004-004-099-نساء

« Back to Glossary Index
و زنانی را که برای اینکار به همسری میگیرید مهر مقرره ایشان را از روی میل بايشان بدهید پس اگر خودشان شخصا از روی خوشی چیزی از آنرا برای شما گذشت کردند آنرا گوارا و خوش بخورید (از دقت در آیه ۱۲۷ که روشن کننده این آیات است معلوم میشود که این آیات مربوط به گرفتن زن برای نگهداری یتیمانی است که در جنگهای گذشته پس از کشته شدن گروهی از مسلمانان، مسلمانان دیگر مجبور بودند از یتیمان آنان نگهداری کنند و برای نگهداری این پتیمان بهتر بود که مادر یا خواهر یتیمان را به همسری خود بگیرند تا بهتر به يتيمان رسیدگی شود و این به شرطی است که همسر شدن این خواهر و مادران یتیم واقعا به نگهداری یتیم کمک کند و عیب دیگری بوجود نیاورد و لذا خالق عالم فرموده میتوانید از خواهران و مادران یتیمان چهار یا سه یا دو یا یک نفر بدین منظور بگیرید و اگر خوب نبود یکی هم نگیرید بلکه از گرفتن کنیز برای نگهداری استفاده کنید، بر خلاف آنچه مشهور است این آیات، زن گرفتن را برای مسلمان به چهار محدود نمی کند و منظور از عدالت در این آیات عدالت و خوب نگهداری نسبت به یتیمان است نه عدالت به معنای مساوات نسبت به چند زن و از آنجا که مسلمانان میل داشتند خواهر یا مادر یتیمان را بدون مهر یا با مهر کم بگیرند و برای گرفتن آنان منّت هم بر آن زنان بگذارند که میخواهند به يتيمان آنان در این زناشوئی کمک کنند خالق عالم میفرماید چنین نکنند بلکه همان مهری را در نظر بگیرند که دیگران برای ازدواج با آن زنان در نظر میگیرند مگر خود اینگونه زنان به مهر کمتر راضی باشند و یا چیزی از مهر خود را ببخشند و چون مسلمان نباید در هیچ یک از رفتار خود به کسی ظلم کند قطعا مسلمانی که عیبی از گرفتن بیش از یک زن در زندگی خود میبیند بیش از یک زن نمی گیرد و اگر عیبی نباشد بیش از چهار زن نیز میتواند بگیرد و قطعی است روی این قانون عدم ظلم، اگر حکومت اسلام برای مردم صلاح بداند بیش از یک زن نگیرند دستور حکومت اسلام به شرطی که حقا روی مصالح اجتماعی باشد تا هنگامی که چنان مصلحتی هست واجب الاجرا میباشد و غیر از آنچه نوشتیم هر نظر دیگری که در این باره داده شود روی انحراف فکری یا احساسات غیر منطقی است و هر مسلمانی که روش ظالمانه ای در هر موردی پیش گیرد حکومت دلسوز اسلام لازمست از آن جلوگیری نماید و هیچ بهانه های قانونی و کلاههای شرعی نمی تواند در حکومت اسلام باعث ظلم کردن کسی بشود) (۴)

وَآتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً ۚ فَإِن طِبْنَ لَكُم عَن شَيْءٍ مِنهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا

و به زنان مهریه‌هایشان را به‌عنوان بخشش (یا نَحلَه) بدهید. پس اگر از چیزی از سوی خودشان به شما رضایت رسید (یعنی خودشان چیزی را به شما بخشیدند)، آن را خوش‌خوراک و پاکیزه بخورید.

وَآتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً ۚ

  • واو (حرف عطف): و
  • آتُوا: فعل امر جمع از ریشه أ-ت-ی (أتى/آتَى). صیغه: فعل امر به جمع مخاطب (شما جمع). معنا: بدهید. ریشه: أَتَى — شکل در اینجا مصدر مفعل به صورت آتِ/أتَ/آتى به کار رفته است که به معنی «دادن» در همین ساختار قرآنی به کار رفته؛ به‌طور نحوی فعل ثلاثی مجرد از باب افعل برای امر جمع.
  • النِّساءَ: مفعول به برای «آتُوا»؛ جمع «زَوجَة/امْرَأَة» به معنی زنان.
  • صَدُقاتِهِنَّ: صَدَقَة جمع یا اسم مرتبط به مهر (در این آیه به معنی مهریه/صداق) + ضمیر متصل «هنّ» مضاف الیه؛ معنی: مهریه‌هایشان.
  • نِحْلَةً: اسم منصوب و توضیح در مقام تأکید/تبیین نوع صدقات؛ نَحْلَه از ریشه ن-ح-ل به معنی «بخشش، هدیه، عطیه». در برخی قرائت‌ها و تفاسیر به معنی «بخشش آزادانه» یا «عطاء سخاوتمندانه» گفته شده است. صیغه و نقش: حال یا نعت یا تبیین؛ در این آیه معمولاً به‌عنوان تأکید آمده و نشان می‌دهد که صدقات (مهریه) باید به‌عنوان یک بخشش و عطیه معین داده شود.

معانی کل جمله: «و مهریه‌های زنان را (به عنوان) عطیه بدهید.» — دستور صریح به مردان برای ادا و پرداخت مهر به زنان.


فَإِن طِبْنَ لَكُم عَن شَيْءٍ مِنهُ نَفسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا

  • فَ: حرف عطف و سبب (فعل تعقیبی)؛ «پس/پس اگر».
  • إِن: حرف شرط جازم (یا جازم معانی)؛ در اینجا شرط وقوع یا جود حسن روابط.
  • طِبْنَ: فعل لازم فعل ماضی محذوفه؟ ساخت: ظاهراً از ریشه ط-ب-ع یا ط-ي-ب؟ در واقع این صورت از باب تفعل یا شکل مجهول است؛ اما دقیق‌تر: شکل قرآنی «طِبْنَ لَكُمْ» در برخی قرائت‌ها «طِبْنَ» به‌معنی «طِبْنَ‏» از ریشه ط-ب-ع نیست. باید توجه کرد که قرآن اغلب از باب «طِبْنَ لَكُم عَن شَيْءٍ» تفسیر شده به «اگر از چیزی از سوی خود زنان به شما خوشایند شد/اگر زنان چیزی را به میل خود از مهریه صرف‌نظر کردند». برخی مفسران «طِبْنَ» را شکل مبنی بر فعل «طَبَّ» (طِبّ) ندانسته‌اند و آن را به معنی «اگر برای شما پسندیده شد/خوشایند آمد» گرفته‌اند؛ و نیز خوانش «طِبْنَ لَكُم» = اگر از چیزی از آن‌ها به شما خوش آمد/پس اگر آنان چیزی را به میل خود از مهریه بخشیدند. در لغت «طِيب» ریشه ط-ي-ب به معنی پاک، خوش است؛ «طِبْنَ» در این آیه به کار فعل تبدیل شده به معنی «پس اگر برای شما خوش (رضایت‌آور) شد».
    • ریشه محتمل: ط-ي-ب (طِيب) — نسبت به «خوشی، لذیذ، پاک». در قالب مفرد جمع/صرف آیات، «طِبْنَ» به فعل ماضی مجهول یا مصدری-فعلی نزدیک است که معنای «خوش آمد، خوشایند شد» می‌دهد.
  • لَكُم: مفعول/جار و مجرور با لام اختصاص برای شما (برای شما).
  • عَن: حرف جر «از».
  • شَيْءٍ: اسم مبهم = چیزی.
  • مِنهُ: «مِنْ» + ضمیر «هُ» برگرفته از «صدقاتِهِنَّ» (از آن)؛ یعنی «از آن (مهریه)».
  • نَفسًا: «نَفْسًا» یعنی «به میل خود/به اختیار خود»؛ در اینجا تأکید بر اراده و اختیار دادن زن است؛ ریشه: ن-ف-س.
  • فَكُلُوهُ: فعل امر جمع از ریشه أ-ك-ل (أكل) به معنی بخورید/بپذیرید؛ مخاطب جمع: شما مردان. ضمیر «هُ» مفعول (آن را).
    • ریشه: أ-ك-ل.
  • هَنِيئًا: حال یا نعت برای طريقة الأكل؛ از ریشه ه-ن-أ یا ه-ن-ء به معنی خوش و لذیذ؛ «لذیذ، خوش‌مرغوب».
  • مَرِيئًا: نیز حال یا نعت؛ از ریشه م-ر-و/م-ر-ؤ؟ در لغت «مَرِيء» به معنی پاک و خوش (در باب معنایی نزدیک به «هَنِيئًا») — برخی مفسران گفته‌اند «مريئًا» به معنی «پاکیزه، حلال، حلال‌خوراک» یا «سهل‌الهضم»؛ در کل «هنيئًا مريئًا» تعبیر تقویت‌کننده است به معنی «خوش‌خورد و پاکیزه».

معانی کل جمله: «پس اگر (زنان) از چیزی از آن (مهریه) به میل خود برای شما رضایت دادند، آن را خوش‌خوراک و پاکیزه بخورید.» یعنی اگر زن بخشی از مهر را واگذر کرد و آن را به مرد بخشید، مرد می‌تواند از آن با رضایت بخورد و منعی نیست — بلکه باید با خوش‌رویی و پاکیزگی آن را بپذیرد.


توضیح اضافی لغوی-فقهی کوتاه:

  • صَداق / صَدُقاتِهِنَّ در فقه اسلامی معادل «مهر» است؛ نِحْلَةً تأکید بر بخشش و عطیه دارد.
  • «نَفسًا» نشان‌دهنده اختیار و رضایت زن است؛ تأکید قرآن بر اینکه هر گونه صرف از مهر باید با رضایت زن باشد.
  • «هَنِيئًا مَرِيئًا» ترکیبی تمجیدی است که نشان می‌دهد پذیرش آن از سوی مرد باید بدون اکراه و با رضایت و شکر باشد؛ همچنین دلالت دارد که چیز واگذار شده مطبوع و پاک است و مرد نباید نسبت به آن بدگمانی یا تحقیر داشته باشد.

متن آیه

وَآتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحلَةً ۚ فَإِن طِبنَ لَكُم عَن شَيءٍ مِنهُ نَفسًا فَكُلوهُ هَنيئًا مَريئًا

تفسیر جامع و مانع آیه:

این آیه بخشی از دستورهای اسلام درباره حقوق مالی زنان در ازدواج است. در ادامه نکات مهم آن بررسی شده است:

  1. صداق یا مهریه:
    • واژه «صدقاتهن» به معنی مهریه است که مرد باید به زن خود بدهد.
    • «نحلة» به معنی هدیه و چیزی است که به صورت بخشش و به قصد محبت و احترام به زن داده می‌شود.
    • این آیه تأکید می‌کند که مهریه باید به زن داده شود و حق مسلم اوست.
  2. لزوم پرداخت مهریه به زن:
    • کلمه «آتوا» دستور صریح به مردان است که مهریه را به زنانشان بدهند.
    • این دستور بر پایه عدالت و احترام به حقوق زنان در خانواده است.
  3. اختیار زن در بخشش مهریه:
    • عبارت «فإن طِبن لكم عن شيء منه نفساً» اشاره می‌کند که اگر زن بخواهد از دریافت تمام یا قسمتی از مهریه صرف نظر کند، مرد می‌تواند آن بخش را نپردازد.
    • «نفساً» یعنی با رضایت کامل و آزادانه زن، بدون هیچ اجبار یا فشار.
  4. اجازه مصرف مهریه توسط مرد:
    • وقتی زن از مهریه خود صرف نظر کند، مرد می‌تواند آن را «هنيئاً مريئاً» مصرف کند.
    • «هنيئاً» یعنی خوشمزه، لذت‌بخش و «مريئاً» یعنی مفید، پاک و سالم.
    • این بیان نشان می‌دهد که استفاده مرد از آن بخش از مهریه باید همراه با آرامش وجدان و رضایت باشد.
  5. پیام کلی آیه:
    • احترام به حق مالی زن در ازدواج واجب است.
    • مهریه نشانه تعهد و مسئولیت مرد در قبال همسر است.
    • در عین حال، اگر زن بخواهد، می‌تواند بخش یا کل مهریه را به عنوان هدیه به شوهر ببخشد.
    • این امر باید با رضایت کامل زن و بدون اجبار انجام شود.

جمع‌بندی:

آیه یادآور حق مسلم زن برای دریافت مهریه است که باید توسط مرد داده شود. همچنین به اختیار و رضایت زن در بخشش مهریه توجه دارد و اجازه می‌دهد اگر زن بخواهد، از دریافت آن صرف نظر کند. بدین ترتیب، این آیه هم حقوق مالی زن را محترم می‌شمارد و هم حق اختیار او را در این زمینه تضمین می‌کند. همچنین تأکید دارد که مرد می‌تواند با رضایت زن از آن بخش صرف نظر شده استفاده کند، بدون اینکه این موضوع منجر به ناراحتی یا مشکل برای هیچ‌یک از طرفین شود.

Nach oben scrollen