه فقط سهم مادر را مشخص می‌کند.

برای نشان دادن اثر آیه، فقط سهم مادر را دقیق حساب می‌کنیم:

۱. سهم مادر

  • سهم مادر = ۱/۶ از ۶۰۰ 16×600=100 میلیون تومان\frac{1}{6} \times 600 = 100 \text{ میلیون تومان}

۲. بقیهٔ ۵۰۰ میلیون

  • این ۵۰۰ میلیون بین پدر و برادران/خواهران بر اساس قواعدی که در آیات دیگر و فقه آمده تقسیم می‌شود (چون در خود این آیه به‌صراحت نیامده، این‌جا وارد جزئیاتش نمی‌شوم تا از متن آیه خارج نشویم).

خلاصهٔ مثال ۵:

وارثسهم بر اساس همین آیهمبلغ
مادر۱/۶۱۰۰ میلیون
پدر + برادران/خواهرانباقی‌مانده (طبق احکام دیگر)۵۰۰ میلیون
جمع۱۶۰۰ میلیون

 

Nach oben scrollen